دربارهٔ ما (دعوت به همکاری)

دربارهٔ ما

«وبلاگ آزادی ایران» از حدود پنج سال پیش و بعد از مسدود شدن آدرس قبلی‌ ، در آدرس جدید ، فعالیّت خود را با شعار «آگاهی‌ لازمهٔ آزادی است» و به طور مستقل در زمینهٔ «انتشار و پخش نسخهٔ الکترونیکی کتاب‌ها و آثار ممنوعه در ایران» مجدداً آغاز کرده است . از آغاز تاسیس ، هدف همانا ، ترویج و گسترش فرهنگ مطالعه ، دسترسی‌ آزاد به اطلاعات ، رهایی از بند خرافات مذهبی‌ ، افشای ماهیت پلید جمهوری اسلامی و سردمدارانش ، مبارزه با سانسور ، تحقق‌ آزادی بیان و احترام به دگر اندیشان ، اشاعه فرهنگ دموکراسی ، مبارزه با اسلامیزه کردن افکار و آگاه سازی نسل جوان از حقوق خود و در نهیات احیای افکار بیدار و روشنگر که منجر به آزادی ایران خواهد شد ، بوده و هست . گرچه در انجام این رسالت کاستی هایی وجود دارد اما این مهم تنها با همیاری و همکاری شما عزیزان قابل ترفیع است .

همچنین سپاس همهٔ روشنفکران و نویسندگان روشنگری را که هیچگاه لطف و حمایت خود را از وبلاگ آزادی ایران دریغ ننموده و همواره کتاب‌ها ، آثار و مطالب روشنگرانه خود را بدون هیچ چشمداشتی به پیشگاه هم وطنان خرد گرای خود تقدیم داشته اند .

قابل توجه نویسندگان و روشنگران و هنرمندان ایرانی‌

«بنیاد علمی‌ – فرهنگی‌ آیرملو» با مدیریت جناب «پروفسور رضا آیرملو» برای انتشار تعدادی آثار نوشتاری ، صوتی و تصویری نویسندگان و هنرمندان ایرانی‌ کمک مالی و حمایت معنوی اختصاص می دهد ( اطلاعات بیشتر )

سخنی با دوستان خارج از کشور

دوستان گرامی‌ مدتی‌ است به علت عدم دسترسی‌ مداوم به شبکه اینترنت متأسفانه امکان پاسخگویی به همهٔ ایمیل‌ها ، درخواست‌ها و نظرات میّسر نیست ، در همین رابطه ، از دوستان گرامی‌ و روشنگر خود که در خارج از ایران زندگی‌ می‌کنید و به مطلب این وبلاگ دسترسی‌ دارید خواهشمندم در انتقال کتاب‌ها و دیگر مطلب وبلاگ آزادی ایران به هم وطنان عزیز داخل ایران دریغ ننمأید .

دسترسی به وبلاگ آزادی ایران و دیگر وب سایت ها از طریق فیلترشکن

با مراجعه به وبسایت » مرکز مبارزه با فیلترینگ» میتوانید به روز‌ترین و موثر‌ترین فیلترشکن‌ها را دریافت کنید . همچنین لازم می‌دانم از همین جا کمال سپاس را از گردانندگان این مرکز که سد سانسور را شکسته و دسترسی آزاد به اطلاعات را برای همگان فراهم ساخته اند به عمل آورم .

یادآوری چند نکته 

– دانلود کلیهٔ کتاب‌ها ، مطلب و فایل‌های صوتی و تصویری وبلاگ آزادی ایران ، رایگان است .

– برای دسترسی‌ آسان به مطلب ترجیحا از مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم استفاده کنید و حتی الامکان از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده نکنید .

– برای دانلود کتاب‌ها و فایل‌های صوتی و تصویری بهتر است از یک نرم افزار دانلود فایل مانند IDM استفاده کنید .

– در صورتی‌ که از نرم افزار‌های دانلود فایل استفاده نمی‌کنید ، برای دانلود کتاب‌ها روی گزینهٔ «دانلود با لینک مستقیم » مندرج در زیر جلد هر کتاب ، راست کلیک کرده و گزینهٔ Save Link As از را انتخاب کنید و کتاب یا فایل مورد نظر را در محل دلخواه خود ذخیره کنید .

– برای مطالعه کتاب‌ها از نرم افزار Adobe Reader یا Nuance PDF Reader استفاده کنید .

– برای باز کردن فایل‌های زیپ شده از نرم افزار Winrar استفاده کنید .

– برخی‌ از فایل‌های صوتی و تصویری زیپ شده دارای رمز می باشند . رمز کلیهٔ فایل‌های فشرده (www.azadieiran2.wordpress.com) می‌باشد .

– به زودی کلیهٔ کتاب‌ها و فایل‌ها از طریق سرور دانلود قدرتمند MediaFire هم قابل دانلود خواهد بود .

– نظرات و دیدگاه‌های شما عزیزان بدون هیچ کم و کاستی منتشر می شود و فقط پیام‌های حاوی بد افزار یا لینک‌های آلوده و مشکوک حذف می شوند .

– خواهشمندم دیدگاه‌های خود در رابطه با هر کتاب را در بخش نظرات همان کتاب بگذارید .

– برای درخواست کتاب ، نام نویسنده و نام کتاب مورد نظر را به آدرس ایمیل (survival_mamusta@yahoo.com) فرستاده و موضوع یا subject ایمیل خود را «درخواست کتاب» بگذارید .

همکاری با وبلاگ آزادی ایران 

از عزیزانی که توانايي تایپ به زبان فارسی و یا تهیه و تولید کتاب هاي صوتی ممنوعه را دارند و مایل به همکاری با وبلاگ آزادی ایران هستند ، خواهشمندم به آدرس ایمیل (survival_mamusta@yahoo.com) ایمیل داده و عنوان موضوع یا subject ایمیل خود را «همکاری» بگذارند .

پیشنهادات ، نظرات و انتقادات شما ، بی‌شک ما را در راهی‌ که در پیش گرفته ایم یاری خواهد کرد .
با سپاس / وبلاگ آزادی ایران

201 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. محمد
    مهٔ 14, 2011 @ 15:30:00

    دانلود کتاب رازهای انقلاب نوشته منوچهر بی بییان

    پاسخ

  2. fereshteh molavi
    ژوئن 09, 2011 @ 13:04:29

    با درود و آرزوی پایداری در فراهم آوردن کتابخانه‌ی مجازی
    پیشنهاد بهسازی طراحی سایت و به ویژه بخش بالا یا سرآیند را دارم

    پاسخ

    • داود
      دسامبر 15, 2014 @ 06:45:37

      اگه يه پيشنهاد خوب باشه همينه !!! عملا امكان سرچ بسيار ضعيف است مثلا من وقت خوندن پي دي اف ندارم و فقط دنبال كتابهاي صوتي ميگردم ولي هرچي گشتم هيچي پيدا نكردم كه چطور ميشه اونها رو سرچ و پيدا كرد

      پاسخ

  3. Epsilon
    ژوئیه 19, 2011 @ 12:09:33

    درود بر شما, درود بر شما.

    پاسخ

    • hirod
      نوامبر 23, 2015 @ 08:32:55

      سلام و تاسف
      واقعا براتون متاسفم این چه سایت اشغالیه بازکردید خجالت نمی کشید به ولایت فقیه بی ادبی میکنید اگر پیامبر را قبول دارید ولایت فقیه همان ولایت محمد رسول الله است وبی احترامی به رهبر بزرگ وار جهمهوری اسلامی ایت الله خامنه ای مانند بی احترامی به پیامبر است.
      ای بر پدر مادر کسانی که این سایت ها را باز میکنند تا جوان های دین دار مارا از راه بدر کنند خدا لعنتتان کند.
      با خواندن اولین جمله از کتاب ایات شیطنی ان را حذف کردم و از خداوند طلب ببخشش کردم بابت خواندن این کتاب جهنمی…شما چه طور به خودتون اجازه میدید این کتاب های جهنمی را برای دانلود بگذارید.
      من ایمانم استوار بود به ولایت فقیه و امام خامنه ای عزیز که در دل ما جا دارد ولی ممکن است بعضی ها سست پایه باشند از نظر ایمان و انهارا شما اشغال ها میخواهید از راه بدر کنید تا بر علیه دین خدا مکتب پیامبر و شهیدان توهین کنند و روی برگردانند…
      خجالت بکشید انسان های پست و جهنمی شما ها باید در اخرین طبقه ی دوزخ بسوزید ای بر پدر و مادرتان بیاد عوضی ها اخه چطور به خودتون اجازه میدید بر علیه جمهوری اسلامی توهین کنید این جمهوری .جمهوری است خدایی و پیامبری و با رهبری امام خامنه و بقییه برادران در تلاش اند که به ملت ایران کمک کنند و خیر ما را میخواند اگر جمهوری اسلامی نبود ما چطور میخواستیم در برابر عراق مقاومت کنیم بعد شما به خوبی و خیر پشت میکنید ….اشغال ها جهنمی ها….مگر وجدان ندارید….اشکم را در اوردید
      حرف های امام خامنه ای را گوش کنید می بینید تمام حرفای ایشون از روی خیر خواهی و دوس داشتن ما هاست واقعا شرم کنید از این کاراتون عوضی ها…
      برای این سایت باید قیلتری قوی تر گذاشته شود تا جوان های ما از ولایت فقیه برنگردند ولی گاهی برای بعضی از عاقلان مانند من خوب هست تا از گناهان شما انسان های جهنمی و اشغال و پست درس بگیریم و ایمانمان به اسلام و ولایت فقیه پایدار تر و استوار تر شود..
      خداوندا منو ببخش که گناه کردم و چند کتاب از این سایت جهنمی دانلود کردم…
      اگه نوشته من را خوندید خوب به ان فکر کنید و مانند من از خدا بایت این گناه بزرگ طلب بخشش کنید…

      پاسخ

      • azadieiran2
        نوامبر 23, 2015 @ 14:24:21

        با درود

        دوست گرامی‌ من، جناب عالی‌ که به قول خودتان سست پایه نبودید و نیستید (!) چرا کتاب دانلود کردید و حتی چند صفحه مطالعه کردید(!) که ناچار شوید این همه ناله و نفرین نثار بنده کنید(!)و بعد از آن گریه کنید(!)از خود بیزار شوید و طلب مغفرت کنید(!)و سپس خود را عاقل بنامید و ادعا کنید ایمانتان محکم تر شد(!)حداقل به خودتان رحم کنید و تکلیف خودتان را روشن کنید(!)

        پاینده باشید

      • کوروش
        مارس 19, 2016 @ 10:52:19

        دوست عزیز، این وبسایت و بقیه سایت های مشابه فقط دارن به من و تمثال جنابعالی آزادی گرفته شده رو میدن، آزادی تفکر.
        شما یه دلیل قانع کننده بیار که یک کتاب(کتاب و نه مواد مخدر) بابد ممنوع باشه! یک دلیل قانع کننده بیار من خودم این سایت ها رو از ریشه از بین میبرم. شما برا خودتون هم احترام قائل نیستید و وقتی دارن خوندن یک کتاب رو از شما میگیرن و نمیذارن آزادانه و مختار فکر کنید بازم اعتراضی ندارید و میگید کار درستیه.
        امیدارم یکم فک کنید.

      • Arda
        نوامبر 20, 2016 @ 22:33:54

        با درود به شما عزیز که کاملا گریان شدید
        ابتدا اینکه شما از آقای خامنه ای هیچ شناختی جز اسمشون ندارید و در ادامه شما به این دلیل پیرو مکتب اسلام هستین چون در یک محیط اسلامی به دنیا اومدین ، زیاد نمیخوام وقتم رو هدر بدم زیرا که فایده ای هم برای شما ندارد فقط بدانید که محمدی که دم از قداستش میزنید به اسم دین و به واسطه ی قداست آسمانی اش به دختران خردسال تجاوز میکرد و برای عده ای گوسفند چران بخت برگشته دروغ های دلاویزی سر هم میکرد و با وعده بهشت سرسبز و حور و پری و زنگی جاویدان اعرابی را که در صحرای خشکو سوزان جان میکندند را جان فدای ایده های خود میکرد که انصافا اگر من هم بجای آن عرب ها بودم و در آن فلاکت زندگی میکردم و کسی میامد و به من چنان وعده هایی میداد حاظر بودم هزاران آدم بکشم. و شما جناب که ایمانتان را حفظ کرده اید چیزی جز یک فاحشه ی مغزی نیستید
        امیدوارم که روزی بفهمید که فرقی هست بین جانی و عالم

  4. Iran e
    ژوئیه 28, 2011 @ 19:42:47

    Dorood va sepas.chera ke tabe Sheike Sanea 26 safhas?dastan ke tamom ..nashod hanoz

    پاسخ

  5. Iran e
    ژوئیه 28, 2011 @ 19:58:11

    Har Chan nafar ke hastid omidvaram dar zehne mardom Javidan beshid ke behtarin chiz dar doniast be nazare man

    پاسخ

  6. cyrus
    ژوئیه 29, 2011 @ 12:10:43

    doroud be hameie kasani ke dar rahe azadie baian va andishe talash mikonnd.omiddvaram har andaze kuchak betavanam hamiar shoma va hamia azidakhahan basham.
    dustetan daram movafagh bashid

    پاسخ

  7. bardia
    سپتامبر 21, 2011 @ 06:38:08

    dorod be shoma va sepas bikaran bayae talashhaye shoma yek darkhast az shoma ike agar mishe az hame in nevisandegan aziz ke delshan baraye farang va vatan aziz man mitapad darkhast konid ke naskhayeshan ra be zaban shirin parsi hamand aghayan ale dalfak va porsa poursasan .. bevisand va az vathaye(kalemehaye) tazi bahreh nabarnd.vaghti onha az vathaye tazi bahreh mibarand mishe goft khodeshan darand be tazihan khedmat mikonand .bedrod

    پاسخ

  8. Sia San
    ژانویه 03, 2012 @ 18:29:58

    با درود /من بسیار از کتابهای شما استفاده میکنم و بسیار سپاس گذارم درضمن موفق باشید

    پاسخ

  9. سیاوش لشگری
    ژانویه 04, 2012 @ 08:28:05

    خسته نباشید با این کار بزرگ تاریخی

    پاسخ

  10. ladan
    ژانویه 26, 2012 @ 15:47:27

    How about Dr. Fouladvand videos?

    پاسخ

  11. mobin
    فوریه 08, 2012 @ 17:02:28

    با دردود
    برای رسیدن به جهانبینی درست نیاز به ازادی اطلاعات است که اینجا نیست.
    پس از اطلاع رسانیتان سپاسگذارم
    لطفا ادرس بروزتان را برام ایمیل کنین.چون نشانی دومتون هم فیلتره

    پاسخ

  12. Rezaaaa
    فوریه 15, 2012 @ 15:58:48

    سایت خوبی دارین ولی کاش فیلتر نبود تا همه میتونستن دسترسی داشته باشن تا دیدگاه منتقدای دین اسلامو هم مطالعه کنن

    پاسخ

  13. mehdi
    فوریه 26, 2012 @ 16:04:08

    با درود.ممنون از کتابهاى خوبتون مىخاستم بدونم شما تو فىس بوک صفحه اختصاصى دارىد?اگه هست لطفا لىنکشو بزارىن تا بتونىم کتابها را دانلود و مهمتر اىنکه اشتراک گزارى بکنىم.

    پاسخ

    • azadieiran2
      فوریه 27, 2012 @ 13:05:44

      با درود به شما

      دوست گرامی‌ در حال حاضر وبلاگ آزادی ایران صفحه‌ای در فیسبوک ندارد ، اما دوستان زیادی زحمت این کار را کشیده اند و کتاب‌ها را در فیسبوک به اشتراک گذشته اند .

      با سپاس از شما

      پاسخ

  14. arash
    مارس 04, 2012 @ 17:33:12

    درود
    باسپاس ازشما آیاامکان داردکتابهای شما به آدرس ایمیل بنده فرستاده شود؟بعلت سرعت پایین اینترنت وف ی ل ت ربودن قادر به دانلود کردن کتابهای ارزشمند شما نیستم.وشدیدا به آنها نیاز دارم. اگرپاسخ دهید ممنون میشم.
    با آرزوی آزادی ایران

    پاسخ

  15. arash
    مارس 04, 2012 @ 17:53:54

    آیا برای شما امکان پذیر میباشد که کلیه کتابها را از شما خریداری کنیم بصورت لوح فشرده یا از راههای دیگر.بطور مثال ارسال کتابها از طریق اینترنت وایمیل.ممنون میشم پاسخ بنده را از طریق ایمیل ارسال کنید

    پاسخ

    • azadieiran2
      مارس 04, 2012 @ 21:42:49

      با درود به شما

      دوست گرامی‌ ، تمامی‌ کتاب‌های موجود در وبلاگ رایگان هستند ، لطفا نام کتاب‌های مورد نظر خود را ایمیل کنید تا برایتان بفرستم.

      با آرزوی موفقیت برای شما و خانواده گرامیتان

      پاسخ

  16. arash
    مارس 06, 2012 @ 12:14:59

    درود
    ممنون از شما دوست گرامی
    بنده مایلم تمتمی کتابها رو داشته باشم هم اینتر نت کم سرعت دارم وهم با ف ی ل ت ر مواجه هستم اگه لطف کنید به طریقی کتابها رو برایط من بفرستید ممنون میشم

    پاسخ

    • azadieiran2
      مارس 06, 2012 @ 17:06:03

      با درود به شما
      دوست گرامی‌ من
      تمامی‌ کتاب‌های موجود در وبلاگ آزادی ایران رایگان هستند . آیا شما میتوانید از سرور مدیا فایر دانلود کنید ؟
      برای نمونه روی لینک زیر کلیک کنید ، و امتحان کنید که کتابی‌ را که آپلود کرده‌ام میتوانید دانلود کنید ؟

      http://www.mediafire.com/?ru8mep0vojxp6j3

      منتظر جوابتان هستم و همچنین برای شما و خانواده گرامیتان آرزوی سلامتی‌ و موفقیت دارم

      پاسخ

  17. arash
    مارس 07, 2012 @ 12:28:09

    درود بر شما دوست عزیز
    با تشکر از شما این لینک هم برای من ف ی ل ت رهست

    پاسخ

  18. پسرکرد
    مارس 18, 2012 @ 21:57:50

    لطفا در صورت امکان فایلهای صوتی مسعود انصاری و بهرام مشیری را قرار دهید.از فایلهای صوتی رضا فاضلی هم ممنونم.

    پاسخ

  19. پارس
    آوریل 30, 2012 @ 07:11:21

    بادورود.ازداخل ايران مزاحمتون ميشم.آقا دم شما خيلي گرم بااين سايت بسيارپرمحتوا.بزرگترين عاملي كه ايران رو عقب نگهداشته نداشتن معلومات مردم ايران از واقعيتهاي ديني هست .اگرامثال سايت شما ميتونستندآزادانه داخل ايران فعاليت كنند مردم ايران از اين دردمزمن دينداري متعصبانه نجات پيدادميكردن.به اميدآزادي مردم ايران زمين ازشر اين تعصب پليده دينداري.درپناه اهوراي خردباشيد

    پاسخ

  20. پسرکرد
    مهٔ 01, 2012 @ 12:58:13

    لطفا در صورت امکان فایلهای صوتی مسعود انصاری و بهرام مشیری را قرار دهید.از فایلهای صوتی رضا فاضلی هم ممنونم.
    اگر مقدور بود بگذارید,لطفا جواب رو چه مثبت و چه منفی به ایمیلم بدید.

    پاسخ

  21. nazain
    ژوئن 12, 2012 @ 02:51:53

    با سلام لطفا کتاب در میهمانی حاجی آقا نوشته آقای بهبهانی را روی سایت بگذارید در ضمن در سایت شما لینک های رضا فاضلی دانلود «مجموعه برنامه‌های رضا فاضلی» به «صورت ۱۶۰ ساعت MP3″ خراب است لطفا درست کنید یا برای من بفرستید

    پاسخ

  22. یاسر
    اوت 05, 2012 @ 03:34:16

    با سلام
    بعضی کتابا قابل خوندن نیستن…مثل خاطرات یک کافر…خواهشاَ اصلاح کنید.یا نذارید یا درس حسابی باشه …
    به امید خردی والاتر…

    پاسخ

  23. gg
    اوت 17, 2012 @ 12:47:32

    درود بر شما، مدتی بود در به در دنبال این کتابها بودم، خیلی خوشحالم که با اینجا آشنا شدم.
    حالا میتونم همشو با هم دانلود کنمُ بخونم، چون میدونید که این کتابها تو ایران کمیابه و اگر پیدا بشه قیمت وحشتناکی داره، خیلی خیلی از شما ممنون هستم.

    پاسخ

  24. سیاوش
    اوت 20, 2012 @ 13:15:31

    با درود بر شما . و سپاس بابت تلاشتان برای میهن
    برنامه های استاد رضا فاظلی رو که گذاشته بودید نمیشه دانلو کرد و میگه چنین فایلی وجود نداهر . میشه چک کنید .

    پاسخ

  25. سیاوش
    سپتامبر 19, 2012 @ 15:39:53

    درود بر شما
    «مجموعه برنامه‌های رضا فاضلی» به «صورت ۱۶۰ ساعت MP3″ خراب است لطفا درست کنیید . من فقط تنوستم قسمت یکش رو دانلود کنم یعد از مدتی میگه Invalid or Deleted File. یعنی شما فایها رو حذف کردیید. یا مشکل جای دیگس . ؟منتظر پاسح شما هستم .
    خرد نگهدار شما

    پاسخ

  26. ardeshir
    اکتبر 03, 2012 @ 19:36:13

    سلام خسته نباشید.ممنون می شوم فایل گفتگو‌یی با «برتراند راسل» را برای من ایمیل کنید.
    با سپاس

    پاسخ

  27. n.r.f
    اکتبر 15, 2012 @ 19:15:25

    aya mitavanam maghlate khodam ra baraye shom ersal konam ba tashkor

    پاسخ

  28. hossein arab
    اکتبر 27, 2012 @ 11:42:46

    لطفا كتاب » بخوان بنام ايران» نوشته پرستو فروهررا روي سايت بگذاريد. با تشكر
    حسين عرب

    پاسخ

  29. sadegh
    نوامبر 24, 2012 @ 22:21:07

    باسلام ودرود هرچقدرمی خواستم دانلودکنم نمیشد علت چیست درضمن ازشماسپاسگزارم که چنین کتابهایی راگذاشتید سالهاست که به دنبال این کتابها بودم وممنون می شوم اگرانها رابرایم بفرستیدکتابهای آیات شیطانی .ذبیح الله منصوری ورباعیات خیام

    پاسخ

  30. رضا
    دسامبر 19, 2012 @ 19:19:49

    جانتان همواره قرین صحت باد .که خردی را جان می بخشید . حقیقت را جایی باید جست ، که هیچ قداره ای به نیت مالکانش ،
    نیام خویش را ترک نمی کند .

    پاسخ

  31. پولاد
    دسامبر 22, 2012 @ 21:14:15

    لطفا پسورد فایلهای زیپ شده » مجموعه تاریخ طبری » را برایم ارسال نمائید

    پاسخ

  32. علی رحیمی
    دسامبر 28, 2012 @ 06:16:13

    کتابهایتان تقریبا همه ازیک آبشخورپر از عقده کفر وبی دینی هوس بازی وآزادی جنسی ومادیگراسرچشمه می گیرد این رسم آزادی خواهی نیست.شمااگرخوب بودید توی این کشور می ماندیدوآن را می ساختید حالا رفتید نوکری بیگانه به مزاجتان ساخته دور ازگوداراجیف می بافیدکارنامه ی شما هم معلوم است.خانم افشاری افتخارمی کند که مالک بدن خودشده جاسمی سخیفترین صحنه ها رابرای کوبیدن اسلام درکتابهایش میآورد .بقیه هم….

    پاسخ

  33. majid
    ژانویه 20, 2013 @ 23:06:53

    من کتابهای شما را می خوانم اما نه برای تضعیف عقایدم بلکه برای تقویت آن و اطلاع از افکار کسانیکه داعیه روشنگری دارند!یقیناً لامذهبی با روشنگری قابل توجیه نیست.

    پاسخ

  34. ashena
    ژانویه 22, 2013 @ 08:40:47

    واقعا برات متاسفم که مشکلات مردم رو به پای مذهب میذاری اقای بی سواد برو مطالعه کن و ببین درد مذهب چی بوده و اصلا حرفش چی بوده وهمون امامان عزیزی که فقط مردم رو به خوبی و درستکاری و رعایت حقوق مردم تشویق کرده اند اینجوری میکوبی در ضمن بهت پیشنهاد میکنم در مورد تاریخ یهود نیز مطالعه کنی و مطمئن باش تمام مشکلات بشری به خاطر خودخواهی و منفعت طلبی یک سری حیوانهای انسان نمای به اصطلاع روشن فکری بوده که وجود خدا رو مشکل بشریت اعلام کرده اند

    پاسخ

  35. ashena
    ژانویه 22, 2013 @ 08:48:42

    واقعا برات متاسفم که مشکلات بشری رو به پای مذهب میذاری ادم بی سواد برو مطالعه کن و ببین که اصلا حرف و درد دین چی بوده و همون امامان عزیزی رو که مردم رو به عدالت خواهی و مهربانی و رعایت حقوق مردم تشویق کرده اند اینجوری میکوبی در ضمن بهت پیشنهاد میکنم تاریخ کابالا رو مطالعه کنی و مطمئن باش مشکلات بشری به خاطر همون حیوانهای انسان نمای به اصطلاع روشن فکر میباشد که وجود خدا و پیامبر رو مشکل بشر توصیف کرده اند

    پاسخ

  36. doost
    ژانویه 22, 2013 @ 20:12:22

    من از خیلی از کارهای دولت ایراد میگیرم ولی حق با اشنا است . چرا به مذهب گیر میدیم تقصیر بعضی از مسئولین بی مسئوله که فکری به حال مردم نمی کنند وگرنه حرف دین کاملا مشخصه حالا اگر مسئولین دم از اسلام میزنند و بهش عمل نمی کنند حرف دیگریست . مثل این میمونه که المان ماشین با کیفیتی مثل بی ام و رو روانه بازار میکنه و ما طرز کار با ماشین رو بلد نباشیم و تقصیرا رو گردن شرکت بی ام و بزاریم در حالی که این خودمون هستیم که راهنمای کار با ماشین رو درست مطالعه نکردیم وگرنه بی ام و ماشین با کیفیتی هست حالا دین هم برای راهنمای انسانها اومده برای درست زندگی کردن حالا اگر خودمون درست مطالعه نکنیم و عمل نکنیم خودمون با مشکل مواجه میشیم در ضمن در طول تاریخ انسانهای زیادی به خاطر منفعت طلبی و سودجویی خودشون خواستند خدا و پیامبران رو از زندگی انسانها حذف کنند تا افسار انسانها رو در دست خودشون بگیرند که متاسفانه خیلیها مردود شدند

    پاسخ

    • شهریار
      فوریه 08, 2013 @ 18:54:51

      دوست گرامی از روزی که رژیم جمهوری اسلامی با مصادره انقلاب زمام امور را به دست گرفت بدبختانه یا خوشبختانه باید به آگاهی شما برسانیم که مو به مو آموزه های اسلام را اجرا میکند از ترور مخالفان در خارج از کشور گرفته که دقیقا به شیوه گسیل داشتن آدمکش ها توسط محمد انجام گرفته است تا سربریدن و قطع دست و پای مخالفان که درست بر طبق آیات قرآن صورت میگیرد تا تجاوز به بانوان در زندان ها که آن هم از آموزه های کلام الله(!)است که میگوید زنان شوهر دار مخالفانتان بر شما حلال است تا وضعیت اقتصادی و اجتماعی و … با آدرس های ارجاعی و برخاسته از این کیش کاملا هماهنگ است چگونه قصد شویندگی و تطهیر برای این دین دارید ؟ سخنانتان بر چه مبنا و اساسی است ؟ ؟آیا شما با تاریخ اسلام و تهاجم آن چقدر آشنا هستید که اسلام را به ب ام و تشبیه کرده اید؟ اسلام را با قراين وشواهد و نتایج برخاسته از آن در سراسر سرزمین های اشغال شده میتوان به وبا یا طاعون ویا بیماری مهلک دیگر ویا ماشین کشتار انسان ها تشبیه کرد

      پاسخ

      • بیژن
        فوریه 28, 2013 @ 12:51:36

        شهریار شمامعلوم است که سواد دینیتان را فقط از کتابهای سایتهای مخالف گرفته اید ومطالعه ی کتابها وسایتهای مذهبی وپربار را نگاه نکرده ای.عزیزم مشتی اراجیف که ازآدمهای بی دین وعقده ای وطاغوطی ووابسته ونوکر اجنبی که به درد نمی خورد وجز تشتت افکار چیزی به بار نمطی آورد.

  37. رضا
    ژانویه 25, 2013 @ 20:00:52

    فقط می توان دست های پر مهر شما و خرد توسعة یافتة شما عزیزان غرق بوسه کرد

    پاسخ

  38. مانی
    ژانویه 27, 2013 @ 13:28:07

    چرا یه پیج فیسبوک ندارین؟ اونجا خیلی راحت تر میشه از اخبار مطلع شد ، به اشتراک گذاشت ، دانلود کرد…

    پاسخ

  39. reza
    ژانویه 29, 2013 @ 19:18:06

    سلام . تازه با سایت شما آشنا شدم .واقعا مفید و مناسبه . مخصوصا از لینک مستقیم دانلود خیلی خوشم امد . دستتون درد نکنه . امیدوارم فعالیت شما ادامه داشته باشه و منو امثال من بتونیم استفاده کنیم . با سپاس فراوان

    پاسخ

  40. شهریار
    فوریه 08, 2013 @ 17:58:12

    درود بر شما و بر ایران ستمدیده،بی شک جنبش رهایی ایران از چنگال خونریز بازمانده های تازیان دیرهنگامی است در این بهشت ویران شده آغاز گشته و چون سیلی خروشان و پرمهیب در راه است زودآ که ایرانیان نقاب پررنگ و لعاب از چهر زشت و ضد انسانی کیش شیعه براندازند و به بزرگی و شکوه راستین ودیرین در خور خود باز رسند

    پاسخ

  41. دانشجو
    فوریه 12, 2013 @ 19:16:06

    با درود فراوان به شما:
    از کار بسیار سودمند و اثربخشتان به سهم خود سپاسگزارم.
    اگر آگاهی بخشی را بنیادی ترین قدم در راه آزادی ایران بدانیم ارزش کار شما بیشتر برای همگان روشن می شود.
    پیروز تر و شادمان باشید- دانشجو
    http://parsdailynews.com/110808.htm
    آخوندها بزرگترین عامل عقب ماندگی ایران

    پاسخ

  42. ali
    فوریه 20, 2013 @ 18:52:50

    سلام میخواستم بدونم اگه بخوام کل کتاباتونو یکجا بگیرم باید از چه راهی اقدام کنم من دانشجوی ارشد حقوقم به این منابع شما نیاز دارم اگه میشه کمکم کنید خیلی مر30

    پاسخ

  43. شهریار
    مارس 01, 2013 @ 16:33:54

    بیژن گرامی دین یک واکنش روانی بشر به دلشوره ها و پرسشهای نگران کننده فلسفی مربوط به آغاز و انجام هستی،همچنین دستاویز و پناهگاه آرامبخش انسان در مواقع مصیبت و گرفتاری و ناتوانی ها بوده است که در طی ده ها هزار و یا شاید میلیون هاسال شکل گرفته ، بال و پر یافته و به مقتضای دوران ها و عادات مختلف اقوام و نژادها دچار تحول و دگرگونی فزاینده و ممتد شده است . پس مقوله ای بشری و ساخته ذهن توانمند انسان است .متأسفانه باید بگوییم در کنار کارکردها و مزیتی که داشته است معایب و زیان های بیشماری برآن مترتب است مانند القای عقیده و ایمان که خود راه پرسشگری و جستجو را بر انسان می بندد و خرد را تعطیل می کند و نیز دسته بندی و صف آرایی آدمیان و به جان هم انداختن آنان. این دین است که شمارا اینگونه پرورده که به خود اجازه دهید به کسانی که مانند شما نمی انیشند بگویید طاغوتی ،بی بند و بار ،مزدور اجنبی و افکارشان را اراجیف بخوانید

    پاسخ

  44. کو رش؟
    مارس 17, 2013 @ 11:11:00

    درود بی کران
    اندکی بیش بر پایان این بسیار غم ها نمانده و آن سپیده دم امید در راه است و من از حال نوید آن دم به تو و همراهانت می دهم که فراسد لحظه ای که سر بر این من نهاده و آن بر لب های مشتاق خود نهاده آنچنان می مکید که کسی تا به حال از کسی نمکیده .

    پاسخ

  45. korosh
    مارس 25, 2013 @ 13:19:04

    درود
    با تشکر از آزادی ایران
    میخواستم بدونم چرا کتابها رو نمیتونم دانلود کنم .
    آیا مراحل خاصی داره ؟ اگه داره لطف کنید برام بنویسد یا به ایمیلم بفرستید.

    پاسخ

  46. sahel
    مارس 30, 2013 @ 12:45:24

    با سالم و تشکر فراوان
    میخواستم چند موضوع را خدمتتون عرض کنم:
    1- لینک فایلهای آقای فاضلی خراب است . در صورت امکان فایلها را به میل بنده ارسال نمائید.
    2- فایهای آقای مشیری را به میل بنده ارسال نمائید.
    3- کتابهای آقای نوری زاده را هم در سایت قراردهید.و به میل من ارسال نمایئد.
    با تشکر

    پاسخ

  47. sahel
    مارس 30, 2013 @ 13:14:28

    یک خواهش دیگر:
    کتاب » از حجره های سالوس تا غرفه های سوپر دولوکس » نویسنده آقای علیرضا نوری زاده نشر باران در سوئد
    یک کتاب بسیار جالب
    با تشکر

    پاسخ

  48. حسن
    آوریل 12, 2013 @ 16:49:44

    خلاصه یک کتاب رازی، انسان را با خدای برابر نهاده. (ناصرخسرو) من از پذیرفتن حقیقت، از هر منبع که بیابم، روی گردان نیستم. (ابوریحان بیرونی) این نوشتار چکیده و خلاصه ای است در هفده صفحه از کتاب حکیم رازی نوشته ی استاد پرویز سپیتمان (اذکایی) انتشارات طرح نو/ 1384. سراسر این کتاب به بررسی مسئلۀ دین ستیزی و پیامبر ستیزی در ایران و گذشتۀ تاریخی و فلسفی بویژه آراء فلسفی حکیم محمد بن زکریای رازی پزشک و فیلسوف نامدار قرن سوم و چهارم هجری می پردازد. شاید پیشتر هنگامی که نام زکریای رازی را می شنیدیم، می گفتیم او کاشف الکل است و در پی کشف کیمیا بوده تا به هرچه بزند زر شود. داستانِ کیمیاگری رازی، ساخته و پرداختۀ کسانی است که از گسترش نظرات و اندیشه های فلسفی این بزرگترین فیلسوف ایران زمین واهمه داشته اند و هنوز هم دارند. کسانی که بر این باورند که مردم عوام را نیازی به یادگیری فلسفه نیست و این درست خلاف نظر حکیم رازی است که بر این باور بود که اگر انسانها می خواهند به رشد و پیشرفت و از دید او خِردشهر برسند باید فلسفه بیاموزند و از اندیشۀ خود بهره گیرند. نخست سفارش می شود اگر علاقمندید که بیشتر دربارۀ این فیلسوف نابغه بدانید همه این کتاب را بخوانید زیرا نوشتاری که پیشِ رو دارید بصورت چکیده، تنها پاره ای از نظرات فلسفی حکیم رازی را بیان می کند که مهمترین آن، همان دین ستیزی و پیامبرستیزی اوست. چیزهایی را خواهید خواند که مطمئناً برای نخستین بار به گوشتان خورده است. درپایان خواهید دید که بزرگترین فیلسوف تاریخ ایران زمین، کسی نیست جز حکیم محمدبن زکریای رازی و نه حکیم ابن سینا. زیرا ابن سینا فلسفه را اسیر دایرۀ تنگ و محدود دین نمود و آغازگر عصرِ تاریکی و عقب ماندگی در تمدن ایران زمین شد. براستی مگر فلسفه چیست که از دیدِ رازی از نان شب هم برای انسان واجبتر است؟ برای درک موضوع فلسفه حتماً بیشتر بخوانید. فلسفه می کوشد به اندیشۀ انسان، اندیشیدن بیاموزد تا برای هرآنچه که نیاز دارد که در زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی بداند با کمک اندیشه به آن دانستنیها دست یابد. در زندگی فردی گاهی وقت ها به این می اندیشیم که آیا خدایی است؟ وظیفۀ من در این جهان چیست؟ آیا سرنوشتِ انسان را کسِ دیگری می نویسد؟ سرانجام انسان پس از مرگ چیست؟ و یا در زندگی خانوادگی نیاز داریم که بدانیم با همسر و فرزندانمان چگونه برخوردی داشته باشیم و یا جامعه را بر کدامین قوانین بنیان نمود تا پیشرفت و رفاه و خوشبختی انسانها بوجود آید. پس باید اندیشیدن بدانیم تا آنچه که نیاز داریم، بیابیم. فلسفه می آموزد که راه اندیشیدن چیست. باشد که با مطالعۀ و بررسی بیشتر، بتوانیم به زوایای تاریک و پنهان تاریخ مهین عزیزمان ایران پی ببریم. هرجا که نوشته ای از این کتاب آورده شده است با شماره صفحۀ آن مشخص شده تا یافتن اصل مطلب و مطالعۀ کاملتر آن در کتاب اصلی آسانتر باشد. رازی کیست؟ «حکیم محمد بن زکریای رازی (251-313 ق) بزرگترین پزشک جهان شرق، و یکی از پزشکان بزرگ سراسر اعصار بشری، هم در ایران زمین بیشتر به عنوان طبیب اشتهار دارد و بسی کمتر به عنوان فیلسوف شناخته شده است. به طور کلی، در نزد مردم درسخوانده ی میانه حال، حکیم ری به دو چیز معروف می باشد؛ یا به عبارت دیگر، تا اسم رازی به میان می آید، دو چیز در فکر و ذهن ایشان متبادر می شود: کاشف الکل و دین ستیزی.» (مقدمه کتاب) «کسانی که با فلسفه و اندیشیدن دشمنی داشته اند همواره بر حکیم رازی تاخته اند و او را به خاطر نپذیرفتن امر نبوت سرزنش کرده اند. پس رازی پیامبرستیز نیز هست. عبدالرحمان بدوی (مصری) می گوید: ((رازی یک نظام منسجم فلسفی نداشت…، وی به انسانیت و پیشرفت علم و خدای حکیم ایمان داشت، ولی دیگر به دینی اعتقاد نمی ورزید…)) این نمونه ای از تاختن اینگونه افراد به رازی بوده است گویی از نظر اینان وجودِ نظام منسجم فلسفی در نزد حکیم مادی، مستلزم دین باوری است. ستیز رازی با دین صرفاً و فقط از موضع دفاع از فلسفه بوده است. او معتقد بود که انسان را هیچ امام و راهبری بجز عقلِ خداداد نیست. همانگونه که در تاریخ فلسفه نوشته شده است غزالی که در قرن پنجم هجری می زیست پس از سالها کسب دانش سرانجام با برای احیاء علوم دینی به فلاسفه تاخت و نظریات آنها را رد کرد. اما او هیچگاه اشاره ای به رازی نمی کند و بر آراء او نمی تازد. زیرا غزالی خود نیک می دانست که دین هرگز با فلسفه سازگار نیست و اسلام هرگز چیزی به اسم فلسفه مضاعف و منسوب به خود ندارد. او بر کسانی می تازد که کوشش می کنند اتحادی بین دین و فلسفه بوجود بیاورند و در روزگار کنونی عنوانی ساخته اند بنام فلسفه اسلامی. غزالی احیاگر علوم دینی است و پیشوای اهل جدایی دین از فلسفه. پس او کاری به کار فلاسفه ای که فقط در وادی فلسفه کار می کنند ندارد بلکه آنهایی را نکوهش می کند که فلسفه و دین را در هم می آمیزند. و حکیم رازی کسی بود که با همه وجود کوشش می کرد که مرزهای فلسفه را از دین جدا نگه دارد. اهل دین بسیار کوشیده اند که از فکر فلسفی بهره مند شوند اما فکر فلسفی هرگز و هیچگاه آزادانه میل به فکر دینی ندارد، زیرا فلسفه علم است و با عقل سر و کار دارد پس معرفتی است علمی – عقلی که مرتبتی فراتر از معرفت نقلی دارد. و این دین است که از فلسفه یاری می جوید تا با آن بیاویزد و کمال یابد. حکیم رازی سرسختانه بر نگاهداشت استقلال فلسفه می کوشیده و بر این باور بوده که مردم بایستی به جای پیروی از مذاهب، فقط علم و فلسفه بیاموزند و عقل را نبی و امام و راهبر خویش قرار دهند. اما فلسفه ای که چیزی از عقل و بهری از نقل بهم آمیزد نه دیگر دین است و نه فلسفه.» (مقدمه کتاب) رازی با بررسی سیر دگرگونی و پیشرفت اندیشه در ایران باستان و یونان باستان توانست در نظام فکری مستقلی اندیشۀ ناب ایرانی را بیان کند. «فلسفه ملی ایران یا ایرانی، اگر هنوز کسانی در این مملکت باشند که علاقمند به این قبیل معارف هستند، در قیاسِ – مثلاً- با حماسه ملی ایرانیان (که حکیم فردوسی «زنده» فرموده است) سزاست با وجدان علمی آسوده و دلی از آگاهی شاد به همین نظام فلسفی حکیم محمد بن زکریای رازی روی آورند. این که می گوییم فلسفه ملی ایران، مراد همین حکمت طبیعی زروانیِ گیتی گرای است، نه چیز دیگرِ ناسره انیرانی تبار (که از جمله در کتاب شفای ابن سینا و ماننده های آن گنجیده) بل فقط همین دانشمایه یا داناکی نامک حکیم رازی است.» (مقدمه کتاب) «امروزه انسان باهوش ایرانی، هر فرد درسخوانده یا روشنفکر میانه حال مملکت، از حیث فکری و نظری سخت نیازمند به درک یک نظام فلسفی طبیعی و ساده و بی پیرایه، بدون حشو و زوائد (یعنی بدون آسمان – ریسمان های قُلمبه – سُلمبه که بافندگان آنها هم خودشان نمی فهمیده اند چه ترّهاتی سر هم می کنند) [است] که هم ضمن نمایش برجسته آیین های اندیشگی نیاکانی و ملی، کمابیش با مسائل فلسفی و فکری دنیای معاصر همخوان و همساز باشد. چنین نماید که یک خانه تکانی فکری لازم و ضروری است، و باید که همه آن تار عنکبوت ها و گرد و غبارها وآل و آشغال هزار ساله را بدور ریخت. و متافیزیک یا ماوراءالطبیعه غربی یا شرقی، ایده آلیسم عربی یا عجمی، و عرفان بافی هندی و مندی یکباره از پیکره فلسفه ایران کنده شود و به زباله دان تاریخ فکر افکنده گردد؛ درست همان کاری که حکیم رازی در زمان خود کرده، و با حکمت طبیعی خویش چنین وظیفه ای را انجام داده است. بر باور مورخان علم و فلسفه در مغرب زمین: (( دوران انتقال فیزیک از قرون وسطا به عصر جدید در اروپا، همانا به گرایش های رازی وار مشخص شده است؛ چه آن از اندیشه هایی بنیادین تشکیل یافته، که سطوح متفاوتی از شناخت علمی ارائه می کند، و همین خود شباهت شگفت انگیزی با نظام نیوتونی دارد))» (مقدمه کتاب) «اگر خواننده دل آگاه به یک کلمه خورسند می شود، هم باید گفت سرچشمه منابع حِکمی-علمی و عقلی رازی، ایرانی ناب است. اقبال لاهوری (مورخ فلسفه ایران) می گوید: رازی به سنت ایرانی، نور را مخلوق اول، و ماده و مکان و زمان را قدیم می دانست.» (مقدمه کتاب) اما به راستی بنیانگذاران فلسفه چه کسانی بوده اند که رازی را فیلسوف نابِ ایرانی و همپایۀ فردوسی می دانیم. «ارسطو در کتاب ((درباره فلسفه)) اذعان می کند که بانی فلسفه در جهان همانا مُغان زردشتی ایران بوده اند و آنگاه خود به شرح اصول فلسفی ایشان می پردازد؛ قابل توجه ناباوران خودباخته ی ایرانی (!)» (مقدمه کتاب) «دو سیمای برجسته رازی: طب و فلسفه است.» (مقدمه کتاب) و نه کیمیاگری که رازی را بدان عمداً مشهور کرده اند. حکیم رازی در تاریخ علم و در جهان پزشکی، چنان که گویند پس از بقراط و جالینوس، مرد سوم است که جامع آن دو تن دیگر هم باشد. و در این نوشتار به سیمای فلسفی رازی پرداخته می شود. زیست نگاری رازی «ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی ((صیرفی)) رازی زاده ی 251 ق / 865 م در ری زاده شد. بنا به قراین حدس زده می شود که خاندانِ ایرانی تبار رازی، تا زمان جدش یحیی مسیحی مذهب بوده اند و با گرایش های صابئیِ حرانی و مانوی. از آنجایی که نام پدرش (زکریا) در نسخه ای احمد نوشته شده، بایستی مسلمان شدن خانوادۀ رازی هم از زمان پدرش بوده باشد. بررسی اصل و نسب رازی در شناخت این که آراء و اندیشه های او چگونه شکل گرفته است بسیار باارزش است. زیرا انسان دوستی، انسان گرایی، انسان آیینی، پیشۀ پزشکی، حکمت طبیعی، علم الاهی (یونانی) و فلسفۀ مدنی حکیم رازی، البته بر مبانی کیش و آیین مغانی ایران باستان، از مذهب مسیحی – مانوی نشات گرفته، نه از اسلام و آیین مسلمانی که بدان اعتقادی نداشته است.» (ص71) «پيشه خانوادگي رازي زرگري بوده و همخوان با دانش کيمياگري. و در جواني عود مينواخته.» ص 83 او را پسر زکریا، محمد زکریا، و در دوره ی کنونی بیشتر زکریای رازی می نامند. و درگذشته به سال 313 است. او در شهر ری زاده شد. در سی و اندسالگی به بغداد رفت و آغاز به فراگیری دانش پزشکی نمود. چهار سال پس از آن به ریاست بیمارستان العضدی بغداد رسید. «رازی پس از بازگشت از بغداد رییس بیمارستان ری می شود.» (ص 84) در همین دوران او به بررسی و نقد آثار فلسفی گذشتگان می پردازد و آراء فلسفی خود را به نگارش درمی آورد. سرزمین ری از دیرباز خاستگاه اندیشه ی ناب ایرانی بوده است. شهرستانی زادگاه زرتشت را ری می داند. در ری از زمان مهرپرستان فلاسفه و حکمایی بودند که درباره ی مسائل فلسفی کنکاش می کرده اند و پس از ظهور زرتشت نیز این فلسفه در جامۀ موبدان زرتشتی به راه خود ادامه داده است و پس از اسلام بزرگانی چون حکیم رازی، حکیم فردوسی، حکیم ایرانشهری و حکیم ابوریحان بیرونی میراث دار این خرد و فلسفه ناب ایرانی شده اند. در این کتاب بطور کامل درباره جایگاه شهر ری در تاریخ فلسفه ایران توضیح داده شده است. دروه ای که رازی در آن می زیست تا حدودی از بگیر و ببندهای متشرعان کمتر خبر بود پس او توانست آراء دین ستیزانۀ خود را بیان کند. زیرا «هرگاه و هرجا که سلطه دین و قلمرو شرایع آن ضعیف و محدود یا مهار شده، بی درنگ علم و حکمت و خرد و دانایی نوع بشر آغاز بالش و شکفتگی و درخشش و نیرومندی نموده، یا همانا – به اصطلاح – نوزایی فرهنگی رُخ داده است؛ چه هرگز و در هیچ جای جهان با وجود سیطره مطلق دین و شرایع (با متولیان و کارگزاران آن) نوزایی فرهنگی و پیشرفت مدنی پدید نیامده و نخواهد آمد.» (ص 3) در همین دوران، «رازی که نماینده ی عقل گرایی است، حتی منکر وحی شد و از خودمختاری عقل به شیوه ای دفاع کرد، که یادآور جنبش روشنگری اروپایی در سدۀ هیجدهم است.» (ص 14) «بر طبق فهرست [ابوریحان] بیرونی از 184 عنوان اثر رازی 56 اثر اختصاصا طبی است. و بر اساس فهرستی که ابن ابی اصیبعه آورده است از 235 عنوان اثر رازی حدود 90 کتاب درباره پزشکی و داروسازی است. ص 276 شاهکار رازی کتاب صد و ده جلدی الحاوی است که دانشنامه پزشکی بزرگی است. «رازی در روز پنجم شعبان سال 313 ق وفات یافت در آن وقت سن او به سال قمری 62 سال و پنج روز و به سال شمسی شصت سال و دو ماه و یک روز بود» ص 117 اما چرا رازی ناشناخته مانده است؟ یکی به سبب ترکتازی و ویرانگری و کتابسوزی های ترکان و مغولان، که بر عصر طلایی تمدن ایران دوره اسلامی نقطه پایان گذاشتند؛ و دیگر همانا به علت استیلای اعتقادات اسماعیلی قائل به وحدت دین و عقل (که خلاف نظر حکیم رازی است) تاریخ دین ستیزی و پیامبر ستیزی پیش از آنکه به آراء فلسفی رازی پرداخته شود نیاز است که دربارۀ ادیان ایرانی و طرز تفکر و اندیشۀ فلاسفه پیش از رازی آشنایی بدست آورد تا آراء او را بهتر دریافت. «دانشمندان بزرگی از ((دین جهانی زرتشتی)) و تاثیرات عمیق و وسیع آن سخن گفته اند، لیکن ضروری است که از دو مکتب اساسی فلسفی یا دو جریان مهم فکری در دین گروی ایرانیان باستان یاد کرد؛ آن دو گرایش در آمادگاه فکری-فلسفی به نامهای ((مینوگرایی)) و ((گیتی گرایی)) است. مکتب فلسفی منسوب به دین زرتشتی که خدای برین مورد اعتقاد آن اهورامزدا است، همانا مینوگراست. اما مکتب فلسفی گیتی گرا منسوب به دین زروانی باشد که خدای برین مورد اعتقاد آن ((زمان بیکران)) یعنی ((دَهر))، ذات ((لَم یَزِل و لَم یِولد)) یا همان ((زروان)) است. مهرگرایی یا میترایسم یا کیش ((مهر)) ایرانی که این نیز جهانگیر شد یک دیم میانجی و متوسط بین آن دو است، ولی مکتبی فلسفی نباشد بلکه عرفانی است. کیش مانوی که این نیز جهانی شد، بلافصل خلف زروان گرایی باشد، کمابیش فلسفی گونه (گیتی گرا) ولی یکسره عرفانی است. کیش مزدکی (سوسیالیستی) اگرچه دم از ((زروان)) می زند، باز زردشتی گرا و مَزدیسنایی است. این بود اشارت وار ویژگی های برجسته چهار دین جهانی که ایرانیان طی هزار و دویست سال فرمانروایی بر نیمی از جهان باستان تقدیم بشریت متمدن کردند. پس در عرصه معارف ایرانی، همواره سه جریان مهم حکمت (فلسفه) و کلام و عرفان را می توان انتظار داشت.» ص 205 رازی بیشتر مانوی مسلک بوده است. «عصر رازی را دوره ظهور شکاکیت و نسبی انگاریِ ارزشها دانسته اند، چنان که مانوی مآبان نامداری جون برزویه پزشک ایرانی، پاول پارسی حکیم منطقی و سلمان پاک (فارسی) را پیشاهنگان شکاکیت (-تکافوی ادله) شمرده اند، که تابعان ایشان همانا ابن مقفع و ابوعیسی وراق و ابن راوندی و حکیم رازی بوده اند.» ص 136 اما براستی کسانی که منکران نیوت بودند چه دلایلی بر ادعای خود می آوردند؟ «سید مرتضی رازی خلاصه ای از نظر منکران نبوت را این گونه بیان می کند که منکران نبوت بر این باورند که: ((انبیاء به غیر حق مشغول شدند (چه) خلق را به خدا می خوانند و به تکالیف، پس ایشان را باز می دارند از آنچه به خدای مشغول شوند و به حق؛ و هرچه خلق را از خدای تعالی باز دارد باطل بود، پس التفات به قول انبیاء و رسل نباید کرد و به تکالیف نباید مشغول شد که آن بی حاصل است…)) و ابن جوزی می گوید که از جمله شبهاتی که فلاسفه یا حکما بر نبوت آورده اند این است که پیامبران برای ریاست طلبی به دروغ دعوی نبوت می نمایند، الهام و اعجاز آنان همانند آنِ کاهنان و ساحران باشد، دلیلی وجود ندارد که بفهمیم راست و دروغ کدام است…؛ شبهه دیگر این که انبیاء آنچه آورده اند یا موافق عقل است یا مخالف عقل آن، اگر مخالف عقل است که قابل قبول نیست، و اگر موافق عقل است که خود عقل کفایت می کند…؛ شبهه دیگر آن که در شرایع چیزهایی آمده که عقل از آنها می رمد، مثلاً روا داشتن آزار حیوانات و جز اینها…» ص660 البته باید افزود که «پیامبرستیزی فیلسوفان ریشه در بی اعتقادی آنان نسبت به ادیان دارد، نیز سید مرتضی رازی می گوید که فلاسفه جمله شریعت ها و دین های رسل و اخبار گور و عذاب و حشر و نشر و حساب و ترازو و صراط و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و ملائکه و ملک الموت همه را محال و هذیان دانند، و گویند رسولان جمله حکماء بودند، اما ایشان را جاه و منصب دوست بود از بهر مصلحت کار خویش این شرایع و دینها بنهادند، تا نادانان و جاهلان را مطیع خود کنند، و اگر چنین نکردندی کس مطیع ایشان نشدی؛ و گویند رسولان اگرچه حکما بودند درجه ارواح ایشان نزد عقل اول کمتر از آنِ حکمای دیگر باشد، زیرا که ایشان ترک حکم و ریاست و اتباع کرده بودند و رُسُل ترک آن نکردند؛ و گویند سرگردانی خلق و گمراهی ایشان همه از انبیاء و رسل بود، و اگر ایشان را حبّ جاه و ریاست نبودی و خلق را با حال خود بگذاشتندی در دنیا فساد از این کمتر بودی))» ص 661 «منکران نبوت گویند آخر صدق ادعای آن به چه چیزی دانسته می آید، ما به لحاظ نوعی و صورت نفس با مدعی نبوت هنباز هستیم، هم این که در ((خبر)) احتمال صدق و کذب می رود؛ و هیچ دلیل دیگری وجود ندارد که خداوند نبوت را ویژۀ فلان یا بهمان مدعی ساخته باشد، اگر هم این امری خارق عادت محسوب شود، باز هیچ وجهی داّل بر صدق و صحت آن وجود ندارد، از آن رو که فعل دلیل بر اختصاص به یک شخص معیّن نیست. بنابراین، پیامبر با چه چیزی شناخته آید که ((گوینده همان خداست، یا به چه چیزی دانسته آید که ((میانجی)) همان فرشته ای است که بدو وحی می رساند؛ و از کجا معلوم که آن فرشته سخنگوی خداوند بوده باشد، پس همانا درباره این مسئله هیچ پاسخی مترتب نیست.» ص 661 «داستان فرشته و دیو که می توانند کلمات خود را بر پیامبران تلقین کنند و در قرآن مجید نیز به آن اشاره رفته است سر درازی دارد. بر همین اساس که گوینده وحی چه کسی است، مانی نیز پیامبران را بر دو دسته می کند پیام آوران یزدانی و پیام آوران اهریمنی؛ چنان که انبیای بنی اسرائیل را به جز مسیح جملگی از انبیای اهریمنی می شمرد.» ص 673 «ابو عیسی وراق (شیعی) زندیق گفته است که اگر پیامبران آمدند که به حجت های عقلی تمسک جویند، پس آنان از زمرۀ ما به شمار می آیند؛ و اگر برخلاف آن آمدند همانا خداوند عقول را حجت قرار داده است، که جز با تغییر او دگرگونی نپذیرد، و در این صورت خطاب زائل می گردد.» ص 662 در همین زمینه، «شهرستانی گوید: بُرهان براهمه (منکران نبوت) در عدم احتیاج به شریعت و نبوت، از جمله این که ما اصلاً نیازی به شریعت و شارع نداریم؛ زیرا آنچه پیامبر بدان امر می کند عاری از این نباشد که یا معقول است یا معقول نیست، پس اگر معقول باشد همانا عقل بی نیاز از پیامبر است، و اگر معقول نباشد که همانا مقبول نیست.» ص 662 «نجم الدین رازی صوفی هم از کفرهای فلاسفه، یکی همان را یاد کرده که انبیاء را خود حکماء دانند؛ و هر چه گفتند از حکمت بوده باشد، اما با جاهلان سخن به قدر حوصلۀ ایشان گفتند؛ کتابها هم ساختۀ ایشان بُوَد…، و احکام شرع را انبیاء نهادند از بهر مصلحت معاش بر قانون حکمت..؛ و براهین معقول نمای ایشان (-فلاسفه) انکار در دین و شرع است…» ص 662 بر اساس همین نظر که حکما و فلاسفه هم خود انبیاء هستند یکی از فلاسفه بنام «حکیم ابوالعباس ایرانشهری که ابوالمعالی بلخی درباره او می آورد که ایرانشهری دعوی نبوت عجم کرد و چیزی جمع کرد به پارسی، و گفت این وحی است به من، به جای قرآن بر زبان فرشته، نام او ((هستی)) داد و گفت چنان که محمد به عرب رسول بود، من به عجم رسولم…؛ و سلمان فارسی رسول بوده است…؛ و مذهب او آن بود که همۀ شریعتها یکی بیش نیست… ص 663 «هستي نامه، نام کتاب ديني پارسي حکيم ايرانشهري است. او به راستي پيام آور فلسفه کهن ايراني بود در برابر اسماعيليان، که از باورهاي فلسفه – دين انيراني سود مي جستند. ایرانشهری یکی از استادان حکیم رازی بود» ص 81 و همانگونه که پیشتر گفته شد «رسولان اگرچه حکما بودند درجه ارواح ایشان نزد عقل اول کمتر از آنِ حکمای دیگر باشد، زیرا که ایشان ترک حکم و ریاست و اتباع کرده بودند و رُسُل ترک آن نکردند» پس فیلسوفی مانند ایرانشهری با ادعای نبوت می خواهد بگوید فلاسفه هم راه و روش زندگی را به مردم می آموزند با این تفاوت که بدنبال ریاست و حکومت بر مردم نیستند. منکران نبوت حتی بر معجزات پیامبران هم می تاختند. «ابن رواندی زندیق (در کتاب الزُمُرد) می گوید که فصاحت لسان عرب از آن یک تن (- پیغمبر اسلام) هرگز دلیل و حجتی بر عجم نباشد، چون زبان او را نمی فهمند و درک نمی کنند تا به دین او بگروند ص 663 این چکیده ای بود از نظرات فلاسفه ای که در روزگار پیشین یا همزمان با رازی بودند. اما رازی چه می گوید. «رازي به قدرتِ بي نهايت عقل و خرد اعتماد داشت» ص 137 «رازي شک و ترديد علمي را روش اصلي خود در همه علوم داشت» ص 136 او می گوید»پس دانسته است که حکیمان به حکم ((عقل)) مردمان را ارشاد می کنند، به زبان ((خرد)) با آنان سخن می گویند نه از زبان ((فرشته)) یا ((وحی)) و یا مکاشفه؛» 661 باید دانست که «پیامبرستیزی رازی ریشه در نقض ادیان او دارد و باید دانست که ستیزش وی شامل تمام ادیان و شرایع عالم می شود، ابداً مقصور و منحصر بر یک دین معین یا شریعتی خاص نمی باشد. رازی در دو کتاب فی النبوات / نقض الادیان (دربارۀ پیامبری ها / دین ستیزی) و فی حیل المتنبئین / مخاریق الانبیاء (دربارۀ پیامبرنمایان / ترفندهای پیغمبران) بر همه ادیان تاخته و با ادله بسیار آنها را رد کرده است.» ص 663 «رازی در کتابش الطب الروحانی بر اصحاب شرایع و سیاست مذهبی تاخته است، که ظلم و جور آشکار می سازند و در تجویز محرمات می کوشند؛ از این جهت که بسیاری از مردم را به وسیلۀ شرایع وادار به انجام کارهایی مانند کشتن مخالفان می کنند.» ص 664 «رازی دین های مردم را نظر به ارواح شریر و اعمال اهریمنی که در آنها هست سخت نکوهیده است.» ص 664 اما رازی در این میان به سادگی نمی توانسته است آراء خود را بنویسد و گسترش دهد او دشمنان و مخالفان سرسختی داشت و هنوز نیز دارد. «مخالفان و دشمنان رازی طرفداران اتحاد دین و فلسفه هستند. و او را ملحد و هذیان گوی خواندند.» ص 664 اکنون باید دید دلایل رازی در دین ستیزی چه بوده است. برای همین به سراغِ مخالفان سرسخت رازی می رویم زیرا «دو کتاب دین ستیزی رازی که بدانها اشاره شد، برجای نمانده است اما دو گروه بزرگ از نویسندگان اسلامی بدان التفات کرده اند: یکی، متکلمان سنی که از نظام فکری و ادلۀ فلسفی رازی برضد عقاید الحادآمیز اسماعیلیه استفاده کرده اند و دومین دسته، نویسندگان اسماعیلی بوده اند که نوشته ها و نظرات رازی را در کتابهایشان آورده اند تا بر آن نظرات فلسفی، ردیّه بنویسند. دستۀ سوم هم کسانی بودند که بر اندیشه های رازی انتقاد کرده اند.» ص 669 پس «به خاطر این عقاید رازی ، متشرعان بر او شوریدند و این امر باعث شد امروزه دستیابی به همۀ آثار فلسفی رازی میسر نباشد.» ص 688 و باید دلایل او را در کتابهای کسانی جست که در همان زمان و در سده های پسین بر این دلایل ردّیه می نوشتند. یکی از این افراد که همروزگار حکیم ری بود ابوحاتم رازی (اسماعیلی) است.»اصول عقاید رازی بنابر نقل ابوحاتم رازی (اسماعیلی) این است که خداوند همۀ مردمان را یکسان آفریده، هیچکس را بر دیگری برتری نداده است؛ و اگر بگوییم که برای راهنمایی آنان حاجت به انتخاب کسی داشت، حکمت بالغۀ وی بایستی چنین اقتضا کند که همه را به منافع و مضّار آنی و آتی شان آگاه سازد، کسی را از میان ایشان بر دیگران برتری ندهد و مایۀ اختلاف و نزاع آنان نگردد؛ و با انتخاب امام و پیشوا باعث آن نشود که هر فرقه تنها از پیشوای خود پیروی و دیگران را تکذیب کند، با نظر بُغض به آنان بنگرد و جماعات بزرگی بر سر این اختلاف از میان بروند. معجزات متنبیّان (پیامبران) چیزی جز خدعه و نیرنگ نیست، و غالب آنها هم از مقولۀ افسانه های دینی است که بعد از آنان پدید آمد. مبانی و اصول ادیان با حقایق مخالفت و مغایرت دارند، به همین سبب میان آنها اختلاف دیده می شود، علت اعتماد و اعتقاد مردم به ادیان و اطاعت از پیشوایان مذهبی تنها عادت است. ادیان و مذاهب علت اساسی جنگها و مخالفت با اندیشه های فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتابهایی که به نام کتب مقدس آسمانی معروف اند، کتبی خالی از ارزش و اعتبارند؛ ولی آثار کسانی از قدما مانند افلاطون و ارسطو و اقلیدس و ابقراط، خدمت های مهم تر و مفیدتری به نوع بشر کرده است.» ص 665 «استاد پینس هم گفته است که رد و ابطال دین توسط حکیم رازی، یکی از نقدها و شکوک و رُدود منظم وی در امر تحکیم مبانی فلسفه است؛ و افزون بر این مسلماً دین به سبب تعصبات جاری فرقه ها در آن، موجب جنگهای نفرت بار به مراتب زیان بارتر و خطرناک تر بوده است. رازی با چنین نگرشی آشکار در واقع نتوانست آیین بسیاری از نویسندگان اسلامی را بپذیرد، آموزه هایی که از سوی پیامبران در جوامع بالندۀ انسانی نهادین شده است. رازی دنبال نگره ای (سیاست مدنی) را گرفت که در نزد افلاطون می بود، نظری که به موجب آن جامعه برحسب ((تقسیم کار)) اجتماعی پدید آمده است.» ص 665 «گلچینی از خلاصه بیانات رازی و آراء فلسفی و دلایل فلسفۀ دین سیتزی او به نقل از ابو حاتم اسماعیلی چنین است: ((ابوحاتم گوید که وی ]یعنی حکیم رازی[ با من ]یعنی ابوحاتم[ در امر نبوت مناظره کرد، سخن وی در این خصوص که هم در کتابش آورده، چنین است که از چه رو واجب دانید خداوند قومی را به نبوت ویژه ساخته، قومی دیگر را نساخته و آنان را بر مردمان برتری نهاده، ایشان را رهنمای دیگران قرار داده و مردم را نیازمند به آنها نموده است؟ از چه رو روا داشته اید در حکمت خدای حکیم، که کسی را برای مردم برگزیند و یکدیگر را به جان هم اندازد، ستیز و دشمنی را میان ایشان برپای بدارد، جنگ و دعواها فزونی یابد و مردمان در آنها هلاک شوند؟ پرسیدم که در نزد تو حکمت خداوندی چگونه بوده باشد؟ گفت سزاتر به حکمت و رحمت آن باشد که خداوند بر همۀ مردمان شناخت سود وزیان شان را در حال و آینده شان الهام کند، نه آن که برخی را بر دیگران تفضیل نهد و میان ایشان نزاع و اختلاف باشد که بدان هلاک شوند؛ و این امر از آنجاست که برخی از ایشان پیشوای دیگران شده اند، پس هر گروهی پیشوای خود را تصدیق و غیر آن را تکذیب می کند، بر روی هم شمشیر می کشند و فاجعه ها به بار می آید؛ و چنان که ملاحظه می شود، بسیاری از مردم در این دشمنی ها و کینه کشی ها نابود شده اند. ابو حاتم گوید حقیقت آن است که در جهان ما جز پیشوا و پیرو، دانشمند و دانش آموز در همۀ ملت ها و دین ها نمی بینیم، حتی سوای اهل شرایع در میان اصحاب فلسفه هم – که سخن تو بر آن بنیاد است – مردم از یکدیگر بی نیاز نباشند، بل همگان نیازمند الهام از پیشوایان و دانشمندان خویش هستند؛ و تو خود که دعوی داری در آن دانشها – به اصطلاح – فلسفی ویژگی یافته ای، اگر کسانی فاقد آنها بودند و به تو نیازمند باشند، واجب دانی که به آنان بیاموزی و ایشان از تو پیروی کنند. گفت من چیزها را ویژۀ خود نساخته ام، لیکن پیوسته جویای آنها و در پژوهش آنها بوده ام؛ و به دور از واقع نمی دانم اگر کسی همت خویش بر این مصروف دارد، حتماً بدانچه من به همت خود رسیده ام او نیز برسد و دریابد. گفتم حسب واقع عینی مردمان بر مراتب متفاوت باشند، در همت و عقل و فطنت یکسان و برابر نیستند؛ آخر این چه دعوی است که گمان بری همگان در فهم و درک فلسفی، یا همت بلند و طبع تام وعقل کامل به پای امثال تو برسند. پس آنان رواست که به یکدیگر نیازمند باشند، این که از یکدیگر بیاموزند و در میان ایشان عالم و متعلم وجود یابد، یک کسی امام بشود و گروهی ماموم بوده باشد، تا امر و نهی پایدار گردد و طاعت و معصیت ها نمایان شود. همین تو که پنداری آنچه باهوش و باریک بینی خویش دریافته ای، که بسیاری از فیلسوفان پیشین آن در نیافته اند، هم آنان پیشوایان تو بوده اند و تو در اصول و کتب ایشان، نگریسته و بررسی کرده و آنچه دعوی کنی دریافته ای؛ و همانطور که روا می دانی فلاسفه را هم مراتبی متفاوت باشد، چندان که حسب درک و درایه شان برخی پیشوای دیگران اند…، لابد روا می داری که در بین عوام مردمان هم کسانی امام و عالم و رهبر باشند؛ باید که روا دانست پیامبران و رسولان هم که به نبوت برتری یافته اند، از برای راهنمایی مردم و به جهت صلاح امور دنیا و دینشان آمده اند؛ چه آن که آدم گول و درشتخوی از نگرش در دقائق علوم فلسفه رویگردان است، چیزهایی که در آنها گیج و سرگردان می شود و عقل و فهم وی از ضبط آن عاجز می ماند. آنگاه چکیدۀ سخن رازی این است که البته این کار دشوار می نماید، ولی بایستی که هرکس با تمام وسع و همت در تعلم فلسفه بکوشد، خود را به بحث و نظر و فراگیری بر طریق حق مشغول دارد؛ چه هیچکس جز با نگرش در فلسفه از این جهان نرهد، اگر همان عامّۀ مردم که خودشان را (در منازعات مذهبی) هلاک کرده اند، از این بحث و نظرها غفلت نمی کردند بسا که آزاد و رها می شدند. کسی که در فلسفه نظر کرده باشد ابداً معتقد به شرایع پیامبران نخواهد بود، چه این گونه اعتقادات خرافی موجب بر اختلافات، همانا مصّر بر جهل و تقلید است که منجّر به نزاع و کشتار می شود؛ اهل شریعت ها دین را حسب تقلید از رئیسان خود برمی گیرند، نگرش و پژوهش در اصول را وامی نهند و از آن باز می دارند [اعلام النبوه، ص 3-13]» ص 665 «سپس قول رازی (باب سوم، فصل اول اعلام انبوه نوشتۀ ابوحاتم رازی اسماعیلی) دربارۀ سخن پیامبران و تناقض گویی آنان این است که عیسی پنداشته است که پسر خداست موسی پنداشته که خدا پسری ندارد و محمد پندارد که خدا پسری ندارد و محمد پندارد که او همچون دیگر مردمان آفریده است؛ مانی و زردشت در باب ((قدیم)) و وجود عالم و سبب خیر و شر خلاف موسی و عیسی و محمد گفته اند، مانی در باب دو جهان و علت آنها برخلاف زردشت است؛ و محمد گوید که مسیح کشته نشده، یهود و نصاری منکر آن باشند و پندارند که او کشته و بر دار شده است. ص 668 نصرانیان هم پنداشتند که او ((پدر و پسر و روح القدس)) است. مجوسان هم آنچه از زردشت در باب اهرمن و اهرمزدا ادعا کنند، همان چیزی است که مانی مدعی شده، این که ((کلمه)) از پدر جدا شد و دیوان (=شیاطین) را پاره پاره کرد و کشت؛ و آسمان از پوست دیوان باشد، تندر همانا از غرش پتیارگان (=عفاریت) است، زمین لرزه جنبیدن دیوان در زیر زمین است؛ و مانی ((شاپور)) را _ که کتاب شاپورگان را برای او ساخته _ در فضا بالا برد و او را یک چند در آنجا پنهان کرد، مانی با روح خویش در نزد ایشان عین خورشید چشمانشان را می زد که بسا یک ساعت و بسا هم چند روز می پایید [ص 70] ابو حاتم گوید رازی پندارد که این رسم و عادت پیامبران است، همین اختلاف و ضد و نقیض گویی در سخنان ایشان است؛ فلذا در ابطال نبوت بدان دلیل آورده، خواسته است که بدانها دَستان ها و فسانه های ایشان را نمایان کند، پس سخن خود را با این یاوه ها نیرو بخشیده است. مقصود رازی از ذکر مجوس و مانویان همانا زشت شمردن (تشنیع) اهل ادیان و مذاهب است؛ وگرنه درآوردن این گونه محالات که مانویان و مجوسان اختراع کرده اند، حجتی بر ابطال نبوت نباشد. در ضمن، مانند همین بدعت های گمراه ساز نیز به فلسفه نسبت یافته است [ص 71]. رازی گفته است که کتاب محمد (ص) پُر است از ضدّ و نقیض گویی.. [ص 113]… رازی گفته است که خداوند به بندگان شناختن سود و زیان هاشان را در حال و آینده شان و رها کردن اعتراض به یکدیگر را الهام نموده، اما می بینیم که این امر بسیاری از مردمان را به هلاک رسانده، بزرگ ترین بلاها را آشکارا در حال و آینده شان نازل کرده است. در مورد حال ایشان همانا تصدیق هر ملتی است امام خود را، که یکدیگر را به جان هم انداخته و در میانشان شمشیر حاکم است؛ اگر این سببهای دینی در میان مر دمان نبود، همستیزی ها و جنگها و مصائب از میان برمی خاست؛ زیرا کشمکش ها خواه در حال یا آینده واقع شود، و این قصه سر دراز دارد [ص 181]… رازی معجزات پیامبران را از مقولۀ اعمال سحری و جادو دانسته است [ص 192]. رازی گوید که فلاسفه این دانشها را با نگره های خویش دریافته اند، و آنها را با دقت نظر خویش بیرون آورده اند، و با لطافت طبع خویش بدانها ملهم شده اند؛ فلذا در این خصوص از پیامبران و امامان دین بی نیاز باشند، که دربارۀ دانش های سودمند به حال مردم کاری نکرده اند. [اعلام النبوه، ص 273-274].» ص 667 آیا این گونه دین ستیزی تنها ویژه حکیم رازی و دیگر فلاسفۀ دین ستیز بود یا این مسئله همواره یکی از کوشش های آدمی برای رسیدن به جامعه و زندگی بهتری بوده است؟ «در صدر اسلام خودِ رسول اکرم (ص) متهم به کیش صابیان می بود و کفار قریش می گفتند که آن حضرت بر ضد دین قیام کرده و به خدایان ناسزا می گوید. عمربن خطاب پیش از آن که اسلام بیاورد، دنبال پیغمبر می گشت و می گفت کجاست این مرد صابی که قریش را پراکنده و بر دین آنان خرده گرفته و خدایانشان را دشنام داده است، اگر او را بیابم زنده اش نمی گذارم… از این رو اولاً خود رسول اکرم (ص) در عهدی دیگر و به وجهی دیگر و هم به تعبیری دیگر، یک دین ستیز واقعی بوده، چنین ایستاری به هر حال مطلقاً اختصاصی به دین ستیزان پسین تر –یعنی- حکیمانی مانند ابن راوندی و ابوعیسی وراق و محمدبن زکریای رازی نبوده، ملاحظه می شود که ریشۀ این قول در خود قرآن مجید است؛ و اساساً چنان که افلاطون گوید وحی همان چیزی است، از آن به کهانت و رویا و مکاشفۀ شخصی تعبیر می شود. بنابراین، به قول شهرستانی: ((پیامبر با چه چیزی شناخته آید که گوینده همان خداست؟ یا به چه چیزی دانسته آید که میانجی همان فرشته ای است که بدو وحی می رساند؟ و از کجا معلوم که آن فرشته سخنگوی خداوند باشد؟ پس دربارۀ این مسئله پاسخی مترتب نیست.))» ص 674 اما در برابر این نگره های دین ستیزی رازی، مخالفان او چه کسانی بودند و چرا مخالفت می کردند. نخستین دسته دینمداران و متشرعینی بودند که دلخوشی از اندیشه های دین ستیزی رازی نداشتند اما همین دینمداران و متکلمین چه شیعه و چه سنی با انتساب کتاب هایی در تایید امامت به رازی و دیگر فلاسفۀ دین ستیز، آنان را مطهر کرده اند؛ بویژه شیعه امامیه که این فلاسفه را حتی شیعه امامیه دانسته اند. پرسشی که وجود دارد این است که»چرا و چگونه و از چه رو مانی مسلکان زندیق و پیامبرستیزان دین گریز روزگار، موافق با مذهب شیعۀ امامی (اثنی عشری) شده اند و یا بدان گرویده اند، کسانی که خود اصلاً دین و پیغمبر را قبول نداشته اند، در تایید آن مذهب هرکدام یک یا دو کتابِ ((الامامه)) نوشته اند. البته به نظر می رسد که فلاسفه ای مانند حکیم فرزانه محمد بن زکریای رازی هیچگاه کتابی در تایید امامت ننوشته باشند زیرا کاملا ًروشن و واضح است که کسی که با اصل نبوت مخالفت ورزد هیچگاه فرع آن را که امامت می شود، نمی پذیرد پس کتابی هم در تایید آن محال است که بنویسد. اما چرا سران سیاست شناس و دانشمندان امامی شیعۀ آن روزگار و حتی در دوران کنونی این چنین از حکیم ری دفاع کرده اند جای بسی شگفتی دارد. جماعت شیعۀ امامی با مردود اعلام کردن انتساب کتابهای دین ستیزانه و پیامبر ستیزانه به حکیم رازی و انتساب چند کتاب که در تایید دین و نبوت است به او؛ کوشیده اند یک آب تطهیر حسابی بر سراپای حکیم مشهور دین ستیز بریزند. اما چرا؟» ص 670 «ابن راوندی شیعی زندیق، چند کتاب و از جمله الزمرد را در رشتۀ دین ستیزی نوشته بود؛ همزمان با وی ابوعیسی محمد بن هارون وراق (م 247 ق) زندیق مانوی، که او هم از پیامبرستیزان نامدار بوده است نیز بمانند ابن راوندی در تایید مذهب شیعی، یک کتاب الامامه نوشته است.» ص 670 یعنی برایشان نوشته اند و به آنها نسبت داده اند. زیرا کسانی که پیامبری را رد کرده اند چگونه در تایید فرع آن یعنی امامت کتاب بنویسند؟ «سومین پیامبرسیتز نامدار جهان اسلام – یعنی – حکیم رازی نیز یک یا دو کتاب الامامه بدو نسبت داده اند، که بی گمان از این معنا تایید مذهب شیعه خواسته اند.» ص 670 اما براستی چرا تایید مذهب شیعه؟ زیرا برای اینکه بتوانند از نظام فلسفی رازی و دیگر فلاسفۀ دین ستیز، برای ساختن نظام دینی و مذهبی خود بهره مند گردند و راه طعنه و سرزنش دشمنانشان را نیز سد کنند، دست به این کار زده اند. زیرا شیعه امامیه بسیار بر بهره گیری از فلسفه و اندیشه ورزی کوشاست. و بنیان های فکری خود را بر اساس خرد بنا نهاده است. و کوشش کرده تا دین بر مبنای فلسفه باشد یعنی همان کاری که رازی با آن مخالفت می ورزید. زیرا «رازی به جدایی فلسفه از دین باور داشته است و نیامیختن این دو با هم..» ص 685 حتی امروزه نیز کسانی هستند که می کوشند انتساب این آراء را به حکیم رازی مردود اعلام کنند تا جاییکه استاد مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، صفحه 525 به شدت این انتساب را مردود دانسته است. استاد مطهری بعید می داند که اندیشۀ پیامبرستیزی و دین ستیزی متعلق به رازی باشد و او احتمال قوی می دهد که چون رازی تا حدودی طرز تفکر شیعی امامیه داشته است، همانند بسیاری متفکران دیگر از سوی دشمنان شیعه امامیه متهم به کفر و زندقه شده باشد. ص 688 درباره کتابهایی که به رازی منسوب داشته اند که رازی درباره امامت نوشته است میتوان گفت که از این حکیم ماده گرا، دین ستیز و پیامبر ستیز بسیار دور است که بیاید و در تایید امامت کتاب بنویسد در حالی که اصل آن را که دین است نمی پذیرد و در رد آن بسیار نوشته است. اما چرا شعیه امامیه کوشیده تا چنین رازی را تطهیر کند و با انتساب کتابهایی در تایید امامت به او خواسته چهره ای پسندیده هست کند؟ بیشتر برمیگردد به نظام استوار و خردمندانه این فیلسوف نابغه که با نظریات فلسفی و حکیمانه خود توانسته است متفکران و متکلمان شیعه امامیه را به سمت خود بکشاند. زیرا اساس شیعه امامیه (دوازده امامی) بر خردورزی است و حتی برخلاف دیگر مذاهب اسلامی که اندیشه ورزی و تعقل در کل تعطیل است و پذیرش بدون اندیشه و تفکر دین را از انسان می خواهند؛ شیعه دریافت اصول دین را بر اندیشه گری و دریافت عقلانی انسان می داند که آنها را برای خود اثبات کند. نظام اندیشه ای و فلسفی که شیعه از آن سود می جوید بسیار با نظام اندیشگری و فلسفی حکیم نابغه و فرزانه ری همانند است. پس از این رو، شیعه با تطهیر رازی که مورد طعنه و شماتت دشمنانش قرار نگیرد از نظام فلسفی او بهره جسته است. و حتی شیعه با این کار توانسته است این میراث بزرگ حکیم رازی را از زیر ضربات لعن و تکفیر و طعن علمای مرتجع و سنگ اندیش سنی نگهداری کنند. با نگرش به اعتقاد شیعه به این که در عصر امام غایب، رهبری با جانشینی است که خردمند و پارسا و بویژه دادگر و عادل باشد و از همه مهمتر مردم او را برمی گزینند و حتی در صورت نقض یکی از موارد لازم او خودبخود برکنار می شود؛ میتوان نظریۀ خردشهری حکیم رازی را دریافت که فرد خردمند، پارسا و دادگر را لایق رهبری می داند. این نمونه ای از بهره گیری شیعه از نظام فکری و فلسفی سیاسی حکیم رازی ست. یکی از دلایل طرفداری شیعه از رازی را میتوان در مانوی مسلک بودن او دانست که شیعه نیز میراث دار فکری مانی است. ص 734 چکیدۀ مطلب دستۀ دوم که بر اندیشۀ دین ستیزانۀ رازی تاختند اندیشمندان اسماعیله بودند. «افرادی چون ابویعقوب سجستانی، محمد نخشبی/نسفی، ابوحاتم رازی، ابونصر فارابی (کم و بیش)، اخوان الصفا، ابوالحسن عامری، و ابوعلی بن سینا در ترسیم سلسله مراتب جهانی اسماعیلی سهم داشتند خصوصاً همین ابن سینا که آغازگر عصر ظلمت فکری و فلسفی یا خردستیزی در ایران و جهان اسلام شد، چنان که پروفسور آربری در موضوع معاد روحانی به نزد او گوید که وی مبتکرانه و صمیمانه کوشید تا سازشی بین عقل و وحی بر اساس عقاید نوافلاطونی ایجاد نماید. اگر تفسیر او در مورد بقای نفس و یا روح رواج می یافت، مسلماً تاریخ فکر اسلامی بعد از او خیلی متفاوت می بود؛ امکان داشت که فلسفۀ یونانی به جریان نیروبخشی خود ادامه دهد، و عصر تاریک و قرون وسطایی برای اسلام وجود نمی داشت. از سوی دیگر، شاید عقل انسانی که نجوم و طبیعیات را از دنیای قدیم به ارث برده بود؛ می بایست تا یک جهش دیگر صبر کند تا کوپرنیک و نیوتون بیایند و تصور انسان را دربارۀ دنیا عوض کنند.» ص 686 اما «بیش از همه ناصرخسرو به حکیم رازی پیچیده؛ چنان که سوءِ فهم خود را از تعریف ((زمان)) در نزد رازی، به تحیّر وی نسبت داده و ناصر خسرو می نویسد: ((چندان سخن ملحدانه گفته؛ و به آخر مذهبِ توقف را اختیار کرده و گفته است: اندر آنچه همی ندانم از کارها توقف کردم…)) رازی آنچه را که نمیداند با شجاعت بیان می کند زیرا گفتن نمی دانم خود نصف دانش است و این درست برعکس قول فیلسوف نمای پُر مدعایی مانند پسر سینا بخارایی است که از سر کبر و غرور جاهلانه دعوی باطل کند: ((از قعر گِل سیاه تا اوج زُحل / کردم همه مشکلات گردون حلّ…))» ص 150 اما پرسشی که وجود دارد این است: «در حالی که متکلمان بزرگ اسلامی (سنی– شیعی) نسبت به مواضع اصالت عقل و فلسفۀ رازی هرگز واکنشی نشان نداده اند، حتی ایستار دین گریزی و پیامبرستیزی آشکار او را ندیده گرفته یا تحمل کرده اند، از چه رو متکلمان اسماعیلی نسبت به اسلام و دین – خصوصاً مسئلۀ نبوت کاسۀ داغتر از آش شده اند؟ چرا فیلسوف مادی ری را به سبب اعتقادات فلسفی و عقلانی محض چنین به توپ و تانک بسته اند؟ در پاسخ به این پرسش اگر بایستی حرف آخر را هم اول زد، در یک کلمه توان گفت که آتشباری توپخانۀ اسماعیلی فقط علت و انگیزۀ سیاسی داشته است و بس؛ … اسماعیلیه فلسفه ای بوجود آورده اند که اکنون به آن فلسفۀ اسلامی می گویند وگرنه اسلام مطلقاً چیزی به اسم فلسفه ندارد و اسلام صرفاً یک دین است.» ص 678 زیرا «اسماعیلیه نبی را بدل از عقل فلسفی می دانند و آن عقل را محکوم تعلیم امام نموده اند که تبار از نبی دارد. همانگونه که حسن صباح می گوید: خداشناسی به عقل و نظر نیست (بل) به تعلیم امام است.» ص 679 پس به اینگونه اسماعیلیه می کوشیده تا با بهره گیری از اصل نبوت، امامت را توجیه کند تا بتواند رهبری که برای جامعه متصور است نوعی مشروعیت الهی و آسمانی بدهد. در نزد شیعۀ امامیه نیز این گونه است که امامت بر اساس نبوت اثبات می شود. «خلاصه آنکه هرکس نقض نبوت را ابطال و نبوت را اثبات نموده، خصوصاً اسماعیلیان و شیعیان از آن روست که با تضعیف مسئله نبوت همانا موضوع امامت نیز سست می شود، چه به قول ابن بابویۀ قمی شیعیان قائل به تشاکل میان پیغمبران و امامان هستند.» ص 680 پس «بی دلیل نبوده است که سران اسماعیلی ایران مهمترین آثار جدلی خویش را بر ردّ ((ترفندهای پیامبران)) رازی نوشته اند؛ ناصر خسرو در زاد المسافرین، ابوحاتم رازی در اعلام النبوه (نشانه های پیامبران)، ابویعقوب سجستانی اسماعیلی در اثبات النبوه و …» ص 680 «بدین سان، مبانی تشیّع فلسفی اسماعیلی (که به اسم فلسفۀ اسلامی شهرت یافته؟!) در مباحث بخش دوم کتاب الاصلاح ابو حاتم رازی، راجع به نبوت از جمله چنین بیان شده است که عناصر نظام باطنی و نوافلاطونی، شامل هفت دوره از تاریخ مقدس تعلیم نبوی، …از آدم آغاز و به منجی (قائم) منتظر پایان می پذیرد.» ص 680 اما باید گفت که اگرچه اسماعیلیه و شیعه امامیه، امامت را بر نبوت بنیان نهاده اند اما بین این دو تفکر فرق بسیار است زیرا اسماعیلیه می کوشیدند با اصل امامت حکومتی را بوجود آورند و امامی را در راس آن قرار دهد که دارای مقامات الهی و آسمانی بود و هیچکس حق بازپرسی از این امام را نداشت. «چه به قول دکتر محقق، داعیان و مبلغان مذهب اسماعیلیۀ ایران از جهت اعتقاداتشان به این که خلفای فاطمی وارث علوم الاهی اند، غلّو و مبالغه دربارۀ آنان را به حد افراط رساندند، و همان خلفای نابالغ (الحاکم 11 ساله، الظاهر 16 ساله، المستنصر 8 ساله، الآمر 5 ساله، الظافر 17 ساله، و …) را واجد علوم اولین و آخرین قلمداد نمودند؛ و چون کشف و کرامتی از آنان مشاهده نمی شد، ناچار بودند که بگویند نوع بشر نمی تواند آنان را درک کند. گزافگویی های آنان در این خداسازی شواهد بسیاری دارد..» ص 683 اینان خلفای فاطمی مصر بودند. پس مشاهده می شود که اسماعیلیه برای رسیدن به اغراض سیاسی و ایستادگی در برابر خلفای بغداد این نظام سیاسی را بوجود آورده بودند. زیرا «اگر بر اسماعیلیه خرده گرفته می شود تنها از این نظر است که اسماعیلیه با نظرات حکیم رازی مخالفت می ورزیدند وگرنه همین اسماعیلیه با برداشت ایرانی و مانوی از اسلام در براندازی حکومت خلفای عرب می کوشیدند.» ص 711 اما شیعه امامیه با این گونه امام سازی هیچگاه موافق نبوده و نیست. زیرا آنان به امام قائم باور دارند. و اسماعیلیه با درآمیختن سیاست با دین و فلسفه راهی را پیمود که همانگونه که اشاره شد با آراء و اندیشه های ابن سینا باعث افول و تاریکی و پس ماندگی تمدن ایرانی شد. «و از دلایل پیامبرستیزی رازی کوتاه کردن دست متکلمان اسماعیلیه از حریم فلسفه بوده که آنها همه چیز را برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود به هم می آمیختند» ص 685 دیگر گفته ها دربارۀ رازی شهامت و جسارت رازی در مخالفت با اند

    پاسخ

  49. حسن
    آوریل 12, 2013 @ 16:50:48

    خلاصه کتاب بالا را لطفا پی دی اف کنید و در کتابهاینان بگذارید

    پاسخ

  50. yh
    آوریل 12, 2013 @ 17:20:13

    خلاصه یک کتاب . به صورت پی دی اف در اختیار علاقمندان قرار دهید. رازی، انسان را با خدای برابر نهاده. (ناصرخسرو) من از پذیرفتن حقیقت، از هر منبع که بیابم، روی گردان نیستم. (ابوریحان بیرونی) این نوشتار چکیده و خلاصه ای است در هفده صفحه از کتاب حکیم رازی نوشته ی استاد پرویز سپیتمان (اذکایی) انتشارات طرح نو/ 1384. سراسر این کتاب به بررسی مسئلۀ دین ستیزی و پیامبر ستیزی در ایران و گذشتۀ تاریخی و فلسفی بویژه آراء فلسفی حکیم محمد بن زکریای رازی پزشک و فیلسوف نامدار قرن سوم و چهارم هجری می پردازد. شاید پیشتر هنگامی که نام زکریای رازی را می شنیدیم، می گفتیم او کاشف الکل است و در پی کشف کیمیا بوده تا به هرچه بزند زر شود. داستانِ کیمیاگری رازی، ساخته و پرداختۀ کسانی است که از گسترش نظرات و اندیشه های فلسفی این بزرگترین فیلسوف ایران زمین واهمه داشته اند و هنوز هم دارند. کسانی که بر این باورند که مردم عوام را نیازی به یادگیری فلسفه نیست و این درست خلاف نظر حکیم رازی است که بر این باور بود که اگر انسانها می خواهند به رشد و پیشرفت و از دید او خِردشهر برسند باید فلسفه بیاموزند و از اندیشۀ خود بهره گیرند. نخست سفارش می شود اگر علاقمندید که بیشتر دربارۀ این فیلسوف نابغه بدانید همه این کتاب را بخوانید زیرا نوشتاری که پیشِ رو دارید بصورت چکیده، تنها پاره ای از نظرات فلسفی حکیم رازی را بیان می کند که مهمترین آن، همان دین ستیزی و پیامبرستیزی اوست. چیزهایی را خواهید خواند که مطمئناً برای نخستین بار به گوشتان خورده است. درپایان خواهید دید که بزرگترین فیلسوف تاریخ ایران زمین، کسی نیست جز حکیم محمدبن زکریای رازی و نه حکیم ابن سینا. زیرا ابن سینا فلسفه را اسیر دایرۀ تنگ و محدود دین نمود و آغازگر عصرِ تاریکی و عقب ماندگی در تمدن ایران زمین شد. براستی مگر فلسفه چیست که از دیدِ رازی از نان شب هم برای انسان واجبتر است؟ برای درک موضوع فلسفه حتماً بیشتر بخوانید. فلسفه می کوشد به اندیشۀ انسان، اندیشیدن بیاموزد تا برای هرآنچه که نیاز دارد که در زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی بداند با کمک اندیشه به آن دانستنیها دست یابد. در زندگی فردی گاهی وقت ها به این می اندیشیم که آیا خدایی است؟ وظیفۀ من در این جهان چیست؟ آیا سرنوشتِ انسان را کسِ دیگری می نویسد؟ سرانجام انسان پس از مرگ چیست؟ و یا در زندگی خانوادگی نیاز داریم که بدانیم با همسر و فرزندانمان چگونه برخوردی داشته باشیم و یا جامعه را بر کدامین قوانین بنیان نمود تا پیشرفت و رفاه و خوشبختی انسانها بوجود آید. پس باید اندیشیدن بدانیم تا آنچه که نیاز داریم، بیابیم. فلسفه می آموزد که راه اندیشیدن چیست. باشد که با مطالعۀ و بررسی بیشتر، بتوانیم به زوایای تاریک و پنهان تاریخ مهین عزیزمان ایران پی ببریم. هرجا که نوشته ای از این کتاب آورده شده است با شماره صفحۀ آن مشخص شده تا یافتن اصل مطلب و مطالعۀ کاملتر آن در کتاب اصلی آسانتر باشد. رازی کیست؟ «حکیم محمد بن زکریای رازی (251-313 ق) بزرگترین پزشک جهان شرق، و یکی از پزشکان بزرگ سراسر اعصار بشری، هم در ایران زمین بیشتر به عنوان طبیب اشتهار دارد و بسی کمتر به عنوان فیلسوف شناخته شده است. به طور کلی، در نزد مردم درسخوانده ی میانه حال، حکیم ری به دو چیز معروف می باشد؛ یا به عبارت دیگر، تا اسم رازی به میان می آید، دو چیز در فکر و ذهن ایشان متبادر می شود: کاشف الکل و دین ستیزی.» (مقدمه کتاب) «کسانی که با فلسفه و اندیشیدن دشمنی داشته اند همواره بر حکیم رازی تاخته اند و او را به خاطر نپذیرفتن امر نبوت سرزنش کرده اند. پس رازی پیامبرستیز نیز هست. عبدالرحمان بدوی (مصری) می گوید: ((رازی یک نظام منسجم فلسفی نداشت…، وی به انسانیت و پیشرفت علم و خدای حکیم ایمان داشت، ولی دیگر به دینی اعتقاد نمی ورزید…)) این نمونه ای از تاختن اینگونه افراد به رازی بوده است گویی از نظر اینان وجودِ نظام منسجم فلسفی در نزد حکیم مادی، مستلزم دین باوری است. ستیز رازی با دین صرفاً و فقط از موضع دفاع از فلسفه بوده است. او معتقد بود که انسان را هیچ امام و راهبری بجز عقلِ خداداد نیست. همانگونه که در تاریخ فلسفه نوشته شده است غزالی که در قرن پنجم هجری می زیست پس از سالها کسب دانش سرانجام با برای احیاء علوم دینی به فلاسفه تاخت و نظریات آنها را رد کرد. اما او هیچگاه اشاره ای به رازی نمی کند و بر آراء او نمی تازد. زیرا غزالی خود نیک می دانست که دین هرگز با فلسفه سازگار نیست و اسلام هرگز چیزی به اسم فلسفه مضاعف و منسوب به خود ندارد. او بر کسانی می تازد که کوشش می کنند اتحادی بین دین و فلسفه بوجود بیاورند و در روزگار کنونی عنوانی ساخته اند بنام فلسفه اسلامی. غزالی احیاگر علوم دینی است و پیشوای اهل جدایی دین از فلسفه. پس او کاری به کار فلاسفه ای که فقط در وادی فلسفه کار می کنند ندارد بلکه آنهایی را نکوهش می کند که فلسفه و دین را در هم می آمیزند. و حکیم رازی کسی بود که با همه وجود کوشش می کرد که مرزهای فلسفه را از دین جدا نگه دارد. اهل دین بسیار کوشیده اند که از فکر فلسفی بهره مند شوند اما فکر فلسفی هرگز و هیچگاه آزادانه میل به فکر دینی ندارد، زیرا فلسفه علم است و با عقل سر و کار دارد پس معرفتی است علمی – عقلی که مرتبتی فراتر از معرفت نقلی دارد. و این دین است که از فلسفه یاری می جوید تا با آن بیاویزد و کمال یابد. حکیم رازی سرسختانه بر نگاهداشت استقلال فلسفه می کوشیده و بر این باور بوده که مردم بایستی به جای پیروی از مذاهب، فقط علم و فلسفه بیاموزند و عقل را نبی و امام و راهبر خویش قرار دهند. اما فلسفه ای که چیزی از عقل و بهری از نقل بهم آمیزد نه دیگر دین است و نه فلسفه.» (مقدمه کتاب) رازی با بررسی سیر دگرگونی و پیشرفت اندیشه در ایران باستان و یونان باستان توانست در نظام فکری مستقلی اندیشۀ ناب ایرانی را بیان کند. «فلسفه ملی ایران یا ایرانی، اگر هنوز کسانی در این مملکت باشند که علاقمند به این قبیل معارف هستند، در قیاسِ – مثلاً- با حماسه ملی ایرانیان (که حکیم فردوسی «زنده» فرموده است) سزاست با وجدان علمی آسوده و دلی از آگاهی شاد به همین نظام فلسفی حکیم محمد بن زکریای رازی روی آورند. این که می گوییم فلسفه ملی ایران، مراد همین حکمت طبیعی زروانیِ گیتی گرای است، نه چیز دیگرِ ناسره انیرانی تبار (که از جمله در کتاب شفای ابن سینا و ماننده های آن گنجیده) بل فقط همین دانشمایه یا داناکی نامک حکیم رازی است.» (مقدمه کتاب) «امروزه انسان باهوش ایرانی، هر فرد درسخوانده یا روشنفکر میانه حال مملکت، از حیث فکری و نظری سخت نیازمند به درک یک نظام فلسفی طبیعی و ساده و بی پیرایه، بدون حشو و زوائد (یعنی بدون آسمان – ریسمان های قُلمبه – سُلمبه که بافندگان آنها هم خودشان نمی فهمیده اند چه ترّهاتی سر هم می کنند) [است] که هم ضمن نمایش برجسته آیین های اندیشگی نیاکانی و ملی، کمابیش با مسائل فلسفی و فکری دنیای معاصر همخوان و همساز باشد. چنین نماید که یک خانه تکانی فکری لازم و ضروری است، و باید که همه آن تار عنکبوت ها و گرد و غبارها وآل و آشغال هزار ساله را بدور ریخت. و متافیزیک یا ماوراءالطبیعه غربی یا شرقی، ایده آلیسم عربی یا عجمی، و عرفان بافی هندی و مندی یکباره از پیکره فلسفه ایران کنده شود و به زباله دان تاریخ فکر افکنده گردد؛ درست همان کاری که حکیم رازی در زمان خود کرده، و با حکمت طبیعی خویش چنین وظیفه ای را انجام داده است. بر باور مورخان علم و فلسفه در مغرب زمین: (( دوران انتقال فیزیک از قرون وسطا به عصر جدید در اروپا، همانا به گرایش های رازی وار مشخص شده است؛ چه آن از اندیشه هایی بنیادین تشکیل یافته، که سطوح متفاوتی از شناخت علمی ارائه می کند، و همین خود شباهت شگفت انگیزی با نظام نیوتونی دارد))» (مقدمه کتاب) «اگر خواننده دل آگاه به یک کلمه خورسند می شود، هم باید گفت سرچشمه منابع حِکمی-علمی و عقلی رازی، ایرانی ناب است. اقبال لاهوری (مورخ فلسفه ایران) می گوید: رازی به سنت ایرانی، نور را مخلوق اول، و ماده و مکان و زمان را قدیم می دانست.» (مقدمه کتاب) اما به راستی بنیانگذاران فلسفه چه کسانی بوده اند که رازی را فیلسوف نابِ ایرانی و همپایۀ فردوسی می دانیم. «ارسطو در کتاب ((درباره فلسفه)) اذعان می کند که بانی فلسفه در جهان همانا مُغان زردشتی ایران بوده اند و آنگاه خود به شرح اصول فلسفی ایشان می پردازد؛ قابل توجه ناباوران خودباخته ی ایرانی (!)» (مقدمه کتاب) «دو سیمای برجسته رازی: طب و فلسفه است.» (مقدمه کتاب) و نه کیمیاگری که رازی را بدان عمداً مشهور کرده اند. حکیم رازی در تاریخ علم و در جهان پزشکی، چنان که گویند پس از بقراط و جالینوس، مرد سوم است که جامع آن دو تن دیگر هم باشد. و در این نوشتار به سیمای فلسفی رازی پرداخته می شود. زیست نگاری رازی «ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی ((صیرفی)) رازی زاده ی 251 ق / 865 م در ری زاده شد. بنا به قراین حدس زده می شود که خاندانِ ایرانی تبار رازی، تا زمان جدش یحیی مسیحی مذهب بوده اند و با گرایش های صابئیِ حرانی و مانوی. از آنجایی که نام پدرش (زکریا) در نسخه ای احمد نوشته شده، بایستی مسلمان شدن خانوادۀ رازی هم از زمان پدرش بوده باشد. بررسی اصل و نسب رازی در شناخت این که آراء و اندیشه های او چگونه شکل گرفته است بسیار باارزش است. زیرا انسان دوستی، انسان گرایی، انسان آیینی، پیشۀ پزشکی، حکمت طبیعی، علم الاهی (یونانی) و فلسفۀ مدنی حکیم رازی، البته بر مبانی کیش و آیین مغانی ایران باستان، از مذهب مسیحی – مانوی نشات گرفته، نه از اسلام و آیین مسلمانی که بدان اعتقادی نداشته است.» (ص71) «پيشه خانوادگي رازي زرگري بوده و همخوان با دانش کيمياگري. و در جواني عود مينواخته.» ص 83 او را پسر زکریا، محمد زکریا، و در دوره ی کنونی بیشتر زکریای رازی می نامند. و درگذشته به سال 313 است. او در شهر ری زاده شد. در سی و اندسالگی به بغداد رفت و آغاز به فراگیری دانش پزشکی نمود. چهار سال پس از آن به ریاست بیمارستان العضدی بغداد رسید. «رازی پس از بازگشت از بغداد رییس بیمارستان ری می شود.» (ص 84) در همین دوران او به بررسی و نقد آثار فلسفی گذشتگان می پردازد و آراء فلسفی خود را به نگارش درمی آورد. سرزمین ری از دیرباز خاستگاه اندیشه ی ناب ایرانی بوده است. شهرستانی زادگاه زرتشت را ری می داند. در ری از زمان مهرپرستان فلاسفه و حکمایی بودند که درباره ی مسائل فلسفی کنکاش می کرده اند و پس از ظهور زرتشت نیز این فلسفه در جامۀ موبدان زرتشتی به راه خود ادامه داده است و پس از اسلام بزرگانی چون حکیم رازی، حکیم فردوسی، حکیم ایرانشهری و حکیم ابوریحان بیرونی میراث دار این خرد و فلسفه ناب ایرانی شده اند. در این کتاب بطور کامل درباره جایگاه شهر ری در تاریخ فلسفه ایران توضیح داده شده است. دروه ای که رازی در آن می زیست تا حدودی از بگیر و ببندهای متشرعان کمتر خبر بود پس او توانست آراء دین ستیزانۀ خود را بیان کند. زیرا «هرگاه و هرجا که سلطه دین و قلمرو شرایع آن ضعیف و محدود یا مهار شده، بی درنگ علم و حکمت و خرد و دانایی نوع بشر آغاز بالش و شکفتگی و درخشش و نیرومندی نموده، یا همانا – به اصطلاح – نوزایی فرهنگی رُخ داده است؛ چه هرگز و در هیچ جای جهان با وجود سیطره مطلق دین و شرایع (با متولیان و کارگزاران آن) نوزایی فرهنگی و پیشرفت مدنی پدید نیامده و نخواهد آمد.» (ص 3) در همین دوران، «رازی که نماینده ی عقل گرایی است، حتی منکر وحی شد و از خودمختاری عقل به شیوه ای دفاع کرد، که یادآور جنبش روشنگری اروپایی در سدۀ هیجدهم است.» (ص 14) «بر طبق فهرست [ابوریحان] بیرونی از 184 عنوان اثر رازی 56 اثر اختصاصا طبی است. و بر اساس فهرستی که ابن ابی اصیبعه آورده است از 235 عنوان اثر رازی حدود 90 کتاب درباره پزشکی و داروسازی است. ص 276 شاهکار رازی کتاب صد و ده جلدی الحاوی است که دانشنامه پزشکی بزرگی است. «رازی در روز پنجم شعبان سال 313 ق وفات یافت در آن وقت سن او به سال قمری 62 سال و پنج روز و به سال شمسی شصت سال و دو ماه و یک روز بود» ص 117 اما چرا رازی ناشناخته مانده است؟ یکی به سبب ترکتازی و ویرانگری و کتابسوزی های ترکان و مغولان، که بر عصر طلایی تمدن ایران دوره اسلامی نقطه پایان گذاشتند؛ و دیگر همانا به علت استیلای اعتقادات اسماعیلی قائل به وحدت دین و عقل (که خلاف نظر حکیم رازی است) تاریخ دین ستیزی و پیامبر ستیزی پیش از آنکه به آراء فلسفی رازی پرداخته شود نیاز است که دربارۀ ادیان ایرانی و طرز تفکر و اندیشۀ فلاسفه پیش از رازی آشنایی بدست آورد تا آراء او را بهتر دریافت. «دانشمندان بزرگی از ((دین جهانی زرتشتی)) و تاثیرات عمیق و وسیع آن سخن گفته اند، لیکن ضروری است که از دو مکتب اساسی فلسفی یا دو جریان مهم فکری در دین گروی ایرانیان باستان یاد کرد؛ آن دو گرایش در آمادگاه فکری-فلسفی به نامهای ((مینوگرایی)) و ((گیتی گرایی)) است. مکتب فلسفی منسوب به دین زرتشتی که خدای برین مورد اعتقاد آن اهورامزدا است، همانا مینوگراست. اما مکتب فلسفی گیتی گرا منسوب به دین زروانی باشد که خدای برین مورد اعتقاد آن ((زمان بیکران)) یعنی ((دَهر))، ذات ((لَم یَزِل و لَم یِولد)) یا همان ((زروان)) است. مهرگرایی یا میترایسم یا کیش ((مهر)) ایرانی که این نیز جهانگیر شد یک دیم میانجی و متوسط بین آن دو است، ولی مکتبی فلسفی نباشد بلکه عرفانی است. کیش مانوی که این نیز جهانی شد، بلافصل خلف زروان گرایی باشد، کمابیش فلسفی گونه (گیتی گرا) ولی یکسره عرفانی است. کیش مزدکی (سوسیالیستی) اگرچه دم از ((زروان)) می زند، باز زردشتی گرا و مَزدیسنایی است. این بود اشارت وار ویژگی های برجسته چهار دین جهانی که ایرانیان طی هزار و دویست سال فرمانروایی بر نیمی از جهان باستان تقدیم بشریت متمدن کردند. پس در عرصه معارف ایرانی، همواره سه جریان مهم حکمت (فلسفه) و کلام و عرفان را می توان انتظار داشت.» ص 205 رازی بیشتر مانوی مسلک بوده است. «عصر رازی را دوره ظهور شکاکیت و نسبی انگاریِ ارزشها دانسته اند، چنان که مانوی مآبان نامداری جون برزویه پزشک ایرانی، پاول پارسی حکیم منطقی و سلمان پاک (فارسی) را پیشاهنگان شکاکیت (-تکافوی ادله) شمرده اند، که تابعان ایشان همانا ابن مقفع و ابوعیسی وراق و ابن راوندی و حکیم رازی بوده اند.» ص 136 اما براستی کسانی که منکران نیوت بودند چه دلایلی بر ادعای خود می آوردند؟ «سید مرتضی رازی خلاصه ای از نظر منکران نبوت را این گونه بیان می کند که منکران نبوت بر این باورند که: ((انبیاء به غیر حق مشغول شدند (چه) خلق را به خدا می خوانند و به تکالیف، پس ایشان را باز می دارند از آنچه به خدای مشغول شوند و به حق؛ و هرچه خلق را از خدای تعالی باز دارد باطل بود، پس التفات به قول انبیاء و رسل نباید کرد و به تکالیف نباید مشغول شد که آن بی حاصل است…)) و ابن جوزی می گوید که از جمله شبهاتی که فلاسفه یا حکما بر نبوت آورده اند این است که پیامبران برای ریاست طلبی به دروغ دعوی نبوت می نمایند، الهام و اعجاز آنان همانند آنِ کاهنان و ساحران باشد، دلیلی وجود ندارد که بفهمیم راست و دروغ کدام است…؛ شبهه دیگر این که انبیاء آنچه آورده اند یا موافق عقل است یا مخالف عقل آن، اگر مخالف عقل است که قابل قبول نیست، و اگر موافق عقل است که خود عقل کفایت می کند…؛ شبهه دیگر آن که در شرایع چیزهایی آمده که عقل از آنها می رمد، مثلاً روا داشتن آزار حیوانات و جز اینها…» ص660 البته باید افزود که «پیامبرستیزی فیلسوفان ریشه در بی اعتقادی آنان نسبت به ادیان دارد، نیز سید مرتضی رازی می گوید که فلاسفه جمله شریعت ها و دین های رسل و اخبار گور و عذاب و حشر و نشر و حساب و ترازو و صراط و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و ملائکه و ملک الموت همه را محال و هذیان دانند، و گویند رسولان جمله حکماء بودند، اما ایشان را جاه و منصب دوست بود از بهر مصلحت کار خویش این شرایع و دینها بنهادند، تا نادانان و جاهلان را مطیع خود کنند، و اگر چنین نکردندی کس مطیع ایشان نشدی؛ و گویند رسولان اگرچه حکما بودند درجه ارواح ایشان نزد عقل اول کمتر از آنِ حکمای دیگر باشد، زیرا که ایشان ترک حکم و ریاست و اتباع کرده بودند و رُسُل ترک آن نکردند؛ و گویند سرگردانی خلق و گمراهی ایشان همه از انبیاء و رسل بود، و اگر ایشان را حبّ جاه و ریاست نبودی و خلق را با حال خود بگذاشتندی در دنیا فساد از این کمتر بودی))» ص 661 «منکران نبوت گویند آخر صدق ادعای آن به چه چیزی دانسته می آید، ما به لحاظ نوعی و صورت نفس با مدعی نبوت هنباز هستیم، هم این که در ((خبر)) احتمال صدق و کذب می رود؛ و هیچ دلیل دیگری وجود ندارد که خداوند نبوت را ویژۀ فلان یا بهمان مدعی ساخته باشد، اگر هم این امری خارق عادت محسوب شود، باز هیچ وجهی داّل بر صدق و صحت آن وجود ندارد، از آن رو که فعل دلیل بر اختصاص به یک شخص معیّن نیست. بنابراین، پیامبر با چه چیزی شناخته آید که ((گوینده همان خداست، یا به چه چیزی دانسته آید که ((میانجی)) همان فرشته ای است که بدو وحی می رساند؛ و از کجا معلوم که آن فرشته سخنگوی خداوند بوده باشد، پس همانا درباره این مسئله هیچ پاسخی مترتب نیست.» ص 661 «داستان فرشته و دیو که می توانند کلمات خود را بر پیامبران تلقین کنند و در قرآن مجید نیز به آن اشاره رفته است سر درازی دارد. بر همین اساس که گوینده وحی چه کسی است، مانی نیز پیامبران را بر دو دسته می کند پیام آوران یزدانی و پیام آوران اهریمنی؛ چنان که انبیای بنی اسرائیل را به جز مسیح جملگی از انبیای اهریمنی می شمرد.» ص 673 «ابو عیسی وراق (شیعی) زندیق گفته است که اگر پیامبران آمدند که به حجت های عقلی تمسک جویند، پس آنان از زمرۀ ما به شمار می آیند؛ و اگر برخلاف آن آمدند همانا خداوند عقول را حجت قرار داده است، که جز با تغییر او دگرگونی نپذیرد، و در این صورت خطاب زائل می گردد.» ص 662 در همین زمینه، «شهرستانی گوید: بُرهان براهمه (منکران نبوت) در عدم احتیاج به شریعت و نبوت، از جمله این که ما اصلاً نیازی به شریعت و شارع نداریم؛ زیرا آنچه پیامبر بدان امر می کند عاری از این نباشد که یا معقول است یا معقول نیست، پس اگر معقول باشد همانا عقل بی نیاز از پیامبر است، و اگر معقول نباشد که همانا مقبول نیست.» ص 662 «نجم الدین رازی صوفی هم از کفرهای فلاسفه، یکی همان را یاد کرده که انبیاء را خود حکماء دانند؛ و هر چه گفتند از حکمت بوده باشد، اما با جاهلان سخن به قدر حوصلۀ ایشان گفتند؛ کتابها هم ساختۀ ایشان بُوَد…، و احکام شرع را انبیاء نهادند از بهر مصلحت معاش بر قانون حکمت..؛ و براهین معقول نمای ایشان (-فلاسفه) انکار در دین و شرع است…» ص 662 بر اساس همین نظر که حکما و فلاسفه هم خود انبیاء هستند یکی از فلاسفه بنام «حکیم ابوالعباس ایرانشهری که ابوالمعالی بلخی درباره او می آورد که ایرانشهری دعوی نبوت عجم کرد و چیزی جمع کرد به پارسی، و گفت این وحی است به من، به جای قرآن بر زبان فرشته، نام او ((هستی)) داد و گفت چنان که محمد به عرب رسول بود، من به عجم رسولم…؛ و سلمان فارسی رسول بوده است…؛ و مذهب او آن بود که همۀ شریعتها یکی بیش نیست… ص 663 «هستي نامه، نام کتاب ديني پارسي حکيم ايرانشهري است. او به راستي پيام آور فلسفه کهن ايراني بود در برابر اسماعيليان، که از باورهاي فلسفه – دين انيراني سود مي جستند. ایرانشهری یکی از استادان حکیم رازی بود» ص 81 و همانگونه که پیشتر گفته شد «رسولان اگرچه حکما بودند درجه ارواح ایشان نزد عقل اول کمتر از آنِ حکمای دیگر باشد، زیرا که ایشان ترک حکم و ریاست و اتباع کرده بودند و رُسُل ترک آن نکردند» پس فیلسوفی مانند ایرانشهری با ادعای نبوت می خواهد بگوید فلاسفه هم راه و روش زندگی را به مردم می آموزند با این تفاوت که بدنبال ریاست و حکومت بر مردم نیستند. منکران نبوت حتی بر معجزات پیامبران هم می تاختند. «ابن رواندی زندیق (در کتاب الزُمُرد) می گوید که فصاحت لسان عرب از آن یک تن (- پیغمبر اسلام) هرگز دلیل و حجتی بر عجم نباشد، چون زبان او را نمی فهمند و درک نمی کنند تا به دین او بگروند ص 663 این چکیده ای بود از نظرات فلاسفه ای که در روزگار پیشین یا همزمان با رازی بودند. اما رازی چه می گوید. «رازي به قدرتِ بي نهايت عقل و خرد اعتماد داشت» ص 137 «رازي شک و ترديد علمي را روش اصلي خود در همه علوم داشت» ص 136 او می گوید»پس دانسته است که حکیمان به حکم ((عقل)) مردمان را ارشاد می کنند، به زبان ((خرد)) با آنان سخن می گویند نه از زبان ((فرشته)) یا ((وحی)) و یا مکاشفه؛» 661 باید دانست که «پیامبرستیزی رازی ریشه در نقض ادیان او دارد و باید دانست که ستیزش وی شامل تمام ادیان و شرایع عالم می شود، ابداً مقصور و منحصر بر یک دین معین یا شریعتی خاص نمی باشد. رازی در دو کتاب فی النبوات / نقض الادیان (دربارۀ پیامبری ها / دین ستیزی) و فی حیل المتنبئین / مخاریق الانبیاء (دربارۀ پیامبرنمایان / ترفندهای پیغمبران) بر همه ادیان تاخته و با ادله بسیار آنها را رد کرده است.» ص 663 «رازی در کتابش الطب الروحانی بر اصحاب شرایع و سیاست مذهبی تاخته است، که ظلم و جور آشکار می سازند و در تجویز محرمات می کوشند؛ از این جهت که بسیاری از مردم را به وسیلۀ شرایع وادار به انجام کارهایی مانند کشتن مخالفان می کنند.» ص 664 «رازی دین های مردم را نظر به ارواح شریر و اعمال اهریمنی که در آنها هست سخت نکوهیده است.» ص 664 اما رازی در این میان به سادگی نمی توانسته است آراء خود را بنویسد و گسترش دهد او دشمنان و مخالفان سرسختی داشت و هنوز نیز دارد. «مخالفان و دشمنان رازی طرفداران اتحاد دین و فلسفه هستند. و او را ملحد و هذیان گوی خواندند.» ص 664 اکنون باید دید دلایل رازی در دین ستیزی چه بوده است. برای همین به سراغِ مخالفان سرسخت رازی می رویم زیرا «دو کتاب دین ستیزی رازی که بدانها اشاره شد، برجای نمانده است اما دو گروه بزرگ از نویسندگان اسلامی بدان التفات کرده اند: یکی، متکلمان سنی که از نظام فکری و ادلۀ فلسفی رازی برضد عقاید الحادآمیز اسماعیلیه استفاده کرده اند و دومین دسته، نویسندگان اسماعیلی بوده اند که نوشته ها و نظرات رازی را در کتابهایشان آورده اند تا بر آن نظرات فلسفی، ردیّه بنویسند. دستۀ سوم هم کسانی بودند که بر اندیشه های رازی انتقاد کرده اند.» ص 669 پس «به خاطر این عقاید رازی ، متشرعان بر او شوریدند و این امر باعث شد امروزه دستیابی به همۀ آثار فلسفی رازی میسر نباشد.» ص 688 و باید دلایل او را در کتابهای کسانی جست که در همان زمان و در سده های پسین بر این دلایل ردّیه می نوشتند. یکی از این افراد که همروزگار حکیم ری بود ابوحاتم رازی (اسماعیلی) است.»اصول عقاید رازی بنابر نقل ابوحاتم رازی (اسماعیلی) این است که خداوند همۀ مردمان را یکسان آفریده، هیچکس را بر دیگری برتری نداده است؛ و اگر بگوییم که برای راهنمایی آنان حاجت به انتخاب کسی داشت، حکمت بالغۀ وی بایستی چنین اقتضا کند که همه را به منافع و مضّار آنی و آتی شان آگاه سازد، کسی را از میان ایشان بر دیگران برتری ندهد و مایۀ اختلاف و نزاع آنان نگردد؛ و با انتخاب امام و پیشوا باعث آن نشود که هر فرقه تنها از پیشوای خود پیروی و دیگران را تکذیب کند، با نظر بُغض به آنان بنگرد و جماعات بزرگی بر سر این اختلاف از میان بروند. معجزات متنبیّان (پیامبران) چیزی جز خدعه و نیرنگ نیست، و غالب آنها هم از مقولۀ افسانه های دینی است که بعد از آنان پدید آمد. مبانی و اصول ادیان با حقایق مخالفت و مغایرت دارند، به همین سبب میان آنها اختلاف دیده می شود، علت اعتماد و اعتقاد مردم به ادیان و اطاعت از پیشوایان مذهبی تنها عادت است. ادیان و مذاهب علت اساسی جنگها و مخالفت با اندیشه های فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتابهایی که به نام کتب مقدس آسمانی معروف اند، کتبی خالی از ارزش و اعتبارند؛ ولی آثار کسانی از قدما مانند افلاطون و ارسطو و اقلیدس و ابقراط، خدمت های مهم تر و مفیدتری به نوع بشر کرده است.» ص 665 «استاد پینس هم گفته است که رد و ابطال دین توسط حکیم رازی، یکی از نقدها و شکوک و رُدود منظم وی در امر تحکیم مبانی فلسفه است؛ و افزون بر این مسلماً دین به سبب تعصبات جاری فرقه ها در آن، موجب جنگهای نفرت بار به مراتب زیان بارتر و خطرناک تر بوده است. رازی با چنین نگرشی آشکار در واقع نتوانست آیین بسیاری از نویسندگان اسلامی را بپذیرد، آموزه هایی که از سوی پیامبران در جوامع بالندۀ انسانی نهادین شده است. رازی دنبال نگره ای (سیاست مدنی) را گرفت که در نزد افلاطون می بود، نظری که به موجب آن جامعه برحسب ((تقسیم کار)) اجتماعی پدید آمده است.» ص 665 «گلچینی از خلاصه بیانات رازی و آراء فلسفی و دلایل فلسفۀ دین سیتزی او به نقل از ابو حاتم اسماعیلی چنین است: ((ابوحاتم گوید که وی ]یعنی حکیم رازی[ با من ]یعنی ابوحاتم[ در امر نبوت مناظره کرد، سخن وی در این خصوص که هم در کتابش آورده، چنین است که از چه رو واجب دانید خداوند قومی را به نبوت ویژه ساخته، قومی دیگر را نساخته و آنان را بر مردمان برتری نهاده، ایشان را رهنمای دیگران قرار داده و مردم را نیازمند به آنها نموده است؟ از چه رو روا داشته اید در حکمت خدای حکیم، که کسی را برای مردم برگزیند و یکدیگر را به جان هم اندازد، ستیز و دشمنی را میان ایشان برپای بدارد، جنگ و دعواها فزونی یابد و مردمان در آنها هلاک شوند؟ پرسیدم که در نزد تو حکمت خداوندی چگونه بوده باشد؟ گفت سزاتر به حکمت و رحمت آن باشد که خداوند بر همۀ مردمان شناخت سود وزیان شان را در حال و آینده شان الهام کند، نه آن که برخی را بر دیگران تفضیل نهد و میان ایشان نزاع و اختلاف باشد که بدان هلاک شوند؛ و این امر از آنجاست که برخی از ایشان پیشوای دیگران شده اند، پس هر گروهی پیشوای خود را تصدیق و غیر آن را تکذیب می کند، بر روی هم شمشیر می کشند و فاجعه ها به بار می آید؛ و چنان که ملاحظه می شود، بسیاری از مردم در این دشمنی ها و کینه کشی ها نابود شده اند. ابو حاتم گوید حقیقت آن است که در جهان ما جز پیشوا و پیرو، دانشمند و دانش آموز در همۀ ملت ها و دین ها نمی بینیم، حتی سوای اهل شرایع در میان اصحاب فلسفه هم – که سخن تو بر آن بنیاد است – مردم از یکدیگر بی نیاز نباشند، بل همگان نیازمند الهام از پیشوایان و دانشمندان خویش هستند؛ و تو خود که دعوی داری در آن دانشها – به اصطلاح – فلسفی ویژگی یافته ای، اگر کسانی فاقد آنها بودند و به تو نیازمند باشند، واجب دانی که به آنان بیاموزی و ایشان از تو پیروی کنند. گفت من چیزها را ویژۀ خود نساخته ام، لیکن پیوسته جویای آنها و در پژوهش آنها بوده ام؛ و به دور از واقع نمی دانم اگر کسی همت خویش بر این مصروف دارد، حتماً بدانچه من به همت خود رسیده ام او نیز برسد و دریابد. گفتم حسب واقع عینی مردمان بر مراتب متفاوت باشند، در همت و عقل و فطنت یکسان و برابر نیستند؛ آخر این چه دعوی است که گمان بری همگان در فهم و درک فلسفی، یا همت بلند و طبع تام وعقل کامل به پای امثال تو برسند. پس آنان رواست که به یکدیگر نیازمند باشند، این که از یکدیگر بیاموزند و در میان ایشان عالم و متعلم وجود یابد، یک کسی امام بشود و گروهی ماموم بوده باشد، تا امر و نهی پایدار گردد و طاعت و معصیت ها نمایان شود. همین تو که پنداری آنچه باهوش و باریک بینی خویش دریافته ای، که بسیاری از فیلسوفان پیشین آن در نیافته اند، هم آنان پیشوایان تو بوده اند و تو در اصول و کتب ایشان، نگریسته و بررسی کرده و آنچه دعوی کنی دریافته ای؛ و همانطور که روا می دانی فلاسفه را هم مراتبی متفاوت باشد، چندان که حسب درک و درایه شان برخی پیشوای دیگران اند…، لابد روا می داری که در بین عوام مردمان هم کسانی امام و عالم و رهبر باشند؛ باید که روا دانست پیامبران و رسولان هم که به نبوت برتری یافته اند، از برای راهنمایی مردم و به جهت صلاح امور دنیا و دینشان آمده اند؛ چه آن که آدم گول و درشتخوی از نگرش در دقائق علوم فلسفه رویگردان است، چیزهایی که در آنها گیج و سرگردان می شود و عقل و فهم وی از ضبط آن عاجز می ماند. آنگاه چکیدۀ سخن رازی این است که البته این کار دشوار می نماید، ولی بایستی که هرکس با تمام وسع و همت در تعلم فلسفه بکوشد، خود را به بحث و نظر و فراگیری بر طریق حق مشغول دارد؛ چه هیچکس جز با نگرش در فلسفه از این جهان نرهد، اگر همان عامّۀ مردم که خودشان را (در منازعات مذهبی) هلاک کرده اند، از این بحث و نظرها غفلت نمی کردند بسا که آزاد و رها می شدند. کسی که در فلسفه نظر کرده باشد ابداً معتقد به شرایع پیامبران نخواهد بود، چه این گونه اعتقادات خرافی موجب بر اختلافات، همانا مصّر بر جهل و تقلید است که منجّر به نزاع و کشتار می شود؛ اهل شریعت ها دین را حسب تقلید از رئیسان خود برمی گیرند، نگرش و پژوهش در اصول را وامی نهند و از آن باز می دارند [اعلام النبوه، ص 3-13]» ص 665 «سپس قول رازی (باب سوم، فصل اول اعلام انبوه نوشتۀ ابوحاتم رازی اسماعیلی) دربارۀ سخن پیامبران و تناقض گویی آنان این است که عیسی پنداشته است که پسر خداست موسی پنداشته که خدا پسری ندارد و محمد پندارد که خدا پسری ندارد و محمد پندارد که او همچون دیگر مردمان آفریده است؛ مانی و زردشت در باب ((قدیم)) و وجود عالم و سبب خیر و شر خلاف موسی و عیسی و محمد گفته اند، مانی در باب دو جهان و علت آنها برخلاف زردشت است؛ و محمد گوید که مسیح کشته نشده، یهود و نصاری منکر آن باشند و پندارند که او کشته و بر دار شده است. ص 668 نصرانیان هم پنداشتند که او ((پدر و پسر و روح القدس)) است. مجوسان هم آنچه از زردشت در باب اهرمن و اهرمزدا ادعا کنند، همان چیزی است که مانی مدعی شده، این که ((کلمه)) از پدر جدا شد و دیوان (=شیاطین) را پاره پاره کرد و کشت؛ و آسمان از پوست دیوان باشد، تندر همانا از غرش پتیارگان (=عفاریت) است، زمین لرزه جنبیدن دیوان در زیر زمین است؛ و مانی ((شاپور)) را _ که کتاب شاپورگان را برای او ساخته _ در فضا بالا برد و او را یک چند در آنجا پنهان کرد، مانی با روح خویش در نزد ایشان عین خورشید چشمانشان را می زد که بسا یک ساعت و بسا هم چند روز می پایید [ص 70] ابو حاتم گوید رازی پندارد که این رسم و عادت پیامبران است، همین اختلاف و ضد و نقیض گویی در سخنان ایشان است؛ فلذا در ابطال نبوت بدان دلیل آورده، خواسته است که بدانها دَستان ها و فسانه های ایشان را نمایان کند، پس سخن خود را با این یاوه ها نیرو بخشیده است. مقصود رازی از ذکر مجوس و مانویان همانا زشت شمردن (تشنیع) اهل ادیان و مذاهب است؛ وگرنه درآوردن این گونه محالات که مانویان و مجوسان اختراع کرده اند، حجتی بر ابطال نبوت نباشد. در ضمن، مانند همین بدعت های گمراه ساز نیز به فلسفه نسبت یافته است [ص 71]. رازی گفته است که کتاب محمد (ص) پُر است از ضدّ و نقیض گویی.. [ص 113]… رازی گفته است که خداوند به بندگان شناختن سود و زیان هاشان را در حال و آینده شان و رها کردن اعتراض به یکدیگر را الهام نموده، اما می بینیم که این امر بسیاری از مردمان را به هلاک رسانده، بزرگ ترین بلاها را آشکارا در حال و آینده شان نازل کرده است. در مورد حال ایشان همانا تصدیق هر ملتی است امام خود را، که یکدیگر را به جان هم انداخته و در میانشان شمشیر حاکم است؛ اگر این سببهای دینی در میان مر دمان نبود، همستیزی ها و جنگها و مصائب از میان برمی خاست؛ زیرا کشمکش ها خواه در حال یا آینده واقع شود، و این قصه سر دراز دارد [ص 181]… رازی معجزات پیامبران را از مقولۀ اعمال سحری و جادو دانسته است [ص 192]. رازی گوید که فلاسفه این دانشها را با نگره های خویش دریافته اند، و آنها را با دقت نظر خویش بیرون آورده اند، و با لطافت طبع خویش بدانها ملهم شده اند؛ فلذا در این خصوص از پیامبران و امامان دین بی نیاز باشند، که دربارۀ دانش های سودمند به حال مردم کاری نکرده اند. [اعلام النبوه، ص 273-274].» ص 667 آیا این گونه دین ستیزی تنها ویژه حکیم رازی و دیگر فلاسفۀ دین ستیز بود یا این مسئله همواره یکی از کوشش های آدمی برای رسیدن به جامعه و زندگی بهتری بوده است؟ «در صدر اسلام خودِ رسول اکرم (ص) متهم به کیش صابیان می بود و کفار قریش می گفتند که آن حضرت بر ضد دین قیام کرده و به خدایان ناسزا می گوید. عمربن خطاب پیش از آن که اسلام بیاورد، دنبال پیغمبر می گشت و می گفت کجاست این مرد صابی که قریش را پراکنده و بر دین آنان خرده گرفته و خدایانشان را دشنام داده است، اگر او را بیابم زنده اش نمی گذارم… از این رو اولاً خود رسول اکرم (ص) در عهدی دیگر و به وجهی دیگر و هم به تعبیری دیگر، یک دین ستیز واقعی بوده، چنین ایستاری به هر حال مطلقاً اختصاصی به دین ستیزان پسین تر –یعنی- حکیمانی مانند ابن راوندی و ابوعیسی وراق و محمدبن زکریای رازی نبوده، ملاحظه می شود که ریشۀ این قول در خود قرآن مجید است؛ و اساساً چنان که افلاطون گوید وحی همان چیزی است، از آن به کهانت و رویا و مکاشفۀ شخصی تعبیر می شود. بنابراین، به قول شهرستانی: ((پیامبر با چه چیزی شناخته آید که گوینده همان خداست؟ یا به چه چیزی دانسته آید که میانجی همان فرشته ای است که بدو وحی می رساند؟ و از کجا معلوم که آن فرشته سخنگوی خداوند باشد؟ پس دربارۀ این مسئله پاسخی مترتب نیست.))» ص 674 اما در برابر این نگره های دین ستیزی رازی، مخالفان او چه کسانی بودند و چرا مخالفت می کردند. نخستین دسته دینمداران و متشرعینی بودند که دلخوشی از اندیشه های دین ستیزی رازی نداشتند اما همین دینمداران و متکلمین چه شیعه و چه سنی با انتساب کتاب هایی در تایید امامت به رازی و دیگر فلاسفۀ دین ستیز، آنان را مطهر کرده اند؛ بویژه شیعه امامیه که این فلاسفه را حتی شیعه امامیه دانسته اند. پرسشی که وجود دارد این است که»چرا و چگونه و از چه رو مانی مسلکان زندیق و پیامبرستیزان دین گریز روزگار، موافق با مذهب شیعۀ امامی (اثنی عشری) شده اند و یا بدان گرویده اند، کسانی که خود اصلاً دین و پیغمبر را قبول نداشته اند، در تایید آن مذهب هرکدام یک یا دو کتابِ ((الامامه)) نوشته اند. البته به نظر می رسد که فلاسفه ای مانند حکیم فرزانه محمد بن زکریای رازی هیچگاه کتابی در تایید امامت ننوشته باشند زیرا کاملا ًروشن و واضح است که کسی که با اصل نبوت مخالفت ورزد هیچگاه فرع آن را که امامت می شود، نمی پذیرد پس کتابی هم در تایید آن محال است که بنویسد. اما چرا سران سیاست شناس و دانشمندان امامی شیعۀ آن روزگار و حتی در دوران کنونی این چنین از حکیم ری دفاع کرده اند جای بسی شگفتی دارد. جماعت شیعۀ امامی با مردود اعلام کردن انتساب کتابهای دین ستیزانه و پیامبر ستیزانه به حکیم رازی و انتساب چند کتاب که در تایید دین و نبوت است به او؛ کوشیده اند یک آب تطهیر حسابی بر سراپای حکیم مشهور دین ستیز بریزند. اما چرا؟» ص 670 «ابن راوندی شیعی زندیق، چند کتاب و از جمله الزمرد را در رشتۀ دین ستیزی نوشته بود؛ همزمان با وی ابوعیسی محمد بن هارون وراق (م 247 ق) زندیق مانوی، که او هم از پیامبرستیزان نامدار بوده است نیز بمانند ابن راوندی در تایید مذهب شیعی، یک کتاب الامامه نوشته است.» ص 670 یعنی برایشان نوشته اند و به آنها نسبت داده اند. زیرا کسانی که پیامبری را رد کرده اند چگونه در تایید فرع آن یعنی امامت کتاب بنویسند؟ «سومین پیامبرسیتز نامدار جهان اسلام – یعنی – حکیم رازی نیز یک یا دو کتاب الامامه بدو نسبت داده اند، که بی گمان از این معنا تایید مذهب شیعه خواسته اند.» ص 670 اما براستی چرا تایید مذهب شیعه؟ زیرا برای اینکه بتوانند از نظام فلسفی رازی و دیگر فلاسفۀ دین ستیز، برای ساختن نظام دینی و مذهبی خود بهره مند گردند و راه طعنه و سرزنش دشمنانشان را نیز سد کنند، دست به این کار زده اند. زیرا شیعه امامیه بسیار بر بهره گیری از فلسفه و اندیشه ورزی کوشاست. و بنیان های فکری خود را بر اساس خرد بنا نهاده است. و کوشش کرده تا دین بر مبنای فلسفه باشد یعنی همان کاری که رازی با آن مخالفت می ورزید. زیرا «رازی به جدایی فلسفه از دین باور داشته است و نیامیختن این دو با هم..» ص 685 حتی امروزه نیز کسانی هستند که می کوشند انتساب این آراء را به حکیم رازی مردود اعلام کنند تا جاییکه استاد مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، صفحه 525 به شدت این انتساب را مردود دانسته است. استاد مطهری بعید می داند که اندیشۀ پیامبرستیزی و دین ستیزی متعلق به رازی باشد و او احتمال قوی می دهد که چون رازی تا حدودی طرز تفکر شیعی امامیه داشته است، همانند بسیاری متفکران دیگر از سوی دشمنان شیعه امامیه متهم به کفر و زندقه شده باشد. ص 688 درباره کتابهایی که به رازی منسوب داشته اند که رازی درباره امامت نوشته است میتوان گفت که از این حکیم ماده گرا، دین ستیز و پیامبر ستیز بسیار دور است که بیاید و در تایید امامت کتاب بنویسد در حالی که اصل آن را که دین است نمی پذیرد و در رد آن بسیار نوشته است. اما چرا شعیه امامیه کوشیده تا چنین رازی را تطهیر کند و با انتساب کتابهایی در تایید امامت به او خواسته چهره ای پسندیده هست کند؟ بیشتر برمیگردد به نظام استوار و خردمندانه این فیلسوف نابغه که با نظریات فلسفی و حکیمانه خود توانسته است متفکران و متکلمان شیعه امامیه را به سمت خود بکشاند. زیرا اساس شیعه امامیه (دوازده امامی) بر خردورزی است و حتی برخلاف دیگر مذاهب اسلامی که اندیشه ورزی و تعقل در کل تعطیل است و پذیرش بدون اندیشه و تفکر دین را از انسان می خواهند؛ شیعه دریافت اصول دین را بر اندیشه گری و دریافت عقلانی انسان می داند که آنها را برای خود اثبات کند. نظام اندیشه ای و فلسفی که شیعه از آن سود می جوید بسیار با نظام اندیشگری و فلسفی حکیم نابغه و فرزانه ری همانند است. پس از این رو، شیعه با تطهیر رازی که مورد طعنه و شماتت دشمنانش قرار نگیرد از نظام فلسفی او بهره جسته است. و حتی شیعه با این کار توانسته است این میراث بزرگ حکیم رازی را از زیر ضربات لعن و تکفیر و طعن علمای مرتجع و سنگ اندیش سنی نگهداری کنند. با نگرش به اعتقاد شیعه به این که در عصر امام غایب، رهبری با جانشینی است که خردمند و پارسا و بویژه دادگر و عادل باشد و از همه مهمتر مردم او را برمی گزینند و حتی در صورت نقض یکی از موارد لازم او خودبخود برکنار می شود؛ میتوان نظریۀ خردشهری حکیم رازی را دریافت که فرد خردمند، پارسا و دادگر را لایق رهبری می داند. این نمونه ای از بهره گیری شیعه از نظام فکری و فلسفی سیاسی حکیم رازی ست. یکی از دلایل طرفداری شیعه از رازی را میتوان در مانوی مسلک بودن او دانست که شیعه نیز میراث دار فکری مانی است. ص 734 چکیدۀ مطلب دستۀ دوم که بر اندیشۀ دین ستیزانۀ رازی تاختند اندیشمندان اسماعیله بودند. «افرادی چون ابویعقوب سجستانی، محمد نخشبی/نسفی، ابوحاتم رازی، ابونصر فارابی (کم و بیش)، اخوان الصفا، ابوالحسن عامری، و ابوعلی بن سینا در ترسیم سلسله مراتب جهانی اسماعیلی سهم داشتند خصوصاً همین ابن سینا که آغازگر عصر ظلمت فکری و فلسفی یا خردستیزی در ایران و جهان اسلام شد، چنان که پروفسور آربری در موضوع معاد روحانی به نزد او گوید که وی مبتکرانه و صمیمانه کوشید تا سازشی بین عقل و وحی بر اساس عقاید نوافلاطونی ایجاد نماید. اگر تفسیر او در مورد بقای نفس و یا روح رواج می یافت، مسلماً تاریخ فکر اسلامی بعد از او خیلی متفاوت می بود؛ امکان داشت که فلسفۀ یونانی به جریان نیروبخشی خود ادامه دهد، و عصر تاریک و قرون وسطایی برای اسلام وجود نمی داشت. از سوی دیگر، شاید عقل انسانی که نجوم و طبیعیات را از دنیای قدیم به ارث برده بود؛ می بایست تا یک جهش دیگر صبر کند تا کوپرنیک و نیوتون بیایند و تصور انسان را دربارۀ دنیا عوض کنند.» ص 686 اما «بیش از همه ناصرخسرو به حکیم رازی پیچیده؛ چنان که سوءِ فهم خود را از تعریف ((زمان)) در نزد رازی، به تحیّر وی نسبت داده و ناصر خسرو می نویسد: ((چندان سخن ملحدانه گفته؛ و به آخر مذهبِ توقف را اختیار کرده و گفته است: اندر آنچه همی ندانم از کارها توقف کردم…)) رازی آنچه را که نمیداند با شجاعت بیان می کند زیرا گفتن نمی دانم خود نصف دانش است و این درست برعکس قول فیلسوف نمای پُر مدعایی مانند پسر سینا بخارایی است که از سر کبر و غرور جاهلانه دعوی باطل کند: ((از قعر گِل سیاه تا اوج زُحل / کردم همه مشکلات گردون حلّ…))» ص 150 اما پرسشی که وجود دارد این است: «در حالی که متکلمان بزرگ اسلامی (سنی– شیعی) نسبت به مواضع اصالت عقل و فلسفۀ رازی هرگز واکنشی نشان نداده اند، حتی ایستار دین گریزی و پیامبرستیزی آشکار او را ندیده گرفته یا تحمل کرده اند، از چه رو متکلمان اسماعیلی نسبت به اسلام و دین – خصوصاً مسئلۀ نبوت کاسۀ داغتر از آش شده اند؟ چرا فیلسوف مادی ری را به سبب اعتقادات فلسفی و عقلانی محض چنین به توپ و تانک بسته اند؟ در پاسخ به این پرسش اگر بایستی حرف آخر را هم اول زد، در یک کلمه توان گفت که آتشباری توپخانۀ اسماعیلی فقط علت و انگیزۀ سیاسی داشته است و بس؛ … اسماعیلیه فلسفه ای بوجود آورده اند که اکنون به آن فلسفۀ اسلامی می گویند وگرنه اسلام مطلقاً چیزی به اسم فلسفه ندارد و اسلام صرفاً یک دین است.» ص 678 زیرا «اسماعیلیه نبی را بدل از عقل فلسفی می دانند و آن عقل را محکوم تعلیم امام نموده اند که تبار از نبی دارد. همانگونه که حسن صباح می گوید: خداشناسی به عقل و نظر نیست (بل) به تعلیم امام است.» ص 679 پس به اینگونه اسماعیلیه می کوشیده تا با بهره گیری از اصل نبوت، امامت را توجیه کند تا بتواند رهبری که برای جامعه متصور است نوعی مشروعیت الهی و آسمانی بدهد. در نزد شیعۀ امامیه نیز این گونه است که امامت بر اساس نبوت اثبات می شود. «خلاصه آنکه هرکس نقض نبوت را ابطال و نبوت را اثبات نموده، خصوصاً اسماعیلیان و شیعیان از آن روست که با تضعیف مسئله نبوت همانا موضوع امامت نیز سست می شود، چه به قول ابن بابویۀ قمی شیعیان قائل به تشاکل میان پیغمبران و امامان هستند.» ص 680 پس «بی دلیل نبوده است که سران اسماعیلی ایران مهمترین آثار جدلی خویش را بر ردّ ((ترفندهای پیامبران)) رازی نوشته اند؛ ناصر خسرو در زاد المسافرین، ابوحاتم رازی در اعلام النبوه (نشانه های پیامبران)، ابویعقوب سجستانی اسماعیلی در اثبات النبوه و …» ص 680 «بدین سان، مبانی تشیّع فلسفی اسماعیلی (که به اسم فلسفۀ اسلامی شهرت یافته؟!) در مباحث بخش دوم کتاب الاصلاح ابو حاتم رازی، راجع به نبوت از جمله چنین بیان شده است که عناصر نظام باطنی و نوافلاطونی، شامل هفت دوره از تاریخ مقدس تعلیم نبوی، …از آدم آغاز و به منجی (قائم) منتظر پایان می پذیرد.» ص 680 اما باید گفت که اگرچه اسماعیلیه و شیعه امامیه، امامت را بر نبوت بنیان نهاده اند اما بین این دو تفکر فرق بسیار است زیرا اسماعیلیه می کوشیدند با اصل امامت حکومتی را بوجود آورند و امامی را در راس آن قرار دهد که دارای مقامات الهی و آسمانی بود و هیچکس حق بازپرسی از این امام را نداشت. «چه به قول دکتر محقق، داعیان و مبلغان مذهب اسماعیلیۀ ایران از جهت اعتقاداتشان به این که خلفای فاطمی وارث علوم الاهی اند، غلّو و مبالغه دربارۀ آنان را به حد افراط رساندند، و همان خلفای نابالغ (الحاکم 11 ساله، الظاهر 16 ساله، المستنصر 8 ساله، الآمر 5 ساله، الظافر 17 ساله، و …) را واجد علوم اولین و آخرین قلمداد نمودند؛ و چون کشف و کرامتی از آنان مشاهده نمی شد، ناچار بودند که بگویند نوع بشر نمی تواند آنان را درک کند. گزافگویی های آنان در این خداسازی شواهد بسیاری دارد..» ص 683 اینان خلفای فاطمی مصر بودند. پس مشاهده می شود که اسماعیلیه برای رسیدن به اغراض سیاسی و ایستادگی در برابر خلفای بغداد این نظام سیاسی را بوجود آورده بودند. زیرا «اگر بر اسماعیلیه خرده گرفته می شود تنها از این نظر است که اسماعیلیه با نظرات حکیم رازی مخالفت می ورزیدند وگرنه همین اسماعیلیه با برداشت ایرانی و مانوی از اسلام در براندازی حکومت خلفای عرب می کوشیدند.» ص 711 اما شیعه امامیه با این گونه امام سازی هیچگاه موافق نبوده و نیست. زیرا آنان به امام قائم باور دارند. و اسماعیلیه با درآمیختن سیاست با دین و فلسفه راهی را پیمود که همانگونه که اشاره شد با آراء و اندیشه های ابن سینا باعث افول و تاریکی و پس ماندگی تمدن ایرانی شد. «و از دلایل پیامبرستیزی رازی کوتاه کردن دست متکلمان اسماعیلیه از حریم فلسفه بوده که آنها همه چیز را برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود به هم می آمیختند» ص 685 دیگر گفته ها

    پاسخ

  51. kaaveh
    آوریل 14, 2013 @ 10:20:28

    درود بر شما

    نخست سپاس از زحمات بسیار خوب و خستگی ناپذیرتون برای قرار دادن این کتابخانه مجازی بسیار ارزشمند در اختیار ملت ایران.
    و یک خواهش

    من دنبال کتابهای دکتر ماشاالله آجودانی به ویژه کتاب مشروطه ایرانی هستم.
    اگر امکانش هست و می توانی لطفا در وبلاگ قرارش بدید.

    پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی

    پاسخ

  52. amin
    آوریل 15, 2013 @ 19:02:21

    فایل های صوتی رضا فاضلی مشکل داره و دانلود نمیشه اگر میشه درستش کنید حجم فایل ها رو هم پایین بیارین با فیلتر شکن نمیشه حجم زیاد رو دانلود کرد

    پاسخ

  53. خسرو
    آوریل 15, 2013 @ 20:07:41

    کاری بس سترگ وارزنده می کنید .من هر کاری کردم نتوانستم نسک هایی را که می خواستم دانلود کنم .بزرگواری فرمایید نسکهای هاشم رضی را برایم دانلود کنید .بویژه اگر شدنی باشد نسک واژه نامه اوستایی به فارسی هاشم رضی و نسک بندهش که اگر به دین دبیره باشد بهتر است .
    با سپاس فراوان
    خسرو

    پاسخ

  54. یاور یزدان پرست
    آوریل 19, 2013 @ 17:47:41

    با درود
    کتاب های مفیدی دارید،در صورت تمایل و تبادل لینک برایم پیغام بگذارید خوشحال میشم.
    http://navayeghalam.wordpress.com

    پاسخ

  55. زیبا دانش
    مهٔ 04, 2013 @ 23:17:40

    http://www.avairan.com/sazman%20jasousi%20allah%20awesta%20david%20abbasi.htm
    سازمان جاسوسی الله اثر استاد سیاوش اوستا رهبر جهانی نو زرتشتی ها

    پاسخ

  56. unknown
    مهٔ 18, 2013 @ 15:18:23

    kARETOON ALI VA FOGHOLADEH HAST. OMIDVARAM KE HAMISHEH MOVAFAGH BASHID.

    پاسخ

  57. airin
    مهٔ 31, 2013 @ 20:36:41

    سلام ممنون از سایت خوبتون – اگه میشه کتاب خدا دین علم دکتر ویکتوری رو به ایمیلم بفرستین – ازتون متشکرم – یه دونه اید

    پاسخ

  58. azadeh
    ژوئن 05, 2013 @ 14:28:05

    هیجی نیست به جز اراجیف یک مشت عقده ای بدبخت

    پاسخ

  59. yashar
    ژوئن 09, 2013 @ 21:34:29

    سلام .با تشکر فراوان . لطفا اقدام به تهیه کتاب ها به صورت کتاب گویا یا صوتی نمایید .

    پاسخ

  60. Manu
    ژوئن 23, 2013 @ 00:40:48

    با درود فراوان

    من با ایده آقای یاشار کاملا موافق هستم و چنانچه خدمتی از دستم بر آید شاید امکاناتی برای شما فراهم کنم

    پاسخ

  61. khosro
    ژوئیه 02, 2013 @ 09:34:20

    سلام
    من هم با یاشار موافقم. و هر کاری که از دستم بر آید کوتاهی نمی کنم.

    پاسخ

  62. تازه بیدار
    اوت 06, 2013 @ 18:31:31

    سلام من دانشجوی رشته الهیات از ایران هستم و به تازگی با سایت جالب شما اشنا شدم.من با خودن قسمتی از بعضی از این کتابها متوجه محدودیت اطلاعات در ایران شدم.متاسفانه در ایران جایی برای خرید این کتابها نیست(البته من اکثرا با لب تاپ مطالعه می کنم چون هزینه خرید کتاب برای کسی که اهل مطالعه است زیاده.درخواستم اینه که مثل بعضی سایت ها که مجموعه کتاب ها رو بر روی چند دی وی دی قرار میدهند شما هم این کار رو کنید و نحوه خرید رو به ایمیلم بفرستید.اگر این کار بشه هم زحمت ما برای دانلود با این سرعت کم از بین میره و هم یه منبع درامد برای سایت میشه.موفق باشید

    پاسخ

  63. سعید سفیدگری
    اوت 13, 2013 @ 22:02:16

    من مخالفم که می گید چون ابن سینا فلسفه رو در اختیار دین قرار داد آدم بزرگی نیست. او هم یک فیلسوف است و وظیفه ی فیلسوف اینه که بی هیچ تعصبی و فقط با عقلش (البته بعضی فلاسفه ی غربی عقل رو قبول ندارند و بهتره به خاطر اون ها عقل رو به تفکر تبدیل کنیم) به دنبال حق و حقیقت بگرده. شاید ابن سینا بی طرفانه و با عقلش به این نتیجه رسیده که اسلام حقه. من خودمم خیلی به اسلام شک داشتم ولی الان با عقلم و با مطالعه ی علوم عقلی (فلسفه، کلام، اصول عقاید) به این نتیجه رسیدم که خیلی بخش های اسلام حقه.

    پاسخ

  64. Pedram
    اوت 25, 2013 @ 15:51:33

    با درود بر شما
    ابتدا می خواستم یک سپاس جانانه از شما بکنم که این روشنگری را انجام می دهید.
    راستش من واقعا خواهش می کنم که پاسخ این کامنت من را بدهید. من چند وقتی است که می خواهم کتاب دوقرن سکوت را مطالعه کنم. یک نسخه ی آن را از دست فروش ها خریدم(همان نسخه قهوه ای رنگ) ولی کتاب از صفحه ی 19 و با مقدمه ای چاپ دوم و جمله عماد کاتب شروع می شود. امروز که نسخه تایپ شده را برای نخستین بار در اینترنت و در سایت شما دیدم درودی بیکران بر شما فرستادم. باری، من بسیار سرگردان و آشفته ام از این که مبادا نسخه ای را بخوانم که سهوا یا عمدا دچار حذف شده باشد. مثلا کتاب من 372 صفحه است و نسخه تایپی شما 213 صفحه! می خواستم از شما بپرسم که آیا نسخه ی تایپ شده ی شما اصیل است یا برای من یا احیانا هر دو؟ اگر برای من اصیل از و افتادگی و حذف ندارد من همان نسخه ی خود را بخوانم که از الکترونیکی خواندنش راحت تر است. اگر ممکن است نوضیحی مفصل دهید تا بلکن تشویش من آرام گیرد و بتوانم از این کتاب ارزشمند بهره بگیرم.

    و این که اگر ممکن است لطف کنید و آن نسخه ی اول اول را هم بگذارید تا ما با سنجش آن با نسخه ی موجود پی ببریم که چقدر از ویرایش های شادروان زرینکوب درست و چقدر به خاطر فشار بوده.

    در ضمن می خواستم از پیشگاه شما کتاب «قرآن، شرحی برای نوجوانان» نوشته ی «بن زین» را درخواست کنم.

    با سپاس بیکران از شما. منتظر پاسخ و عنایت جنابعالی هستم.

    پاسخ

  65. Mohammad Shams
    اوت 27, 2013 @ 10:51:29


    پاسخ

  66. ;h]hg
    سپتامبر 01, 2013 @ 12:51:25

    درود
    قسمت های 6 و 10 و 11 سخنان رضا فاضلی دانلود نمیشود.لطفا بررسی فرمایید.متشکرم

    پاسخ

  67. فریده
    سپتامبر 01, 2013 @ 15:00:05

    درود به شما و خسته نباشید با این کار پر ارزش تان. من سه کتاب را به شکل کتاب گویا آماده کرده ام که برای تان می فرستم تا در صورت توافق آن ها را در سایت در اختیار دیگران بگذارید
    فریده

    پاسخ

  68. Yaghoub Sharifi
    سپتامبر 16, 2013 @ 13:44:11

    کاری که شما در این سایت می کنید فوق العاده با ارزشه. دست مریزاد!

    پاسخ

  69. رضا
    اکتبر 07, 2013 @ 18:24:40

    دوست عزیزم ، آزادی ایران 2 ، اگر امکان دارد یک ایمیل به بنده بفرستید، کار مهمی دارم . در ضمن جدا از محبت های شما در ارتباط با ارسال کتب قلبا تشکر می کنم .

    پاسخ

  70. خسرو
    اکتبر 17, 2013 @ 09:51:36

    درود حامد جان. ایمیل گوگل و یاهو رو چک کن
    به همون ایمیل قبلیم پاسخ بده

    پاسخ

  71. خسرو
    اکتبر 18, 2013 @ 17:58:11

    آقا حامد ایمیلات رو چک کن.
    به همون ایمیل قبلیم پاسخ بده

    پاسخ

  72. فریدون
    اکتبر 21, 2013 @ 11:46:02

    با درود
    شما مشعل بزرگی را در یک شب ظلمانی برافروخته اید دلتان گرم و باغتان اباد

    پاسخ

  73. Saeed Rabiey
    نوامبر 14, 2013 @ 00:05:14

    » سپاس «

    پاسخ

  74. عبدالله
    نوامبر 15, 2013 @ 14:39:25

    با درود:
    در دریافت کتابهای صوتی مشکل دارم اگر امکانش است تراک های آن را کوچک تر کنید

    پاسخ

  75. پرویزکیانی
    نوامبر 17, 2013 @ 22:10:53

    بادرودبیکران ازشماکوشندگان که دربیداری هم میهنانتان تلاش می کنیدبسیاربسیارسپاسگذارم زیراجنین کارارزشمندی شایسته ی ارج نهادن به شماسروران گرامی رادارد.پرتوان وپرانرژی باشید******

    پاسخ

  76. ماردین
    نوامبر 24, 2013 @ 10:11:30

    درود برشما کتاب صوتی 23 سال راه دیگری برای دانلود کردن ان هست .. چون از این سرور شما دانلود نمیشه … تشکر از ایران

    پاسخ

    • azadieiran2
      نوامبر 25, 2013 @ 14:13:31

      با درود

      دوست گرامی‌ ، متاسفانه راه دیگری نیست ، دوستان داخل ایران با استفاده از فیلتر شکن به راحتی‌ فایل هارو دانلود کردند ، شما از فیلتر شکن به روز و نرم افزار IDM استفاده کنید مشکلتون حل می‌شه .

      پیروز باشید

      پاسخ

  77. امین
    دسامبر 14, 2013 @ 08:52:33

    درود
    من در ایران زندگی می کنم و دانشجوی رشته مهندسی مکانیک در دوره ارشد هستم …. مطالعات زیادی در زمینه ادیان داشتم و هم اکنون نیز بسایر پیگیرانه به مطالعاتم ادامه می دهم … اما خواهشم از موسسه شما این است که بنده در زمینه ادیان کتاب ها و مقالاتی را به تالیف رسانده ام که برخی در زمینه تاریخی و برخی دیگر فلسفه ادیان و خدا باوری و مهدویت می باشد که امید وارم در صورت صلاحدید کتاب ها و مقالات در موسسه مورد ارزیابی قرار گیرند و منتشر یا اینکه فقط در این وب سایت قرار بگیرند …. ضمن اینکه من تازه با این وب سایت آشنا شدم … امیدوارم بیشتر در ارتباط باشیم .

    پاسخ

  78. magid
    دسامبر 14, 2013 @ 20:39:26

    کاری سترگ و بس مفید بویژه برای مردم ایران که عادت ندارند برای کتاب پول هزینه کنند و اکثریت به علت آخوند زدگی و کتاب نخوانی ، عوام مانده اند. از آشنائی و ارتباط با این سایت و مرکز خوشحالم و سپاسهای فراوان دارم. عبدالمجید توحیدی بستامی

    پاسخ

  79. ali
    دسامبر 23, 2013 @ 09:57:05

    درود -بسیار کارتان ستودنی است.لطفا رمز و کاربری کتاب صوتی 23 سال استاد دشتی جهت دانلود رو به ایمیلم محبت کنید بفرستید.علی -ایران

    پاسخ

  80. شکوری
    دسامبر 28, 2013 @ 10:47:53

    وبلاگ بسیار عالی هست ممنونم از زحماتتان و آگاهی هایی که در خدمت مردم میگذارید زنده باد آزادی!

    پاسخ

  81. mostafa
    ژانویه 03, 2014 @ 20:59:28

    ممنون بابت زحماتتون

    پاسخ

  82. x
    ژانویه 06, 2014 @ 12:51:53

    درود قسمت 6 سخنان مرحوم فاضلی قابل دانلود نیست فایل حذف شده است

    پاسخ

  83. abcdefgh
    ژانویه 06, 2014 @ 15:29:11

    درود.
    لینک قسمت 10 استاد فاضلی خراب است فایل حذف شده.
    لینک قسمت 11 قسمت 10 را دانلود می کند. به این ترتیب مجموعه فاقد قسمت 6 و 11 است

    پاسخ

  84. rahim mojaver
    ژانویه 10, 2014 @ 09:22:41

    SAEED SAMAN

    اردوغان بر علیه اردوغان
    شبکة 35 سالة اوباش‌پروری حکومت اسلامی با مشکلات فراوانی روبرو شده. بن‌بست‌های سیاسی اسلامگرائی در سوریه، ترکیه، و اینک در عراق،‌ برخلاف ادعای بوق‌های تبلیغاتی جمکران «بُرد» سیاسی برای حکومت اسلامی به شمار نمی‌آید. این حکومت پای در سیر قهقرائی گذاشته.
    آن روزها که شبکة خبری غرب از بحران‌های مالی در یونان داستان‌های هیجان‌انگیز می‌ساخت، در مطلبی پیرامون شرایط استراتژیک اروپای شرقی نوشتیم که خط نفوذ سیاسی، منطقه‌ای و مالی روسیه در اروپا اگر از یونان به قبرس کشیده شده، امتدادش به لبنان، سوریه و نهایت امر به عراق نیز خواهد رسید. وجود این «خط استراتژیک» را در سیاست‌های کرملین همان روزها عنوان کردیم، و در همین چارچوب گفتیم که عراق نیز می‌تواند از دست آمریکا خارج ‌شود.
    تهاجم وحشیانة جورج والکر بوش به عراق و نتایج فاجعه‌آمیز این ماجراجوئی که امروز در برابرمان قرار گرفته، این روند را تسریع کرده. به عبارت دیگر، از آنجا که اشغال کشور عراق، خارج از توافقات استراتژیک منطقه‌ای بین روسیه و آمریکا صورت گرفت،‌ تا زمانیکه آمریکا مواضع‌اش را در عراق رها نکند، آرامش و امنیت در اینکشور برقرار نخواهد شد. طی دهة اخیر، آمریکا در عراق از یک طرح شکست خورده به طرح دیگر پریده، بدون آنکه کوچک‌ترین پیروزی‌ای در سیاست‌های منطقه‌ای خود کسب کند. امروز مشکل می‌توان طرح جاه‌طلبانة «مرکز جاسوسی عمدة ایالات متحد» در عراق را که در دوران جورج بوش تنظیم شده بود، به منصة ظهور رساند. بیش از یک دهه است که آرامش، صلح، ثبات و زمینة برقراری یک حکومت انسانی و قابل‌قبول از ملت عراق دریغ شده، و آمریکا از جنایات هولناک خود در اینکشور جز «شهرت» به چپاولگری نصیبی نداشته. بدنامی آمریکا و متحدان‌اش در این جنگ ضدانسانی آنچنان اوج گرفته که واشنگتن از منظر منطقه‌ای تضعیف شده و دیگر قادر نیست سیاست‌اش را ادامه دهد.
    این است دلیل اوج‌گیری بحران نظامی در عراق. ساده‌تر بگوئیم، آنچه امروز در عراق تحت عنوان «جنگ با القاعده» به راه افتاده، تداوم منطقی شکست طرح‌های بازدارندة آمریکائی‌ها در سوریه است. ولی واشنگتن به این سادگی‌ها حاضر به ترک مواضع خود نیست. دلیل نیز روشن‌ است. اگر عقب‌نشینی غرب در عراق به صورتی استراتژیک، اطلاعاتی، نظامی و خصوصاً امنیتی صورت پذیرد، مسئلة نفت و شاهرگ‌های ارتباطی ئیدروکربورها برای مصرف‌کنندگان غربی تبدیل به معضلی بسیار خطرناک خواهد شد. خصوصاً که پس از خروج آمریکا، ادارة این شاهرگ‌ها به دست کسانی می‌افتد که برخلاف شیخک‌‌های عرب و ملایان جمکران نوکر آمریکا نیستند!
    خلاصه، آن روز که آریامهر در یکی از آخرین مصاحبه‌های‌‌اش ‌گفت، «اگر من بروم، اروپا خواهد مرد»، گروهی پنداشتندکه اغراق می‌کند. ولی اغراق در کار نبود؛ شاه نمی‌دانست که غرب برای تأمین نفت رایگان چه طرح‌های جنایتکارانه‌ای در ایران، عراق، افغانستان و خلیج‌فارس در دست تهیه دارد. به صراحت بگوئیم، شاه فکر می‌کرد که غربی‌ها هم مثل خودش پایبند یک مجموعه اصول و قواعدند! او نمی‌توانست تصور کند که این جانوران وحشی با خاورمیانه و افغانستان و پاکستان همان خواهند کرد که سیصد ‌سال پیش با سرخپوستان قارة آمریکا کرده بودند.
    ولی غارت منطقه به کنار، با نیم‌نگاهی به بحران عراق به صراحت می‌توان دریافت که عقب‌نشینی غرب از منطقه آغاز شده. بارها گفتیم و باز هم می‌گوئیم، جنگ عراق «پشت جبهه» ندارد. به طور مثال، آمریکا نمی‌تواند با خروج از عراق، در کویت، عربستان و یا قطر سنگر بگیرد. این عقب‌نشینی ابعادی به مراتب گسترده‌‌تر خواهد داشت و عقب‌نشینی در زمینه‌های مالی، اقتصادی، اطلاعاتی، امنیتی و … در آن می‌باید پیش‌بینی گردد. همزمانی بحران‌های ترکیه، جمکران و لبنان نشان از این گستردگی دارد. پس ابتدا نگاهی داشته باشیم به ترکیه.
    روش کار آمریکائی‌ها در ترکیه از دیرباز روشن بوده؛ نشاندن اوباش در رأس هرم اجرائی؛ حمایت ارتش و نیروهای پلیس از این اوباش در مسیر سیاست‌های دیکته‌شده توسط ارتش ناتو، و در صورت اوج‌گیری بحران سیاسی، زمینه‌سازی از سوی همان ارتش ناتو برای یک کودتا جهت خروج از بحران و به قول زنده‌یاد فروغ، «آغازی دیگر!» ولی همانطور که پیشتر نیز گفته بودیم این «برنامه» دیگر عملی نیست. ترکیه در بحران فروافتاده و ارتش وابسته به ناتو، نه می‌تواند کودتا کند، و نه می‌تواند سکون و آرامش مرگ‌بار حکومت نظامی را تأمین نماید. به همین دلیل است که به یک‌باره جنجال پدیده‌ای به نام «گولن» به راه افتاد.
    شبکة «گولن» که امروز نُقل‌محافل شده، چیزی نیست جز شبکة اقتصادی‌ای که پس از کودتای 22 بهمن 57 توسط آمریکا، و شبکه‌های سازمان سیا در ترکیه، سوئد، انگلستان و آلمان در ارتباط با باندهای لات‌ولوت‌ حکومت اسلامی به راه افتاد. نقش این شبکه مستحکم کردن پشت‌جبهة جنگ القاعده با ارتش سرخ در افغانستان و «دور زدن» حصر اقتصادی‌ای بود که سیاست‌ بلشویک‌ها به دلیل جنگ با عراق در ایران به راه انداخته بود. اگر فراموش نکرده باشیم، بنادر کشورمان به دلائل «متفاوت» غیرقابل استفاده شده بود. در نتیجه جادة‌ «ایران ـ ترکیه» تبدیل شد به شاهرگ ارتباط تجاری حکومت اسلامی با اروپا. خلاصه پس از چند سال، طرحی که آمریکائی‌ها به راه انداختند خیلی بامزه از کار درآمد؛ حکومت اسلامی با فریاد «مرگ بر آمریکا» تجهیزات نظامی، خوراک، پوشاک، و دیگر کالاهای مورد نیاز خود را از دست‌های پرمحبت ارتش ناتو در مرز بازرگان تحویل می‌گرفت، و این روند «جادوئی» دولت ترکیه را به عنوان تنها دولت منطقه که با اسرائیل روابط گرم و صمیمانه داشت به مهم‌ترین منتفع مالی این جنگ استعماری تبدیل کرده بود! کار این بده‌بستان آنقدر بالا گرفت که سلاح و تجهیزات را دیگر نه آمریکا، که تل‌آویو مستقیماً تحویل دولت «امام‌زمان» می‌داد و انکار هم نمی‌کرد! روز 21 اکتبر 1982، سفیرکبیر اسرائیل در واشنگتن رسماً اعلام داشت که، «سلاح‌های اسرائیلی با صلاحدید واشنگتن به حکومت اسلامی تحویل داده می‌شود.»

    آناً ملایان قصة خرید اسلحه توسط پیامبر اسلام از کفار جهت جنگ با کفار را در رادیو تلویزیون هزار بار تکرار کردند؛ و خلاصه به در گفتند تا دیوار بشنود! ولی قضیة جنگ پیامبرشان هر چه بوده بماند، مسئلة ملایان ارتباطی با جنگ‌های 1400 سال پیش نداشت. جنگ سرمایه‌داری آمریکا با بلشویسم استالینیست بود، و در این میان متحد آمریکائی‌ها هم کسی نبود جز همین حکومت اسلامی!
    باری شبکة «گولن» از این جنگ آنقدر «منفعت» به هم زد که، پس از پایان جنگ نیز آمریکا‌ئی‌ها ترجیح دادند این شبکه فعالیت‌اش را گسترش دهد. خلاصه شبکة گولن تحت نظارت مستقیم انگلستان، شعبه‌ای نیز در دوبی افتتاح کرد و در ترکیه کارش مستقیماً به پولشوئی،‌ برده‌فروشی، تجارت مواد مخدر در سطح دولت‌های «ترکیه ـ ایران» رسید. اگر نام بابک‌ زنجانی‌هائی را که از دست رفسنجانی در این شبکه «کاپ» سرداری سازندگی دریافت کرده‌اند ردیف کنیم، «بعضی‌ها» از نام‌های اعلام شده در این فهرست خیلی تعجب خواهند کرد. ولی سرمایه‌داری است و «منفعت!» خلاصه اگر کاری «منفعت» دارد،‌ «درست» هم هست!
    در سال 2003 که جورج والکر بوش به جنگ با صدام حسین آمد، مرکزیت شبکة «گولن» از ترکیه به آمریکا منتقل شد. هر چند آن روزها دلائل این تغییر مرکز روشن نبود، استنباط ما این است که آمریکا قصد داشت از شبکة گولن،‌ یک اپوزیسیون اسلامی «اقتدارگرا»، در برابر دولت اسلامی «لیبرال» اردوغان بسازد. به همین دلیل نیز ترجیح دادند که فتح‌الله گولن را با یک گله زن محجبه به کاخی در پنسیلوانیا ببرند و جانمازش را هر چه بیشتر برای مسلمانان ترکیه «مرصع» کنند!
    هر چند خبرهای بعدی در مورد فعالیت باند گولن سانسور شد، ولی امروز رسیده‌ایم به افشای شبکه آنحضرت! و همینجا بگوئیم که گذشته از هاشمی رفسنجانی، روحانی و خامنه‌ای، می‌باید میرحسین موسوی و شیخ کروبی و خط‌امامی‌ها را نیز در ردة اعضای برجستة محفل گولن منظور کنیم. چرا که در عمل، این مجموعة وابسته به تجارت خارجی در دوران نخست‌وزیری همین آقای میرحسین موسوی رونق گرفت.
    در هر حال افشای فعالیت‌های تبه‌کارانة شبکة گولن، دست آمریکا را از دولت جایگزین اسلامی در کشور ترکیه کوتاه کرده. و این است دلیل برخورد «قاطعانة» اردوغان با حامیان شبکة کذا در تشکیلات پلیس، قوة قضائیه و به احتمال زیاد در قلب نیروهای نظامی و امنیتی. به عبارت دیگر، حال که به میدان آوردن فتح‌الله گولن دیگر برای آمریکائی‌ها امکانپذیر نیست، چه بهتر که «باد در بادبان» رجب اردوغان بیاندازند، همان اسلامگرای مُزقلی که هنوز سرپا مانده! هر چند «عملیات» بادکردن در بادکنک اردوغان نهایت امر شبکة حامی خود وی را نیز متزلزل کند! خلاصه، اردوغان که خودش نوچة گولن بود و هنوز هم هست، امروز قهرمان مبارزه با گولن شده! یاد فیلم «کرامر بر علیه کرامر» افتادیم؛ خانم کرامر و آقای کرامر می‌خواستند از یکدیگر طلاق بگیرند. امروز هم اردوغان می‌خواهد از اردوغان جدا شود.
    ولی افشای شبکة گولن، حکومت «امام‌زمان» را هم در تهران گرفتار خواهد کرد. نخست اینکه این شبکه همزمان در ایران و ترکیه فعال بوده، و به این ترتیب حکومت اسلامی نیز مستقیماً در ارتباط با شرکت‌ها و دولت‌های غرب قرار خواهد گرفت. در ثانی، اگر حذف آلترناتیو سیاسی اردوغان در دستورکار دولت آمریکا قرار گرفته، جای تعجب نخواهد داشت که آلترناتیو دولت اسلامی نیز که همه می‌دانیم در پنجة آمریکاست، روانة زباله‌دان شود. به این ترتیب، امید ملایان جهت امتداد موجودیت محفل «شیخ‌وشاه» بکلی از میان خواهد رفت، و آلترناتیو نوین به احتمال زیاد خارج از شبکة «شیخ‌وشاه» شکل خواهد گرفت. این است دلیل وحشت فزایندة ملایان، پاسداران و هذیان‌گوئی‌های روحانی، قبیلة لاریجانی و احمد خاتمی!
    واکنش ملایان پس از آگاهی از رسوائی شبکة گولن بسیار جالب بود. نخست روحانی سعی کرد با عقب‌نشینی و بدگوئی از «جنبش‌سبز» خود را به سپاه پاسداران نزدیک کند. چرا که، استنباط دولت این بود که اگر آلترناتیو در ترکیه از میان رفته و آمریکا باد در بادبان اردوغان می‌اندازد، پس حتماً دیریازود بادی هم در آستین علی خامنه‌ای و سپاه پاسداران خواهد انداخت! پس چه بهتر که دولت «تزویر و افتخار» از این فرصت طلائی استفاده کند! در گام بعد، حکومت اسلامی برای همکاری با ارتش آمریکا در عراق آنهم جهت «جنگ» با القاعده اعلام آمادگی کرد! خلاصه جمکرانیان به همان صورت‌بندی‌ای که در سوریه طراحی شده بود روی آوردند؛ به این امید که اینبار گند کارشان همچون مورد سوریه در نیاید.
    به یاد داریم که حکومت جمکران با اعزام لات‌ولوت‌های سپاه، ‌ تحت عنوان «زائر» به سوریه، از دیرباز شبکه‌های اسلامگرائی مسلح و ضددولتی در این کشور تشکیل داده بود. و فقط پس از علنی شدن بحران بود که این شبکه‌ها تحت نظارت کارشناسان اروپائی که از حومه‌های پاریس، لندن و برلین به منطقه می‌آمدند، به صور مختلف عملیاتی شده‌ کار را به جنگ و درگیری کشاندند. امید حکومت اسلامی برپائی نوعی «بهارعرب» در سوریه و گسترش جنگ و درگیری در منطقه بود. به این ترتیب،‌ سیاست‌های جنگ‌افروزانة اسرائیل می‌توانست‌ ادامه یابد و فلسفة وجودی اسلام سیاسی را تقویت کند. ولی خوشبختانه حکومت اسلامی شکست سختی خورد.
    اسلام سیاسی، یا همان «بهارعرب» توخالی از کار درآمد؛ مرسی، رئیس برنامة منطقه‌ای آمریکا را ارتش مصر به ناچار برکنار کرد؛ و بشار اسد هم نتوانست فرار کند،‌ و برای ارتش اسلامی ملایان و لات‌و اوباش اعزامی به موقع «جاخالی» بدهد! ‌بشار اسد سر کار ماند و روز بعد هم گفت: «دولت سوریه دست‌نشانده نیست که به دستور آمریکا اینور و آنور برود!» اینچنین بود که فریادهای «اسد باید برود!» که همه روزه از واشنگتن، لندن و پاریس به گوش می‌رسید در حلقوم «بعضی‌ها» استخوان شد و گیر کرد.
    در عراق نیز برنامه جز این نخواهد بود. جان کری، ‌ وزیر امور خارجه آمریکا، تأکید کرده که اعزام نیرو به عراق برای مبارزه با القاعده منتفی است. در نتیجه، پاسخ منطقی به موضع‌گیری حکومت اسلامی جمکران ابهامی ندارد؛ آمریکا، حداقل به صورت رسمی،‌ برای جنگ با القاعده ـ و در واقع جهت حمایت از القاعده ـ به عراق نخواهد رفت! در نتیجه حکومت اسلامی اگر خواهان حمایت از این شبکه است، می‌باید به تنهائی وارد عملیات شده مسئولیت‌اش را تقبل کند. ولی ما مشکل می‌بینیم که حکومت «امام‌زمان» بتواند در چنین شرایطی اقدامات نظامی در عراق سازمان دهد. پس، ارتش عراق منطقاً تحت حمایت نیروهائی که واقعاً خواستار حذف القاعده از معادلات منطقه‌ای هستند کار این شبکه را نه تنها در عراق، که در سوریه، لبنان، کویت و … به آخر خواهد رساند.
    اینجاست مشکل حکومت اسلامی. اینان در صورت پاگرفتن یک شرایط انسانی در منطقه، فلسفة وجودی سیاست‌شان را از دست خواهند داد. دیگر کسی برای جفنگیات علی خامنه‌ای پیرامون «جنگ مقدس» آخوند با جهانیان تره خرد نخواهد کرد. این است دلیل پرش حسن فلاکت به آغوش سپاه پاسداران و به دست گرفتن چماق «اسلام جهانی» توسط محمدجواد ظریف آنهم در آستانه سفر به ترکیه. در واقع، دولت جمکران در داخل به تندروها پناه برده و در خارج مرزها هم به بازندگان!
    دولت «تدبیر و اعتدال»، در شرایطی که ترکیه دیر یا زود باید حضور و قدرت‌یابی یک دولت لائیک را در آنکارا شاهد باشد به ترکیه نزدیک شده. و در وضعیتی که خاندان اسد دیگر «آن شریف‌امامی سابق نیست»، به بشار اسد ابراز ارادت می‌کند؛ و … و می‌خواهد با القاعده در عراق هم بجنگد! اینهمه در شرایطی که حضور و وجود القاعده در عراق خود بازتابی است از فلسفة وجودی حکومت اسلامی جمکران.
    به استنباط ما به مرحله‌ای نزدیک می‌شویم که دیر یا زود افشاگری‌ها پیرامون بنیادهای پوشالی انقلاب اسلامی، اوباش‌گری، و لات‌بازی‌ در ایران آغاز خواهد شد. دیر یا زود دست خیلی‌ها در این میانه رو می‌شود، و شاید سفر اخیر جک استرا به تهران برای خداحافظی امپراتوری انگلستان با حکومت «امام‌زمان» باشد.
    http://saeed-saman.blogspot.com/

    پاسخ

  85. rahim mojaver
    ژانویه 10, 2014 @ 09:25:05

    درودهای گرم مام محزون وطن از دژ چملی بل کور اوغلی و قلعه جمهور بابک از قوجا تبریز ایرانمان نثارتان باد و خرد یارو نگهدارتان و پاینده ایرانمان

    پاسخ

  86. rahim mojaver
    ژانویه 10, 2014 @ 09:49:28

    هم میهنان فرزانه ام وبلاگ وزین و درخور تحسینتان را گشتم براستی که ایرانمان به داشتن فرزندانی هچو شمایها زنده و پویاست با دلی اندوهگین و نالان ولی از روی غرور بعنوان یک ایرانی به داشتن هم میهنانی همچو شمای باز بر خود وظیفه دیدمتا باز گرمترین درودهای وطن را نثارتان داشته واشارئی به اینکه چرا در وبلگتان گوشه ئی از برای ارسال و مشترک شدن وبلاگتان نگذاشته اید این کار شما امروز از برای درون وطنیها ارزشی وافر و جاوید را بردل تاریخ خواد نگاشت ..به امید روزیکه شاهد ..جدائی دین از سیایت..قانون بجای شریعت..آزادی قلم اندیشه وبیان در چارچوبه تعریف شده اعلامیه جهانی حقوق بشر..واستقرار یک نظام سیاسی انسان محور را در ایرانمان نظاره گر باشیم ..به امید آن روز و تا آن روز خرد یارو نگهدارتان و پاینده ایرانمان باد

    پاسخ

  87. شش
    ژانویه 11, 2014 @ 16:40:58

    خيلي ممنونم دوستان عزيز و خردكرا

    پاسخ

  88. حق جوی منطقی
    ژانویه 16, 2014 @ 20:16:22

    سلام….واقا براتون متاسفم.امیدوارم راه حق رو دریابین.
    امیدوارم هدایت بشین….

    پاسخ

  89. ماردین
    ژانویه 22, 2014 @ 13:30:15

    درود بر شما از کتابهای صوتی که گذاشته اید .. اما در فایلهای rar اغلب دانلود نمیشود.. اگه میشه یا به صرت فایل zipباشه یا به صرت mo3… با تشکر از ایران

    پاسخ

    • azadieiran2
      ژانویه 23, 2014 @ 15:18:09

      با درود

      دوست گرامی‌ می‌شه یه کم بیشتر توضیح بدید که مشکلتون چیه؟ چون همه درخواست می‌کنن که فایل‌ها زیپ شده روی سرور قرار بگیره !پیروز باشید

      پاسخ

  90. ماردین
    ژانویه 22, 2014 @ 13:31:50

    mp3 باشه

    پاسخ

  91. بزرگمهرmahdibozorgmehr
    ژانویه 30, 2014 @ 19:42:47

    به نام اهورامزدای بخشنده.
    درود بر شما.
    آز شما پرسشی داشتم که خواهش و التماس میکنم پاسخ سوالم را بدهید.
    میخواستم بپرسم آیا شما دوست گرامی که آز دین اسلام خسته شده آید آیا تمایلی به زردشتی شدن و بازگشت به دین زیبا و باستانی زردشت که دین ایرانی است دارید?
    دین زیبایی مه خداوند و زندگی پس آز مرگ و جهان مادی و مینوی و پاداش و پادافره کار های ما در دو جهان و نیایش و پیامبری و فرشتگان و مفهوم زندگی و …. در آن خیلی زیبا معرفی شده اند و اخلاق گرایی و راستی در آن ارزش بالایی دارد
    بسیار سپاسگزار میشم نظرتان را درباره زردشتی شدن و بازگشت به این دین پاک و آسمانی را بنویسید.
    اهورامزدا و فرشتگان یار و یاورتان باشند.

    پاسخ

  92. ماردین
    فوریه 03, 2014 @ 13:54:31

    ایا این کتابها در ایران یافت میشود..

    پاسخ

  93. r_m_iran_tabriz
    فوریه 03, 2014 @ 19:58:34

    روز 27 ژانویه 2014 روز شگفتی بود! در این روز فرخنده، همزمان با ورود فرانسوا اولاند به ترکیه، دبیرکل ناتو، فوگ راسموسن از «کوما» خارج شد و توافق 24 نوامبر 2013 را مورد تأئید رسمی قرار داد. به این ترتیب جنگ زرگری حکومت زال‌ممد رایش با وزارت امور خارجه آمریکا پایان یافت! نیازی نیست که بگوئیم انتشار متن «فرضی» توافقنامه توسط وزارت امور خارجه یانکی‌ها زمینة‌ مناسبی برای جنجال رسانه‌های آتلانتیست و تاخت و تاز و نفس‌کش‌طلبی «سرداران» حکومت زال‌ممد رایش فراهم آورده بود، تا هم میعاد عقب‌نشینی ستراتژیک ارتش آلمان نازی ـ 27 ژانویه 1944 ـ در برابر ارتش سرخ جبران شود، هم عقب‌نشینی غیرقابل اجتناب آتلانتیست‌ها در برابر مسکو و پکن!
    چند ماه پس از استعفای بئاتریس، ملکه هلند که به دق‌مرگ «حسن‌حبیبی» انجامید، شاهد چرخش سیاست آمریکا نیز بودیم. توافق‌های «روسیه ـ آمریکا» که تهاجم نظامی به سوریه را منتفی کرد، و همچنین توافق 24 نوامبر 2013 که به لات‌بازی حکومت اسلامی و اربابان‌اش در لندن و واشنگتن پایان داد، پیامد همین چرخش ستراتژیک بود. همچنانکه در وبلاگ‌های پیشین هم به کرات گفته‌ایم، آتلانتیست‌ها این سوداگران نفرت و تعصب، بازندگان اصلی این چرخش ستراتژیک‌اند. برای جبران این ناکامی است که تفاله‌های آتلانتیسم ـ دولت آلمان و خرده شاخک‌های‌اش در آمریکا، اروپا و اسرائیل ـ جهت تقویت پایگاه فاشیسم در کشور ایران به تکاپو افتاده‌اند. در آلمان، رهبری حزب سوسیال دمکرات به یاسمین فهیمی، یک زن ایرانی تبار «اهداء» می‌شود، و در اطریش هم برای تشویق حماقت و توحش به معصومه ابتکار، «کشتزار محمد هاشمی» جایزه می‌دهند.
    «ابتکار»، یکی از زن‌نمایان حکومت زال‌ممدرایش که علاوه بر شرکت در توطئة گروگانگیری، «پلاژیا» ـ تقلب علمی ـ را در کارنامه درخشان‌اش دارد، از سال 1376 در دولت ممد یونسکو، به ریاست «سازمان محیط زیست» منصوب شد و مسلماً به دلیل خدمات‌اش ـ افزایش آلودگی محیط زیست به ویژه در شهر تهران ـ در دولت حسن فوتبال هم در جایگاه ریاست همین سازمان نشسته، و آ‌ن را به فاضلاب صدور فتوی و تشویق مرگ‌پرستی تبدیل نموده.
    «کشتزار محمدهاشمی»، ‌ 24 ساعت پس از صدور فتوای «مردم از تهران بروند» ـ سایت رادیو فردا، مورخ اول بهمن ماه 1392 خورشیدی ـ آمادگی خود را برای شهادت در راه حفظ محیط زیست نیز ابراز کرد:
    «[…] خانم ابتکار [ در شورای شهر] افزود: حیات وحش‌ما در معرض انقراض است و ما کوتاه نمی‌آئیم […] ما خودمان حاضریم بجای محیط زیست قربانی شویم […]»

    منبع: رادیوفردا، مورخ 2 بهمن ماه سالجاری

    در مملکتی که یک حکومت فاسد و تبهکار طی 34 سال دست‌اندرکار تخریب همه جانبه شده، و فرهنگ و تمدن و تفکر و تخیل و علم و هنر و انسانی‌ات را به لجن مفت‌گوئی، تقدس، لات‌پروری و خانواده‌پرستی آلوده، سخن گفتن از نابودی محیط زیست بی‌شرمی و وقاحتی می‌خواهد که فقط امثال خانم ابتکار از آن برخوردارند. همچنانکه می‌بینیم، اهداء جایزه «ولفگانگ نیومن» به صبیة تقی ابتکار حکمتی دارد که سفله‌پروری و تشویق حماقت و توحش فقط ابعاد محدودی از آن را به نمایش می‌گذارد. ولی اگر تاکنون تشویق حماقت و توحش بر عهدة لندن و برلن و … و خصوصاً محفل نوبل بود، اینک خرده محافل ژرمانیک نیز پای به میدان گذاشته‌، به مصداق «ان شریک»، مارمولک‌شان را انداخته‌اند توی «ته‌بشقاب» عموسام!
    چه نشسته‌اید، یک روز پیش از جشن سده ـ 29 ژانویه 2014 ـ بعضی‌ها در نروژ خواهان اهداء نوبل صلح به ادوارد سنودن شدند! بله، موج «تغییر سنگر» که با کلان ستراتژی‌نوین و تحولات سوریه ارتباط اندام‌وار برقرار کرده، یک روز پس از نشست «روسیه ـ اروپا» در بروکسل، به نروژ هم رسید! به استنباط ما، گذشته از گسترش حضور نظامی روسیه در دریای مدیترانه، انتشار خبر مانور نظامی چین و روسیه در دریای مذکور ـ سایت نووستی، مورخ 18 ژانویه 2014 ـ پیامدهائی خواهد داشت که برای برخی محافل در ایالات متحد، چندان خوشایند نیست. و به همین دلیل حاکمیت آمریکا به دو شاخه تقسیم شده. شاخة آتلانتیست و ضدلائیسیته، ‌ و شاخه‌ای که تلاش دارد تا حد امکان به روسیه نزدیک شود.
    شاخة آتلانتیست که از دین ضداستبداد در اتحاد شوروی حمایت می‌کرد، پس از فروپاشی شوروی، ضمن بحران سازی در مرزهای روسیه،‌ با تکیه بر دولت‌های دست نشاندة ترکیه و جمکران به حمایت از تبهکاری، تروریسم و تجزیه‌طلبی در روسیه ادامه می‌دهد. ولی شاخة دوم حاکمیت آمریکا، به طرق مختلف، از جمله با حمایت غیرمستقیم از ادوارد سنودن و فیدل کاسترو ـ از طریق نروژ و مکزیک ـ قصد دارد خود را به جناح ولادیمیر پوتین در روسیه نزدیک کند. سیاست همین شاخه است که اتحادیه اروپا و ‌سازمان ناتو را تحت فشار گذاشته و «خرتوخر» حاکم بر اوکراین، ترکیه و‌ جمکران را افزایش داده. وارد مسائل اوکراین نمی‌شویم، فقط بگوئیم، گسترش حضور نظامی روسیه و چین در دریای مدیترانه، هم تلاش‌های اروپا برای «رهبرسازی» و ایجاد اجماع در اوکراین را با شکست روبرو کرد،‌ هم بر اشکال‌تراشی این اتحادیه در مورد احداث «جریان جنوب» نقطة پایان گذارد، ‌و هم بهره‌برداری «صددرصد» از خط لوله «اوپال» را به روسیه واگذار نمود!
    پیش از ادامة مطلب دو نکته مهم را توضیح دهیم. نخست اینکه خط لولة «جریان جنوب»، پایانی است بر وابستگی روسیه به ترکیه و اوکراین در زمینة صادرات انرژی! به عبارت دیگر، اعضای ناتو نمی‌توانند با توسل به دو کشور فوق، صادرات نفت و گاز روسیه به اروپا را تهدید کنند. دیگر آنکه، در کمال «تعجب»، طی نشست اخیر «روسیه ـ اروپا»، بهره‌برداری صددرصد روسیه از خط لولة «اوپال» با حمایت آلمان و در تقابل با اتحادیه اروپا امکانپذیر شده! و شاید به همین دلیل نیز «یورونیوز» نشست «روسیه ـ اروپا» را «سرد» توصیف کرد! ‌ پیشتر قرار شده بود که فقط 50 درصد از خط لوله «اوپال» مورد بهره‌برداری شرکت‌های روسیه قرار گیرد. یادآور شویم خط لوله «اوپال» شاخه‌ای است از «جریان شمال» که سالانه 36 میلیارد مترمکعب گاز روسیه را به آلمان می‌رساند ـ سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 28 ژانویه 2014 ـ و بخشی از این گاز از طریق آلمان به اروپا صادر خواهد شد. حال که بهره برداری از«اوپال» با حمایت آلمان به روسیه واگذار شده، هم شرکت اسلام‌نواز «توتال» از سهم خود در «اوپال» محروم می‌شود، و هم اتحادیه اروپا اهرم فشار بر شرکت‌های روس را از دست می‌دهد. به عبارت دیگر، آلمان ـ با حمایت تلویحی واشنگتن ـ دست بریتانیا، ریاست عالیة اتحادیه اروپا را در پوست گردو گذاشت! و این افلاس لندن است که گذشته از ارائة تصویر دلپذیر از «هیملر»، به عنوان کاتولیک «خداترسی» که گمراه شده بود، به صور سرکوب آزادی بیان، ابراز نفرت از یهودیان و همجنسگرایان، مخالفت با سقط جنین، بحران سازی در نظام آموزشی، و … و خصوصاً تظاهرات بر علیه شخص فرانسوا اولاند» به کشور فرانسه صادر شده!
    بله، هر بار گاری شکستة بریتانیا و «برادران» یانکی‌اش در سربالائی افلاس می‌افتد، «سوداگران نفرت» در کشور فرانسه به میدان می‌آیند! اینبار هم حضرات پنداشتند تاوان ناکامی‌شان را فرانسه خواهد پرداخت، حال آنکه کور خوانده بودند! تحریم گستردة‌ مدارس ابتدائی فرانسه در اعتراض به تدریس «ابهام در زمینة جنسی‌ات» که به عقب‌نشینی وزیر آموزش و پرورش، و موضع‌گیری صریح نخست وزیر فرانسه منجر شد، نشان ‌داد که برنامة محافل آتلانتیست برای «تبلیغ همجنسگرائی»، ازطریق «نفی جنسی‌ات» در مدارس ابتدائی فرانسه با شکست روبرو شده. و نهایت امر، افشاگری «الجزیره» در مورد مذاکرات پنهانی جمکرانیان با اوپوزیسیون سوریه در ژنو ـ همان اوپوزیسیونی که گویا با حضور حکومت اسلامی در مذاکرات ژنو2 به «شدت» مخالفت می‌کرد ـ پیامد همین ناکامی است! ناکامی لات در «تکرار» گذشته!
    این سیاست که طی سدة اخیر در قالب دو اتحاد «آنگلوـ ژرمن» و «فرانکوـ ژرمن» در تقابل با مسکو اعمال شده، روی به فرسایش گذاشته و کارآئی خود را از دست داده! ولی از آنجا که «لات» آینده را در گذشتة موهوم می‌جوید، و در مسیر دَوَرانی «پس‌روی» حرکت می‌کند، اینبار هم شاهد تلاش پاترنوس در تکرار سیاست‌های دیرین‌اش بودیم. جنگ زرگری قبیلة کلارسفلد با دیودونه، افشاگری کلوزر، انفجار بمب در برابر کلیسای کاتولیک فرانسه در شهر رم، آنهم در آستانة دیدار رئیس جمهور فرانسه با پاپ در واتیکان و … و از همه مهم‌تر، ‌ تظاهرات «سوداگران نفرت»‌ در پاریس که به درگیری با نیروی انتظامی انجامید بازتابی بود از تلاش پاترنوس برای بازگشت به گذشته! پیامد این تحرکات که در شیخ‌نشین قطر به تحمیل تفکیک جنسیتی در دبیرستان فرانسوی «ولتر» منجر شد؛ شیخ امارات را در «کوما» فرو برد؛‌ پاکستان را بر سر دوراهی «مبارزه و مذاکره» با طالبان قرار داد؛ همکاری صمیمانة «ترکیه ـ جمکران» و‌ عراق با القاعده را متزلزل کرد، و … و در این میانه، از همه تماشائی‌تر اوضاع دولت اسرائیل و حکومت زال‌ممد رایش است!
    دولت زپرتی اسرائیل در رسانه‌ها برای آمریکا شاخ و شانه می‌کشد! حال آنکه زال‌ممد رایش در آستانة دو میعاد تاریخی ـ شکسته ‌شدن محاصرة لنینگراد، و آزادی آشویتس توسط ارتش سرخ ـ از یک‌سو «هولوکوست» را به سخره گرفته و تحریف می‌کند، و از سوی دیگر، پیرامون نبرد با آمریکا به مبهم‌بافی مشغول شده:
    «[…] یک مرتبه در آب‌های آزاد، یک ناو آمریکائی قصد بازرسی از کشتی تجاری ایران را داشت که ما بلافاصله ناوگروه‌مان را به آنجا اعزام کردیم[…]»

    منبع: فارس‌نیوز،‌ مورخ 27 ژانویه 2014
    سطور فوق بخشی است از اظهارات معاون عملیاتی نیروی دریائی جمکران که خود را در جایگاه «دائی‌جان ناپلئون»، و مخاطب‌اش را نیز در مقام «مش‌قاسم» رویت کرده! جالب اینجاست که اظهارات مبهم «سردار» دائی‌جان را رسانه‌های رسمی جمکران بازتاب می‌دهند. در شرایطی که بوق‌های مخالف‌نمایان حکومت خانوادگی جمکران، از قماش «کلمه» نیز اخیراً به دائی‌جان مقام معظم تریبون داده‌اند، تا ایشان ضمن بازاریابی برای تولة آخوند مطهری، و بازنشخوار شعار ابلهانة «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن»، به «اخلاق» محمد صاد اشاره فرمایند! سایت گویانیوز هم که گذشته از سانسور، به امر «نشخوار گذشته» و «پدرپرستی» علاقة فراوان دارد، ‌ این تبلیغات ابلهانه را بازتاب می‌دهد:
    «[سیدحسین میردامادی […] عضو سابق هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد […]که دائی آیت‌آلله خامنه‌ای […] است [می‌نویسد] در تقدیر از جناب آقای دکتر علی مطهری نماینده محترم و شجاع مردم تهران باید بگویم ایشان حجت هستند برای کسانی که ظلم را در حق مظلوم شاهدند ولی سکوت می‌کنند[…] آری آقای جنتی غافل از این است که پیامبر گرامی اسلام برای اتمام مکارم اخلاقی مبعوث گشته و در این راستا زیباترین جلوة اخلاقی را نسبت به دشمن یهودی خود که هر روز از بالای بام زباله بر سر مبارکش می‌ریزد، به نمایش می‌گذارد و به عیادت او می‌رود […] این رحمت و کرامت انسان کجا و این مظالم؟!»

    منبع: گویانیوز، مورخ 9 بهمن ماه سالجاری

    بله این «رحمت و کرامت» پیامبر را «استاد میردامادی» شخصاً شاهد بوده‌اند، همانطور که شاهد «شجاعت» علی مطهری نیز هستند! ولی در عالم واقعیت روند مسائل متفاوت است. در عالم واقعیت، برد موشک‌های بالیستیک چین به ایالات متحد رسیده، بمب‌افکن‌های روسیه بر فراز «آرکتیک» و «پاسیفیک» به پرواز در آمده، و 5 سامانة‌ موشک‌های اس ـ 300 در اختیار قزاقستان قرار گرفته! در عرصة واقعیت، امروز سایت گویانیوز، «یادداشت‌های شهرشلوغ وپلوغ » را حذف کرد. چرا که، این یادداشت طنز تلخی بود بر اهداء جایزه «ولفگانگ نیومن» به صبیة تقی ابتکار! بله، آخرین روز نخستین ماه سال 2014 که با نخستین روز سال 4712 چینی ـ سال اسب چوبین ـ تقارن یافته، روز شگفتی است. به ویژه که آخرین روز سال «مار» نیز با «جشن سده» و جشن‌های المپیک سوچی و سال نو چینی همزمانی داشت! در این روز خجسته داش احمد خاتمی ناچار شدند در وقوقیه 31 ژانویه تلویحاً به استاد میردامادی، «دائی‌جان لنگش‌کن» بگویند، «اخفش» و تأکید کنند که مجلس جای سخنان مستدل است:
    «[…] در موافقت و مخالفت یک موضوع ضرورتی به فریاد زدن و حماسی صحبت کردن نیست […] برخی‌ها فکر می‌کنند اگر داد بزنند موکلان آن‌ها فکر می‌کنند در امور خیلی جدی هستند اما باید توجه داشته باشند فضای مجلس فضائی منطقی و مستدل است[…]»

    منبع: فارس‌نیوز، ‌مورخ 31 ژانویه 2014
    نمی‌دانیم، فقط وقتی «دمب» حکومت زال ممد رایش گیر می‌کند، سازمان تبلیغات اسلامی به فواید سخنان «مستدل و منطقی» در مجلس پی می‌برد، یا اینکه شاخک اسلامی سازمان سیا به دلیل لگدی که بر پوزة اربابان‌اش فرود آمده، اینچنین «منطق‌دوست» شده؟!
    http://nahidroxan.blogspot.ca/

    پاسخ

  94. سیامک مهر
    فوریه 07, 2014 @ 08:57:11

    درود به شما و سپاس از کار شایسته شما .ما تمام کتابهای شما را در صفحه فیس بوک نقد قرآن پس از خواندن به اشتراک می گذاریم .این کامنت به منظور سپاسگزاری از شماست که از طرف فن های صفحه به ما رسیده .
    زنده تنها به آزادی

    پاسخ

  95. pooya nikzad
    فوریه 18, 2014 @ 07:08:15

    با درود
    برنامه درسهاي انقلاب آقاي ستوده از سي دي 4 قسمت ششم قابل دانلود نمي باشد .
    پيگيري بفرمائيد.
    با سپاس

    پاسخ

    • azadieiran2
      فوریه 18, 2014 @ 14:50:08

      با درود

      دوست گرامی‌ لینک‌ها رو چک کردم همگی‌ سالم هستند .

      پاسخ

      • rahim _tabriz
        مهٔ 31, 2014 @ 19:06:40

        ناهید رکسان
        پینوکیو در وست‌پوینت
        پس‌لرزه‌های انعقاد قرارداد زرین «چین ـ روسیه» و انتخابات هند، لجنزار مطلق‌گرایان را چنان به افلاس انداخت که «پاترنوس» به هذیان‌گوئی افتاده. لاف‌وگزاف «واشنگتن پست» پیرامون قدرت حکومت زال‌ممد، و به ویژه «خطبه‌های» باراک اوباما در آکادمی «وست پوینت» ـ 28 مه 2014 ـ شاهدی است بر این مدعا! روز چهارشنبه، رئیس‌جمهور آمریکا بالای منبر رفت و ادعا کرد،‌ ما [آمریکا] با نفوذی که در شکل‌دادن به افکار عمومی جهان داریم، موفق شدیم، روسیه را پس از الحاق کریمه در انزوا قرار دهیم و به مردم اوکراین کمک کنیم تا آینده‌شان را انتخاب کنند!
        البته سایت بی‌بی‌سی، برای حفظ پرستیژ یانکی‌ها خطبه «وستپوینتیه» اوباما را تحریف کرد، تا مخالفان توحش فتوی‌سالاری «هپی» نشوند! ولی خوشبختانه، فروپاشی اتحادشوروی به انحصار محافل ضدلائیسیته بر عرصة ارتباطات پایان داده و به همین دلیل نیز به سهولت می‌توان خط پروپاگاند فتوی‌سالاران را از آمریکا و اروپا به کشور ایران دنبال کرد، به ویژه در زمینة هنری.
        به عنوان نمونه، پروپاگاند «فرهنگی» رادیوفرانس انترناسیونال در مورد «اسلام التقاطی و برساختة‌ ترکیه»، که فرهنگ را با «نشستن لات در جایگاه قضاوت ارزشی» در ترادف قرار داد، اهالی فستیوال کن 2014 را به «راه راست» هدایت نمود، و لوتی و عنترهای اسلام‌زدة حکومت زال‌ممد را نیز برای تهاجم شدیدتر به ملت‌های ایران و ترکیه بسیج کرد. این روند انسان‌ستیز که با انتشار یادداشت «بهزاد فراهانی» در مورد نمایش «من، آنتیگون» آغاز شد، پیش از دیدار هیئت خبرگزاری فرانسه از صدا و سیمای جمکران ـ ایسنا، مورخ 28 مه 2014 ـ شدت گرفت. و اینچنین بود که «مجید مجیدی»، ضمن پارس کردن به ترکیه، به بازنشخوار برنامة «فرهنگی» رادیوفرانس پرداخت و در واقع به «استقبال ارباب» شتافت:
        «[…] از آن بدتر […]کشوری مثل ترکیه است که […] بیش از 90 درصد مسلمان دارد اما فیلم‌ها و سریال‌هائی در آن ساخته می‌شود که همانند اختاپوسی بر روی خانواده‌های همه کشورها چنگ انداخته […]»
        منبع:‌ ایسنا، مورخ 28 مه 2014، کدخبر: 93030703233
        همچنانکه می‌بینیم برخلاف ادعای اخیر ملاممدگوبلز، مبنی بر عدم دخالت در امور دیگران، لات و اوباش حکومت زال‌ممد به پیروی از برنامة «فرهنگی» رادیوفرانس ـ این رادیو در واقع تحت نظارت لندن اداره می‌شود ـ برای ملت ترکیه هم تعیین تکلیف می‌کنند، ‌چرا؟ چون دولت اسلام‌گرای ترکیه، همچون دستگاه پهلوی دوم فرسوده شده و قدرت سرکوب‌اش را از دست داده! در نتیجه، سازمان ناتو وظیفه دارد زمینة براندازی دولت دست‌نشانده و فرسوده را فراهم آورد. و ازآنجا که در لجنزار مطلق‌گرایان، «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»، دولت اردوغان، در هم‌سوئی با ارباب، پای در مسیر «خودبراندازی» گذارده. به همین دلیل بود که جایزة‌ نخل طلائی فستیوال کن به یک کارگردان ترک تعلق گرفت، تا او نیز «جایزة» کذا را به «شهدا» تقدیم کند! و اتفاقاً سناریوی این فیلم برای گسترش پروپاگاند سازمان ناتو بسیار مناسب بود! اگر در میان تهیه کنندگان فیلم مذکور به نام «ئن. بی. سی. یونیورسال» برخورد می‌کنیم، جای تعجب نیست! حال یک مینی‌پرانتز برای سناریوی فیلم محبوب فستیوال کن باز می‌کنیم. چرا که، این سناریو بر محور سیاست استعماری تنظیم شده و پیام «جامعة یکدست و آخوند خوب» را به مخاطب ارسال می‌کند!
        به گزارش رسانه‌ها، فیلم «خواب زمستانی»، در بارة «آیدین»، هتل‌دار «بی‌رحم و مستبد» در یکی از روستاهای ترکیه است. البته اینکه یک هتل‌دار «بی‌رحم و مستبد» باشد، ممکن است با سیاست ناتو در کشور ترکیه بی‌ارتباط به نظر آید، ولی اقعیت جز این است! در راستای شعار دستگاه گوبلز ـ نه شرقی، نه غربی ـ پروپاگاند «فرهنگی» ناتو، از یک‌سو دمکراسی ‌‌ـ رهائی انسان از قیمومت خدا، آخوند، پدرسالاری و باورهای مردم ـ را مورد تهاجم قرار می‌دهد، و از سوی دیگر «سرمایه‌گزار و اصناف» را. بخش نه غربی شعار هیتلری، «زن و هنرمند و روشنفکر» را زیر لگد می‌اندازد،‌ و بخش «نه شرقی»، هم اصناف و سرمایه‌گزاران را هدف می‌گیرد! دلیل هم روشن است؛ زن آزاد، روشنفکر، هنرمند انسان‌محور، سرمایه‌گزار و اصناف در صورت گسترش حیطة فعالیت‌های‌شان خارج از «قیمومت» آخوند، و سلطة دولت دست‌‌نشاندة غرب قرار خواهند گرفت! و این مسئله برای شبکة استعمار مشکل‌آفرین خواهد شد. به همین دلیل بعضی از شعرای «معاصر» و خیلی «نُقل‌محفل» و مدروز در کشورمان، به صورت زیرجلکی «اصناف» را هدف گرفته‌اند.
        به عنوان نمونه حضرات «قصاب» را با «دژخیم» در ترادف قرار داده‌اند، حال آنکه «قصاب»، جنایتکار نیست؛‌ وجودش در هر حال لازم است! در کنار این «شعربافی‌های» فاقد شعور، می‌رسیم به گلة ‌شعربافان ساواک حکومت زال‌ممد. در گلة کذا چند گروه به انجام وظیفة «الهی» مشغول‌اند. یک گروه سروده‌های شعرای کلاسیک را به ابزار تبلیغ تعصبات دینی تبدیل کرده و با توسل به سعدی و حافظ و مولوی بساط فروش جنبش‌سبز و مطالبات کنیزالاسلام‌های جمکران را گسترده‌. گروه دیگر برای فروش تعصبات و تعلقات بومی‌، ‌شاعران ایران را وسیله قرار داده‌اند.
        به عنوان نمونه، هفتة‌ گذشته، برنامة «فرهنگی» رادیوفرانس، «رضا مقصدی» ـ ‌شاعر ایرانی ساکن آلمان ـ را به ابزار فروش روضه و زوزه برای «زادگاه» تبدیل کرده بود، البته با توسل به چند نمونه انگشت‌شمار از سروده‌های وی! دلیل هم روشن است؛ روضه و زوزه، چه برای صحرای کربلا باشد، چه برای مرز پرگهر و پدر و مادر، ‌ در هر حال «مفید» به حال بعضی‌ها می‌شود. و ارتباط ایرانی را با شرایط واقعی ـ زمان حال و مکان مشخص ـ قطع خواهد کرد. البته این ارتباط منطقی را به طرق دیگر هم می‌توان گسست.
        «تخریب» مستقیم ایرانی، یا تخریب غیرمستقیم، از طریق به ارزش گذاشتن ایرانی‌نمایان متعهد و مکتبی، و یا «مدعیان» لیبرال دمکراسی، و … که از قضای روزگار وجه مشترک‌شان «جمع‌پرستی» است. یکی بر طبل امت و جمهوری اسلامی می‌کوبد، دیگری به فروش «ولایت جمهور» نشسته، و … و در این روزهای افلاس که شکست جبهة تروریسم بین‌الملل در سوریه، سنگر آتلانتیسم را فروریخته و رئیس‌جمهور یانکی‌ها را به هذیان‌گوئی انداخته، یک گروه «خیلی خیلی زرنگ» برای تضمین تداوم برتری آخوند در ایران خیز برداشته. این گروه، بدون در نظر گرفتن شرایطی که مصدق بر کشور حاکم کرده بود،‌ همکاری دولت مصدق را با اوباش اسلامگرا نادیده گرفته، با کوبیدن بر طبل «سلطنت‌طلبی» این «قهرمان ملی»، برای «راه مصدق» دست به بازاریابی زده‌اند. جالب اینکه، هواداران و پیروان همین مصدق «سلطنت‌طلب»، امروز طرفدار «جمهور مردم» در آمده‌اند! حضور فدائیان «خیلی زرنگ» اسلام بگوئیم، گر چه حاکمیت بریتانیا را نمی‌توان با حاکمیت ایران به قیاس کشید، ولی سلطنت مشروطه، چه در انگلستان و چه در ایران در هر حال با لائیسیته در تضاد آشکار قرار خواهد گرفت. اگر در انگلستان دمکراسی بر پا شده،‌ به دلیل عدم دخالت بنیاد سلطنت در امور سیاسی است.
        نیازی نیست که بگوئیم دربار انگلستان یک مجموعة دین‌پرور و وابسته به کلیسای آنگلیکن است و به هیچ عنوان نمی‌تواند مبلغ لائیسیته باشد. در کشور ایران نیز سلطنت مشروطه در چارچوب سنتی خود می‌باید پاسدار «دین اکثریت» باشد، و در بهترین حالت به دین اقلیت‌ «احترام» بگذارد! مشکل اینجاست که سلطنت در ایران نتوانست با تغییرات سیاسی و اجتماعی کشور خود را هماهنگ کرده، به وظیفة خود ـ حفظ انسجام ملی ـ عمل کند. دربار پای به سیاست گذارد، و کار از همینجا خراب شد.
        در هر حال اگر پیشنهاد زرنگ‌ها را قبول کنیم، در سلطنت مشروطه و خیلی خوب، هم «جایگاه برتر» آخوند شیعه ـ نظارت بر تدوین و اجرای قوانین ـ محفوظ خواهد ماند، و هم روند گسترش تاراج آنگلوساکسون‌ها بهینه خواهد شد! بی‌دلیل نیست که ساواک زال‌ممد از مدت‌ها پیش «سرود» حکومت سلطنتی بعدی را از آستین در آورده بود!

        ساواک زال‌ممد شعری «فاقد شعور» ساخته و از قضای روزگار آن را به «حسن حبیبی» نسبت داده! در وبلاگ «بمب و بئاتریس» در مورد حسن حبیبی گفتیم که این جانور وحشی از غصة استعفای ملکه ‌بئاتریس ـ پایان دیپلماسی بمب ـ دق کرد! پس جای تعجب نیست که برای چنین موجودی در مسیر دیپلماسی بمب شعر ببافند و در آن ضمن حذف ایرانیان و ایرانی‌ات، پهنة کشور را نیز به یک «مرز معنوی» و «نیست در جهان» تقلیل دهند. مرزی که تحت مالکیت بافندة شعر کذاست! بله، این است آنچه پس از کودتاهای 28 مرداد 1332 و 22 بهمن 1357 از سرود «ای ایران» باقیمانده:
        «تو ای ایزدی مرز ایران من»

        یادآور شویم سرود «ای ایران» هم در دوران «نورانی» پهلوی دوم تحت بمباران معنوی ساواک قرار گرفت و منفجر شد. در نتیجة این انفجار، علاوه بر مصراع «ای ایران، ای مرز پرگهر»، تمام سرود در هم شکست. با تزریق بمب «بهشت برین» و شلیک موشک «شهنشاه»، به «سرود ای ایران»، ساواک موفق شد ابعاد ملی و میهنی این سرود را از میان بردارد. قضیه به اینجا رسید که پس از خواندن «جان من فدای خاک پاک میهنم، و پاینده باد خاک ایران ما» که به مخاطب می‌گفت ایرانی برای خاک میهن‌اش آمادة جان‌فشانی است، و در کنار دیگر ایرانیان آرزوی «پایندگی خاک ایران» را دارد، می‌رسیدیم به «بهشت برین» و پایندگی اعلیحضرت! خلاصه سرود کذا تبدیل ‌شد به دعا و ثنا و گزافه‌گوئی و … و مهم‌تر از همه مدح شاه:
        تو ای پرگهر خاک ایران زمین

        که بالاتری از بهشت برین

        […]
        بروبوم این ملک پاینده باد

        شهنشاه ایران زمین زنده باد

        ولی اشتباه نکنیم؛ هنوز روند ایران‌زدائی و حذف ایرانی به پایان نرسیده بود. «کانون تبلیغات اسلامی» که در دوران پهلوی اول، تحت نظارت محور «آنگلو ـ ژرمن» و به «همت» آخوند طالقانی فعالیت می‌کرد، همچنان «پشت پرده» باقی مانده بود. جلوی این پرده، دولت هویدا خوش‌رقصی می‌کرد، و هایده و مهستی، و … و دیگر روضه‌خوانان و درویشان مدرن و خاکی و تریاکی برای‌مان آواز می‌خواندند! ما هم از همه جا بی‌خبر شاگرد مدرسه بودیم، هر چند هر گاه پای به خیابان‌های «پایتخت» اعلیحضرت می‌گذاشتیم با تمام وجود اسلام سیاسی را حس می‌کردیم.
        ایجاد مزاحمت، لشکرکشی سینه‌زنان حسینی، تظاهرات دانشجونمایان در حمایت از آخوند راستگرا و چپ‌گرا و … و خلاصه، آنقدر در این بی‌خبری‌ها دست و پا زدیم تا جیمی کارتر «ساده‌زیست» را به کاخ سفید آوردند تا «جهان اسلام» برای‌مان بسازد. جهان یکدست، تحت فرمان آخوند.
        جهانی که مادیات و مادی‌ات و واقعیت ـ انسان در زمان و مکان مشخص را نفی می‌کند. و اینک پس از گذشت 35 سال از برپائی جهان اسلام «مید. این. یو. اس» کشور ایران تبدیل شده به «مرز ایزدی» حسن حبیبی، پیشخدمت وفادار لجنزار بیلدربرگ. چه نشسته‌اید که برای این شعر بندتنبانی، موسیقی‌دان شهیر، «دکتر چراغعلی» یک آهنگ هم تنظیم کرده‌اند! خلاصه همة امکانات برای استقرار «جمهور مردم، سلطنت مشروطه، ولایت جمهور» و دیگر حکومت‌های ضددمکراتیک فراهم آمده! فقط اشکال اینجاست که به دلیل بازگشت روسیه به دیپلماسی جهانی، آتلانتیسم مفلوک دیگر به آخر خط رسیده؛ و اتحادیة اروپا نه تنها در معرض فروپاشی است، که به دلیل دنباله‌روی از آمریکا تمام اعتبارش را هم در سطح جهانی از دست داده! به عنوان نمونه، اتحادیة‌ مذکور که مدعی حمایت از دمکراسی است، از شرکت سوری‌های مقیم اروپا در انتخابات کشورشان ممانعت به عمل آورده! ابتدا این مخالفت غیرقانونی به آلمان و فرانسه محدود ‌شد، سپس کار به بروکسل کشید، و اتحادیه اروپا برگزاری انتخابات را در سفارت‌خانه‌های سوریه ممنوع کرد! در نتیجه،‌ روز 28 مه 2014، اتباع سوری مقیم فرانسه در فضای باز انتخابات برگزار کردند و جالب اینجاست که این انتخابات با تحریم خبرگزاری‌های رسمی روبرو شده.
        بله،‌ وغ‌‌و‌غ‌ساهاب‌های ارتش ناتو، فقط آنجائی که مطلوب تفنگ فروش‌ها باشد حاضر می‌شوند! جای مطلوب هم آنجاست که جنگ و مرگ و تخریب در راه باشد. بی‌دلیل نبودکه در پائیز 1978، اینهمه خبرنگار در «نوفل لوشاتو»، مثل کرم روی سر هم وول می‌زدند.
        کرم‌ها سرمست از رایحة‌ جنگ و مرگ و تخریب تجمع کرده بودند. ولی در انتخابات سوریه امیدی به کشتار و تخریب و زورگوئی و شعارهای مبهم «نه شرقی، نه غربی» نیست، پس چه بهتر که این انتخابات اصلاً برگزار نشود، تا اتباع سوریه در اروپا بدانند، دمکراسی چه معنا و مفهومی دارد. اصولاً «انتخاباتی» که راه بر توحش فتوی‌سالاری و نشستن آخوند در جایگاه قانونگزار نگشاید، برای آتلانتیست‌ها «مشروعیت» هم ندارد! اگر چند تا آخوند در این انتخابات با یکدیگر رقابت می‌کردند، دولت‌های آتلانتیست خودشان هم در رأی‌گیری حضور می‌یافتند و به یک آخوند وحشی‌تر و ابله‌تر از همة‌آخوندهای دیگر رای می‌دادند. ولی در سوریه این امکان وجود ندارد، در نتیجه، باید بپذیریم انتخابات بر دو نوع است؛ انتخابات دمکراتیک، و به قول ویلیام هیگ و همپالکی‌های‌اش، «انتخابات مسخره!»

        انتخابات مسخره، انتخاباتی است که راه تاراج و کشتار آنگلوساکسون‌ها را مسدود ‌کند. حال آنکه «انتخابات دمکراتیک»، خوب است، چرا که ‌مثل انتخابات اوکراین، زمینة جنگ داخلی را فراهم می‌آورد و امکان تغذیة لاشخورهای آتلانتیست را گسترش می‌دهد. حال اگر به انقلاب شکوهمند جمکرانیان و شبه‌رفراندوم شیخ مهدی بازرگان نیم نگاهی بیاندازیم، خواهیم دید که کودتای کی‌یف در واقع «بازتولید» الگوی 22 بهمن 1357 است. این الگو با اعتراض مخالفان آغاز می‌شود، سپس ماشین شهیدسازی به راه می‌افتد، و فضای منطقی را نابود می‌کند تا «دولت خیابانی» بتواند تشکیل شود. ژنرال هویزر در ایران از این روند استفاده کرد. هر چند کیهان جمکران تلاش می‌کند، ارباب را «مخالف انقلاب» نشان دهد:
        «هایزر: برای سرکوب انقلاب، قتل عام ضروری است»
        منبع: سایت کیهان، مورخ 9 خردادماه سالجاری

        پس از تولید انبوه «شهید» و برپائی دولت خیابانی، یک انتخابات بیخ‌دیواری برگزار می‌شود تا به سرکوب نظامی مشروعیت دهد. در ایران کردها، ترکمن‌ها و عرب‌زبانان متحمل این سرکوب استعماری شدند، در اوکراین نیز مشابه همین برنامه به اجرا در آمده. ارتش اوکراین با حمایت مستقیم آمریکا به کشتار ساکنان «غیرخودی» مشغول شده. و این جنایات رسماً مورد تأئید وزارت امور خارجة یانکی‌ها قرار گرفته!
        به گزارش آسوشیتدپرس، مورخ 29 مه 2014،‌ جنیفر پساکی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا از محکوم کردن کشتار شهروندان اوکراین توسط ارتش کی‌یف خودداری کرد! حمایت یانکی‌ها و متحدان خیلی متمدن‌شان در اروپای غربی از وحشیگری و خشونت هیچ تعجبی ندارد. آتلانتیسم بر پایة سرکوب انسان و به زیر پای گذاردن لائیسیته شکل گرفته. و به همین دلیل فستیوال کن جایزة نخل طلائی را به فیلم «خواب زمستانی» اهداء کرد.
        پیام فیلم کذا این است که «نویسنده می‌باید به باورهای جمع احترام بگذارد!» در این فیلم یک پرسوناژ لائیک وجود دارد به نام آیدین. پرسوناژ آیدین هنرپیشه‌ای بوده که در یک روستای ترکیه به هتل‌داری روی آورده، و همزمان در روزنامة محلی هم در مورد «تاریخ ترکیه» مطلب می‌نویسد. آیدین با زبان گزافة آخوند هم سر سازش ندارد، و خلاصه تبدیل شده به «پرسوناژ منفور» فیلم! بله، در این فیلم پرسوناژ لائیک یعنی هنرمند، نویسنده و هتلدار تصویر منفورعام پیدا می‌کند؛ خواهر اوست که همچون آنتیگون، طرفدار احترام به باورهای جمع است، و پرسوناژ آخوند هم تصویر دلپذیر مسالمت‌جو و آشتی‌نواز دارد! جایزة «نخل طلائی» را بی‌جهت اهداء نمی‌کنند؛ این جایزه به فیلم‌های «مردمی» تعلق می‌گیرد. و این است دلیل اعدام ناگهانی امیر خسروی!
        امیرخسروی، بر اساس آنچه در رسانه‌ها آمده، برای پیش بردن کارش در ادارات دولتی ناچار بوده رشوه بپردازد؛ مسلماً رشوه‌دهندگان در ایران کم نیستند. ولی امیرخسروی به همین دلیل اعدام شد تا دریافت‌کنندگان متعهد و مکتبی رشوه بتوانند همچنان با خیال آسوده در ادارات به کارشان ادامه دهند. چرا که این بساط ـ فساد اداری ـ در واقع بخشی است از سیاست استعماری جهت ابتر کردن ساختار دولت و همزمان ممانعت از حرکت سرمایه در کشور. اگر امیر خسروی بجای باشگاه ورزشی و غیره، برای مسجدسازی و اعزام زائر به عتبات و مکه و مدینه رشوه ‌داده بود، هیچ مشکلی پیش نمی‌آمد. چرا که ساختن مسجد، و اعزام لات‌ولوت برای زیارت پول‌ها را به سوی حوزة علمیه هدایت می‌کند و نهایت امر این سرمایه‌ها به سوی عربستان سعودی سرازیر خواهد شد، و سر از بانک‌های لندن و واشنگتن در می‌آورد. بله، به قول لات و در باور جمع «پول که خوشبختی و شادی نمی‌آورد»، چرا در ایران خرج تفریح و تولید و باشگاه و کافه و رستوران و … شود، چه بهتر که این پول کثیف را در بانک‌های آمریکا و انگلستان رها کنیم و برویم در صحرای حجاز سنگ به شیطان بزنیم.
        بجای سنگ زدن به شیطان می‌توان به درگاه «الله و یهوه و غیره» هم دعا کرد؛ باشد که بیماری روانی باراک اوباما و مرض کوری و کری خبرسازان فاضلاب احترام به ادیان شفا یابد. چرا که، اگر مالیخولیای اوباما به همین منوال رشد کند، روزی از همین روزها ادعای پیامبری می‌کند، و بی‌بی‌سی هم این خبر «مهم» را از ما پنهان خواهد کرد.
        http://nahidroxan.blogspot.fr/

  96. رضا
    فوریه 19, 2014 @ 22:35:17

    آقا حامد امانت ارسالی ، به دست شما رسید
    یا نه .

    پاسخ

  97. اسیبسیبلیبا
    فوریه 23, 2014 @ 15:33:43

    زنده ایران زنده باد حکومت اسلامی ایران مرگ بر فتنه سبزمرگ بر منافقین الان ایران بهترین جای دنیا برای زندگی است شما که از امریکا یا اسرائیل یا کشورها دیگرشمار را پست بانی می کنند تا شما به کشور خود توهین کنید مرگ بر شما

    پاسخ

  98. جواد
    مارس 29, 2014 @ 00:40:25

    درود دوستان وسپاس بی کران، سایت بسیار زیبا وپرمحتوایی دارید درنهایت سادگی وبدور از شلوغی و بسیارزیبا منکه از طراحی سایت خیلی لذت بردم وهمین امر باعث شد از خوانندگان ودنبال کنندگان سایت باشم سپاس

    پاسخ

  99. جواد
    مارس 29, 2014 @ 02:37:07

    درود دوستان گرامی در قسمت دانلودفایل صوتی کتاب آیاخدامرده است بخشهای 3تکراربخش 2 است….بخش 7تکراربخش 6 است وبخش 9تکراربخش 8 است در صورت امکان تصحیح فرمایید

    پاسخ

  100. احمد
    آوریل 01, 2014 @ 07:33:35

    کتابی مفید
    نام کتاب: سایه ی عفریتها(قصه های حیوانی)
    نام لاتین این کتاب: shadowe weich
    مولف( حامد روشنگر)
    دیدن مشخصات کتاب از طریق سایت آسان نشر و بخش تازه های کتاب این سایت در سایت آمازن
    خرید این کتاب از طریق سایت نسک آور

    پاسخ

  101. ایزد مهر
    آوریل 16, 2014 @ 08:45:47

    بادرود، به عنوان یک هم میهن می‌خواستم به دوستان گرامی‌ توصیه کنم که اینجا، بخش دیدگاه در مورد این سایت را به محلی برای نشر مقالات شخصی‌ خود تبدیل نکنند که از حوصله‌‌ خوانندگان و این قسمت خارج است. دومین موضوع جالبی‌ که اینجا به اون برخوردم، اسامی اشخاصی‌ است که برای دفاع از اسلام ناب محمدی اینجا کامنت میگذارند.. دقت کرده اید که اینها همگی‌ از اسامی ایرانی‌ و غیر اسلامی استفاده میکنند؟؟ از جمله : اشنا، دوست، بیژن،آزاده و غیره و غیره… مثل اینکه اینها هم خودشون فهمیدن اسامی عربی‌ یه واکنش منفی‌ در خواننده از دیدن این اسامی رو بوجود میاره…. در خاتمه از زحمات شما سپاسگزارم و امیدوارم در راه خود پایدار باشید.

    پاسخ

    • sina
      ژوئن 04, 2014 @ 16:33:48

      دوست گرامی یه کم مثبت بین باش شاید خیلیا اسم واقعی شونو گذاشتن یا از قدیما تو اینترنت با همین اسم حضور داشتن تفکرات نژاد پرستیرو بزاریم کنار.ببخشیدا منظور بدی نداشتم .مثل خود من که اسم واقعیم سیناست.

      پاسخ

  102. شعیب
    مهٔ 11, 2014 @ 13:59:26

    نمی دانم چه بگویم اما بهتر است پیش از هر چیز به همه ی تشنه گان حق و حقیقت سلامی بفرستم و بعد از آن ازشما به عنوان یک دوست یا هر چه که خود دوست دارید نام بگذارید خواهش کنم که انقدر اندیشه ها ی نژاد پرستی ترویج ندهید همه ی ما انسانیم نمی دانیم میخواهیم چه چیز را به رخ همدیگر بکشیم این همه تفاخر برای چیست دوستان من نمیگم ایران 2500 سال تاریخ نداشته میگم 5000 سال هم داشته اما هر تاریخ و هر طرز تفکری که به معنای تمدن نیست نمی دانم آخر چه جای افتخار دارد ما که انسانیم منطق حیوانی را الگوی خو قرار دهیم تا آنجا که شکل شیر را سمبل خود قرار دهیم این تمدن 2500 ساله چه دست آوردی برای بشر امروز دارد ازتون خواهش میکنم خواهش میکنم یک نمونه اش رو توی هر حوزه ای که هست مثال بزنید خواهش میکنم . آقا باورم باورم کنید خیلی نمونده بود که من همه ی زندگیمو با این نوع طرز فکرهای خودم تباه کنم اهل قسم خوردن نیستم . بیایید صبور باشیم شکیبا باشیم و احساسی قضاوت نکنیم .بیایید از عاقبت نژاد پرستی درس بگیریم هیچ کدوم از ما به خاطر نژاد و زبان بر دیگریمون برتری نداره. سلام بر شما

    پاسخ

  103. asd
    مهٔ 31, 2014 @ 10:25:51

    از همه جا واماندگان! برین گم شین

    پاسخ

  104. sfgfgdfgd
    مهٔ 31, 2014 @ 11:00:21

    تردید ندارم که همه شما و نویسندگانهتان دچار عذاب الهی هستید در همین دنیا…

    پاسخ

  105. زمرد
    مهٔ 31, 2014 @ 12:27:05

    با سلام و تشکر ازشما و دکتر میلانی عزیز راستش کتاب شاه رو مطالعه کردم . جالب بود. می تونم درمورد تایب با شما همکاری کنم. در ضمن ممنون می شم اگه کتاب معمای هویدار رو بتونم مطالعه کنم.

    پاسخ

  106. sina
    ژوئن 04, 2014 @ 16:24:53

    دوست عزیز کتاب نقد قران از کدوم دکتر سها است؟ مارو گرفتی ؟ من خیلی معتقد نیستم .کتابشم خوندم به نظرم اشکالات زیادی توش بود هرکی این کتابرو نوشته تفسیر خودشو از قران اورده و بعد دربارش ضدو نقیض جمع کرده.در حالی که اصلبا از ابتدا معنی کلی از ایاتو اشتباه فهمیده .ضمنا برخی منابعش اشتب بود بعنوانمثال صفحه96 و خیلیای دیگه .اگه کتاب قویتر از این داری برام بزار لطفا من خودم محقق ادیانم .میتونم ضد همین کتابو بنویسم. خیلی ضعیف و نامعتبر بود.ولی ممنون از لطفتون.

    پاسخ

    • رامین
      ژوئن 08, 2014 @ 21:34:12

      مگه کتاب رو نخوندی دوست عزیز؟؟ نویسنده نوشته که دکتر «سها» نامی مستعاره.
      شما که محقق ادیانی و این کتابا جوابتو نمیده، پس بسم الله! دست به قلم شو و« ضد همین کتابو» بنویس. یک کتاب قوی و معتبر.
      از دید من هم کتاب پر باری ست و هم نویسنده گرانمایه ای داره. البته هر کس کتاب را بخواند متوجه خواهد شد.
      از گرداننده ی این سایت نیز تقاضا دارم دیگر کتاب های ایشان را ( مثل «نقد رفتار محمد») در وبلاگ قرار دهند.

      پاسخ

  107. خدا
    ژوئن 06, 2014 @ 14:05:26

    درود بر شما. خسته نباشید و سپاس بخاطر کار ارزشمندتون

    پاسخ

  108. reza
    ژوئن 12, 2014 @ 13:26:59

    آقا حامد عزیز درود نازنین بزرگوارم .هنوز خبری از شما عزیز نشده …………… قرار بود کتاب دوم میثرا اشوان را برایم ارسال فرمائید . نکند این کتاب را در بایگانی خودتان ندارید . اما تا آنجا که به بنده فرموده بودید این کتاب راداشتید .

    پاسخ

  109. sahand
    ژوئن 15, 2014 @ 17:24:18

    يار هفرهيخته نازنين، از كار سترگ شما تشكر ميكنم
    و مخصوصا
    و مخصوصا
    از آثار گرانقدر صوتي تان. راستش دوستي داشتم كه بسيار مقيد و معتقد بود تا روزيكه بيناييشو از دست داد و ازان به بعد درگير مسائل ديني-فلسفي شد و انقدر و انقدر پژوهش كرد كه مثل عمرخيام به هيچ بودن جهان و هيچكاره بودن خدا رسيد…
    باري مطالعه و پژوهش در كنار قدري پرسشگري و تدبر و منطق، لاجرم چشم جان ادمي رو روشن ميكنه… و من براي اين دوست نابينا، كتابهاي صوتي شما رو كه مثل در يتيم بي مقدارند از گرانباري و مثل ورق زر تابناك از پرباري، به تحفه ميبرم…
    وشما، نميدانيد كه چقدر عزيزيد و چه لطف بزرگي ميكنيد به ان دوست هرگز نديده تان و تمامي روشندلان اين خاك
    بازهم و باتمام وجود از زحمتي كه ميكشيد سپاسگزارم و برايتان شادي، سربلندي و كاميابي روزافزون ارزومندم.

    پاسخ

  110. عماد
    ژوئن 25, 2014 @ 18:15:21

    خسته نباشید.میشه هرماه نشریه روشنگر رو بهم ایمیل کنین ؟ تشکر

    پاسخ

  111. Abbas
    ژوئیه 03, 2014 @ 08:34:36

    با درود فراوان
    از اینکه کتابها رو برای دانلود گذاشتین سپاسگزارم
    مشکلی برای من بوجود اومده و اون اینکه برای تبدیل کردن پی دی اف به مثلا عکس برای مشاهده کتاب در تلویزیونم اروری مشاهده میشه که عنوان میکنه فایل توسط پسورد محافظت شده برای اینکه تبدیل انجام بشه چه کنم
    ممنون میشم راهنمایی کنین

    پاسخ

  112. Ariyan
    ژوئیه 17, 2014 @ 08:17:38

    با درود به شما كه براي روشنگري جوانان برومند ميهن پيشگام شده ايد : كه تنها راه آگاهي نمودن ( روشنگري ) است كه براي رسيدن به ازادي و آرزوهاي بر باد رفته مردم ايران است .من از شما و همكاران گراميتان صميمانه سپاسگزارم كه اين سايت بسيار زيبا و پر محتوا را در اختيار تشنگان روشنگر قرار داده ايد . در ضمن لطف فرمائيد
    بهترين كتاب بزرگمرد تاريخ و هرهنگ ايران شاهنامه فردوسي چاپ قديم كه سانسور نشده را در سايتتان قرار دهيد
    كه بسيار ضروري و سودمند ميباشد . خيلي سپاسگزارم

    پاسخ

  113. كوروش ايراني آريايي
    ژوئیه 24, 2014 @ 12:54:06

    دوستان عزيز!
    اگه مي‌خواهيد كه ديدگاه‌هاتون بهتر تأثير كنه، آيا بهتر نيست كه مطالبتون رو با ادب و احترام خاصي عرضه كنيد؟ مخصوصاً كه اكثر مردم جامعه‌مون مسلمونن و بعضاً متعصب! (مثلاً يكي از شيوه‌هايي رو كه پسنديدم شيوة جناب آقاي انصاري سمناني هستش. اينم آدرس وبلاگش:
    تارنگار «www.ansarisemnani.blogfa.com» با عنوان مناظرة آزاد؛ نقد آزاد؛ گفت‌وگوي آزاد).

    پاسخ

  114. parstorch
    ژوئیه 31, 2014 @ 11:23:25

    از دید من بیشتر کتاب های دانشی بگذارید بهتر است
    چرا که گذاشتن کتاب هایی در نقد و خرده گیری از دین و مذهب
    چندان کار بخردانه ای نیست .
    چرا که دین و مذهب دیرزمانی است که پرونده اش بسته شده است.
    و بهتر است دین را نادیده بگیریم و آن را به حاشیه برانیم تا
    این که درباره اش سخن بگوییم.

    پاسخ

  115. دنبالک: دربارهٔ ما (دعوت به همکاری) | دانلود همهٔ کتاب‌های ممنوعه در ایران | رنگین کمان
  116. دنبالک: کتاب یاب : دربارهٔ ما (دعوت به همکاری) | دانلود همهٔ کتاب‌های ممنوعه در ایران | رنگین کمان
  117. ایمان
    سپتامبر 18, 2014 @ 12:22:54

    چند وقتی است کتاب جدید نمیگذاری علت چیست؟

    پاسخ

  118. بندری
    اکتبر 31, 2014 @ 15:45:28

    کتاب نیرنگستان نوشته صادق هدایت رو میخواستم بگذارید

    پاسخ

  119. داود
    دسامبر 15, 2014 @ 06:52:09

    از اينكه براي به كار انداختن فكر هاي خفته كار انجام ميديد بسيار بسيار متشكرم و اميدوارم موفق و پيروز باشيد و همچنين خواستار اصلاح سر تيتر هاي بالاي سايت و قسمت سرچ هستم مثلا من به هيچ عنوان وقت خوندن پي دي اف رو ندارم ولي با اشتياق وقتي در جايي وقتم داره هدر ميره و پشت ترافك گير كردم كتابصوتي رو گوش ميكنم ولي هرچي گشتم نتونستم پيدا كنم چطور ميتوانم مثلا ليست كتب صوتي رو پيدا كنم قبلا از همكاري شما كمال تشكر را دارم

    پاسخ

  120. keristofer
    ژانویه 15, 2015 @ 00:09:53

    دوستان برای اطلاع از واقعیات کتابها وآدرس سایت را به اشتراک بزارید ..

    NOT GOD

    پاسخ

  121. يزدانی
    فوریه 13, 2015 @ 02:22:36

    با درود فراوان و تشکر از زحمات روشنگرانه شما گراميان
    لازم است اين مطالب روشنگرانه که به زبان فارسی منتشر ميشوند ، به زبان انگليسی هم ترجمه شوند و در اختيار سازمان ملل متحد ، آمريکا و کشورهای اروپائی که جمهوری اسلامی را بغل ميکنند قرار بگيرد . شايد آنها کمی از حمايتها و برسميت شناختنهای خودشان نسبت به اين حکومت ضد بشری بکاهند .

    پاسخ

  122. khanbaba
    مارس 17, 2015 @ 17:50:48

    please add PayPal to your website

    پاسخ

  123. man
    آوریل 04, 2015 @ 12:17:05

    واقعا که خر هستید این انقلاب بی نام خمینی هیچ است وبلاک را بذارید در کونتون با خودتون ونویسندهاتون

    پاسخ

  124. unknown
    آوریل 05, 2015 @ 11:37:54

    کاربر man پس اگه می‌شه و زحمتی نیست شما هم همین کار رو با قرآن و اسلام و پیامبرتون بکنید!!

    پاسخ

  125. یک ایرانی
    آوریل 06, 2015 @ 06:30:21

    آفرین، حرف حساب جواب نداره
    ضمنا کاربر محترم man همینکارو با پیروان پیامبرتون هم انجام بدین لطفا. ( طالبان افغانستان، حزب اله لبنان، داعش عراق، بوکوحرام افریقا، تروریستهای شارلی ابدو ….) و بیاد داشته باشید پیامبر محترمتون هیچ آموزه و ارمغانی بجز ننگ و نکبت برای بشریت نداشت (نمونه بارزش: الفاظ و ادبیات و اعمال و رفتارشما و دیگر پیروان اوست)

    پاسخ

  126. محمد
    مهٔ 14, 2015 @ 09:16:35

    خسته نباشید.ممنون

    پاسخ

  127. JahangiR Iranpoor
    مهٔ 18, 2015 @ 14:38:26

    با درود به شما:
    1 ـ در هنگامی که میبینیم دسته ای لاشخور به جان زبان پاک فارسی افتاده اند بجاست که ما تا مرز توانائیمان از کاربرد واژه های بیگنه بپرهیزیم .
    2 ـ از کسانی که از اسلام پدافند میکنند خواهشمندم که ایمیل خود را برای من بفرستند، من نسکی (کتابی) بنام «نمایشنامه سگها و آدمها» را برایشان به گونه پ.د.ف.خواهم فرستاد ، امیدوارم که پس از خواندن این نمایشنامه و اندیشیدن به آن «مسلمان» ماندنی (باقی) باشید.
    یا سپاس :
    j.r.iranpoor@gmail.com

    پاسخ

  128. دنبالک: 122 – ) : معرفيِ دو كتابِ ناب از وبلاگِ « آزاديِ ايران » |
  129. arya bagheri
    مهٔ 31, 2015 @ 23:03:04

    با یکدنیا سپاس این کار شما بزرگترین اسلحه ایست که در اختیار ومردم ایران جهت مبارزه با خرافات واین حکومت جهل و خون جنون قرار دااده اید سپاس مجدد آریا باقری

    پاسخ

  130. خوش بین
    ژوئن 06, 2015 @ 15:59:10

    درود خدا بر شما
    بسیار عالی
    پاینده باشید .افسوس که دسترسی به همه ی این کتاب ها آسان نیست و در ایران مردم یا به فکر نون شب هستند یا در راه ترافیک و به کتاب خواندن فکر نمی کنند .

    پاسخ

  131. sadam
    ژوئیه 12, 2015 @ 10:33:35

    خوب در قدم نخست اولا خودم از خداوند بزرگ سپاس گزارم که من را به اسلام دین توحیدو حق هدایت نمود. من نمی دانم شما سگ شویای استعمار از این دین چه بدی دیدید که این قدر پشت این دین یعنی اسلام را گرفتید.و در باره این دین هر آنچه وسوسه شدید ابراز می نماید. حالانکه خوب می دانید که حقایق مسلم علمی امروزه در اطراف قرآن می چرخد. خوب به هر صورت این مطالب را که در اینجا و این سافت ویر های که در ایجا اپلود کردید تمامی آن برضد قشر جوان هستند وبه راستی که شما دوس های استعمار هستید و از جمله کثیف ترین انسانهای روی زمین میباشد فهمیدید سگها

    پاسخ

  132. رضا
    اوت 24, 2015 @ 16:40:02

    حامد عزیزم چرا خبری از شما نیست ؟ بیش از یک هفته است که من منتظر پاسخ شما هستم

    پاسخ

  133. کیان
    سپتامبر 04, 2015 @ 09:48:47

    لطفا برای دانلود همه کتابها بصورت یکجا به من لینک معرفی بکنین ( از طریق دانلود ، دریافت از طریق ایمیل و یا حتی خرید ) منتظرم. سپاسگذارم

    پاسخ

  134. رضا
    سپتامبر 06, 2015 @ 19:26:26

    بله حامد عزیز با ایمیل خودم ارسال کردم عزیزم

    پاسخ

  135. رضا
    سپتامبر 10, 2015 @ 14:21:42

    حامد عزیز با درود ، علت خاصی دارد که پاسخ بنده داده نمی شود

    پاسخ

  136. jalali
    سپتامبر 15, 2015 @ 22:53:31

    من در خواست صحبت با خانم برادران رو دارم رهنمایی بفرماید

    پاسخ

  137. shahrokh
    اکتبر 21, 2015 @ 10:12:22

    میپرستمتون.میدونید بااین خدمت ارزنده تون چندهزارایرانی روزنده کردیدوخردشون روبیدار.سپاس هزارسپاس.میپرستمتون.پرتوان وتندرست باشید.

    پاسخ

  138. ایران
    اکتبر 29, 2015 @ 15:42:36

    بادرود
    ضمن تشکر از زحمات و قدردانی بابت همه اقدامات شما عزیزان باآرزوی موفقیت و سربلندی شما ها و ایران

    پاسخ

  139. رضا
    نوامبر 01, 2015 @ 19:32:15

    حامد عزیزم ، با درود . علت عدم ارائة کتاب مورد نظر چه علاقه مندان چه می تواند باشد .

    پاسخ

  140. mahdiar
    نوامبر 06, 2015 @ 06:59:46

    نسبت به شما خیلی عالی هستش….

    پاسخ

  141. hirod
    نوامبر 23, 2015 @ 08:29:33

    سلام و تاسف
    واقعا براتون متاسفم این چه سایت اشغالیه بازکردید خجالت نمی کشید به ولایت فقیه بی ادبی میکنید اگر پیامبر را قبول دارید ولایت فقیه همان ولایت محمد رسول الله است وبی احترامی به رهبر بزرگ وار جهمهوری اسلامی ایت الله خامنه ای مانند بی احترامی به پیامبر است.
    ای بر پدر مادر کسانی که این سایت ها را باز میکنند تا جوان های دین دار مارا از راه بدر کنند خدا لعنتتان کند.
    با خواندن اولین جمله از کتاب ایات شیطنی ان را حذف کردم و از خداوند طلب ببخشش کردم بابت خواندن این کتاب جهنمی…شما چه طور به خودتون اجازه میدید این کتاب های جهنمی را برای دانلود بگذارید.
    من ایمانم استوار بود به ولایت فقیه و امام خامنه ای عزیز که در دل ما جا دارد ولی ممکن است بعضی ها سست پایه باشند از نظر ایمان و انهارا شما اشغال ها میخواهید از راه بدر کنید تا بر علیه دین خدا مکتب پیامبر و شهیدان توهین کنند و روی برگردانند…
    خجالت بکشید انسان های پست و جهنمی شما ها باید در اخرین طبقه ی دوزخ بسوزید ای بر پدر و مادرتان بیاد عوضی ها اخه چطور به خودتون اجازه میدید بر علیه جمهوری اسلامی توهین کنید این جمهوری .جمهوری است خدایی و پیامبری و با رهبری امام خامنه و بقییه برادران در تلاش اند که به ملت ایران کمک کنند و خیر ما را میخواند اگر جمهوری اسلامی نبود ما چطور میخواستیم در برابر عراق مقاومت کنیم بعد شما به خوبی و خیر پشت میکنید ….اشغال ها جهنمی ها….مگر وجدان ندارید….اشکم را در اوردید
    حرف های امام خامنه ای را گوش کنید می بینید تمام حرفای ایشون از روی خیر خواهی و دوس داشتن ما هاست واقعا شرم کنید از این کاراتون عوضی ها…
    برای این سایت باید قیلتری قوی تر گذاشته شود تا جوان های ما از ولایت فقیه برنگردند ولی گاهی برای بعضی از عاقلان مانند من خوب هست تا از گناهان شما انسان های جهنمی و اشغال و پست درس بگیریم و ایمانمان به اسلام و ولایت فقیه پایدار تر و استوار تر شود..
    خداوندا منو ببخش که گناه کردم و چند کتاب از این سایت جهنمی دانلود کردم…
    اگه نوشته من را خوندید خوب به ان فکر کنید و مانند من از خدا بایت این گناه بزرگ طلب بخشش کنید…

    پاسخ

    • maloon
      نوامبر 26, 2015 @ 08:08:10

      با درود فراوان به آقای هیر و د عاقل،
      من از اینهمه اظهار محبت و بندگی شما در مقابل «امام» خامنه‌ای شگفت زده و شرمنده گردیدم و امید وارم شما و «امام» شما هر چه زود تر به بهشت مشرف گردیده
      و در کاخی که ۷۰ هیات دارد و در هر هیات ۷۰ اتاق و در هر اتاق ۷۰ تختخواب
      و بر هر تخت ۷۰ حوری باکره منتظر افرادی مانند شما و امامتان میباشند مشرف گردید
      این کتابها را برای افرادی بی‌ عقل مانند من در این سایت گذشته اند
      نه برای عاقلانی مثل شما مجریان این سایت را ببخشید آقای عقل
      و دیگر از این گناه‌ها نکنید با بی‌ عقلی کامل به شما عاقل بدرود می‌گویم

      پاسخ

  142. سیاوش
    نوامبر 24, 2015 @ 07:30:01

    با سلام و احترام فراوان خدمت مدیریت محترم سایت
    ضمن تشکر از مدیریت سایت به خاطر افشاگری جنایات این قاصبان و روشنگری مردم ، با طلاع آن کاربر با نام hirod میرسانم که اگر واقعا دیدگاه شما اینه که واقعا خاک بر سرتان با این دیدگاهتان. ملت رو چاپیدن فاتحه ملت رو خوندن بعد شما میگی ایمانم به ولایت فقیهه. شما قطعا در عصر پارینه سنگی زندگی میکنی و نه در قرن بیست و یک . مطلب زیاد است ولی فکر کنم لالائی به گوش خر خواندن است.

    پاسخ

  143. ابراهیم
    دسامبر 20, 2015 @ 09:56:19

    دین اسلام قانون خدانیست وافکار محمد است و برای معلومات بیشتر به بروی لینک زیرکلیک کنید!www.learningaf.wordpress.com

    پاسخ

  144. ایرانی
    فوریه 15, 2016 @ 17:03:18

    با درود فراوان برشما، از شما سپاسگذارم، آزادی را این میدانم که هرکس هرچه را خواست بخواند بدست آورد، اگر کسی با خواندن کتابی ناراحت میشود ، خوب آن را نخواند! نباید بخواند و دشنام بدهد! تنها کسانی از کتابها میترسند که در ژرفای اندیشه تاریک خود فرو رفته اند و یارای ایستادن در برابر نور راستی و درستی را ندارند.
    به کفتارهای نادانانی که ساندیس اندیشه و خرد آنها را ازبین برده است گوش فرا ندهید و آنها را به خود واگذارید که همانند شغالها در هراس از آمدن خورشید ناله ها سر دهند! بگذارید زوزه کنند!
    همیشه پاینده و برقرار باشید .

    پاسخ

  145. Arya ( اریا )
    مارس 18, 2016 @ 20:45:25

    درود بر مدیریت وبلاگ
    لطفا سپاسگزاری بنده رو بابت این وبلاگ عالی و بی نظیرتون که در حوزه کتاب و در امر مطالعه و روشنگری فعالیت میکنه، پذیرا باشید.
    نوروز باستانی و سال نو پیشاپیش بر شما همایون.
    امیدوارم در سال جدید وبلاگ بیش از پیش گسترش یافته و گام های بلند دیگری در زمینه خرافه زدایی و خردگرایی برداشته شود.
    برای شما در سال اتی پیشرفت و موفقیت توام با بهروزی و شادکامی خواهانم.
    مانا باشید و جاوید.
    اریا

    پاسخ

  146. amrolah
    آوریل 05, 2016 @ 11:31:19

    در یوتیوپ کلیپ صوتی وتصوبری از قسمت رسالت علی دشتی گذاشتم .لطفا نظر دهید

    پاسخ

  147. Alex Rafi
    آوریل 11, 2016 @ 01:48:54

    رفتم به بهشت از پی حور و پری، از هیچکدام نبود آنجا خبری

    رندی چو مرا دید چنسین گفت به من، خوردی تو فریب شیخ راستی که خری

    هر گنبد مسجدی نشانی ز زن است ، پستان زنی که پر شده از لبن است

    کلدسته مسجد است چون آلت مرد ، اسلام به فکر نیمه را بدن است

    چه شده؟
    ویران شده وطن ام، نشنیده مانده سخن ام
    آواره دیاران من ام، سی و چندی است دور از میهن ام
    اینان که اکنون حاکم اند، بر ما با ستمکاری قایم اند
    همه اینها نیز می روند، چون بسیار اندک و کم اند
    اموال ما را دزدیده بردند، ما را کشتند، خون ما را خوردند
    فکر میکنند می مانند، یاسین به گوش خودشان می خوانند
    بی شک این ها همه رفتنی اند، رفتنی و مردنی اند.

    شاد باید بودن
    با چه ؟ با جشن بزرگ نوروز، بعد از آتش افروز، دور یک سفره هفت سین بزرگ
    پای باید کوبید، دسته جمعی رقصید، همه با هم خندید، شادمان باید بود
    بست باید در غم، گریه نا شایست است، جست و خیزی باید
    سال ایرانی ما ، پر ز جشن و شادی است، غم در آن راه ندارد هرگز
    جشن نوروزی ما ،پر ز شیرینی و قند، روی هم سیزده روز، روز سیزده همه در باغ گل و گلزار اند
    شاد باید باشیم ، شاد باید بودن کارمان خندیدن ، کارمان رقصیدن، زندگی باید کرد تا که زنده هستیم
    مرده ها خاک شدند، روز آنها رفته ، مرده رفته خفته، نه مقدس باشد، هر که خواهد باشد
    مهرگان مهر به دلها بدهید، جشن آبانگان هم ، آب بازی بکنید، شب یلدا که رسید، فالگوشی بکنید
    روز بعد از یلدا، روز نور و خورشید، روز گرمی باشد، روز مهر تابان، جشن هم جشن سده، پس از آن هم سوری
    جشن چار شنبه سوری، پاس دارید آتش، آب و خاک و آتش، با هوا ، گر نباشد ما هم، نتوانیم بمانیم به پا
    با خرافات نگردید عجین، چونکه گردید غمین، شادمانی بنمایید همین، و همین است و همین.

    پاسخ

  148. Alex Rafi
    آوریل 11, 2016 @ 01:53:23

    باید خراب کرد
    باید خراب کرد، ، دیوار حاشا را، دیوار بیجا را، دیوار کشتن را، دیوار تنها را، دیوار دعوا را ، دیوار مکر و ریا را، باید خراب کرد
    باید خراب کرد، ، دیوار دروغ و نا سزا را، دیوار جدایی ها را، دیوار سوایی ها را، دیوار خودی و نا خودی ها را، باید خراب کرد
    باید خراب کرد، دیوار جهل را ، دیوار دیدن عکس در ماه را، نامه انداختن در چاه را، دیوار ترس از گناه را ، باید خراب کرد
    باید خراب کرد، دیوار تقدس ها را، دیوار اختلاف دین ها را، دیوار اختلاف بین ما و شما را، دیوار دیوارها را، باید خراب کرد
    باید خراب کرد ، دیوار ذکر و دعا را، دیوار خدا شفا را، دیوار سرکردن چادرها را، دیوار حکومت دین ها را، باید خراب کرد
    باید خراب کرد، حکومت روضه خوانها را، تعیین تکلیف کردن فقها را، دیوار بین دارا و فقرا را، مکر وهم ریا راباید خراب کرد
    باید خراب کرد، دیوارهای تقدس شیخ و ملا را، حکمرانی بسیج و سپاه را، دیوار سرخ و سیاه را، دیوار زندانها را، باید خراب کرد
    باید مدرسه کرد همه مسجد ها را، باید به مدرسه برد کودکان کار را، باید به بیمارستان برد بیمار را، باید ایجاد کرد فراوان کار را باید به فکر آبادی بود، باید دانش اندوخت، باید جهل را سوخت، باید دوسنی با دیگران را آموخت، کبر و خودخواهی را به دیگران نباید فروخت، میهن را باید دوباره از نو ساخت، باید به کار سازندگی پرداخت، وگرنه، باز هم همین آش و همین کاسه.

    نسوزان
    ایرانی، تو میتوانی به سهم خود، خانه ات را آباد کنی ، اگر پول خودت را نسوزانی، آری تو میتوانی خود و خانواده ات را نیز از بیماری برهانی، به شرطی که پول خودت را نسوزانی، تو با سوزاندن پول ات، خودت را هم می سوزانی، و خودت نمیدانی که میتوانی پول خودت را نسوزانی، تنها یکبار اراده کن و به خودت بگو، نه من از امروز دیگر سیگار، تریاک ، هرویین و یا هر ماده مخدر دیگر نمی کشم، همین نه گفتن تو و خانواده ات را از فقر، بیماری، و مرگ رها می سازد. و. نجات میدهد، فقط بگو نمی کشم، نمی کشم.

    در ره است آن روز
    خنده رفته از لب مادر، گریه اندر دیده فرزند، دل شده در بند، از عبا وهم از این سربند
    شادی از هر خانه بیرون رفت، خشم اندر کوره کین توزی اندر تفت، این همه رفته به ما از نفت
    سر نهاده مردمان بی شام بر بالین، از همان روزی که گستردند فرش دین، شد زمین ما به خون آذین
    شد فروغ آتش زرتشت هم خاموش، نیست مهری در دل و گرمی به هیچ آغوش، کر شده هر گوش
    بر سر هر کوی و هر برزن بسی فریاد، نیکی و خوبی بکلی رفته از هر یاد، گشته ظلم آزاد
    تا انیرانی شده حاکم بر این ایران، می کشاند خاک ما بر وادی ویران، شیخ بی ایمان، دشمن هر جان
    هیچکس دیگر نباشد بر کسی یاور، مرده هر اندیشه و باور، در غروب غم شده خورشید در خاور
    کوچه ها در حسرت عابر؛ بامها در حسرت باران، باغها در حسرت انگور، مرده ها بی گور
    نو جوان بردار، ساربان بی اُشتر و افسار، مردمان بیچاره و بیمار، تاجران هم خفته در بازار
    چشمه ها بی آب، کودکان در انتظار مادران بی تاب، عکسهای کشتگان در قاب، رفته هر اندیشه ای در خواب
    سفره ها در انتظار نان، جسم ها خالی شده از جان، مهر هم افتاده در زندان، رفته بر ما جور از شیخان
    در نیستان نی نمی روید، پیر هم در خواب اندوه است و دیگر قصه ای ما را نمی گوید، قلبها هم مهربانی را نمی پوید
    حاکمان را دزدی و غارت شده پیشه، می بُرد هر ریشه با تیشه، تیغ بران می زند هرگونه اندیشه
    باز بر می خیزد از خواب گران ایران، تا براند از خودش این شیخ بی ایمان، تا در آرد عشق از زندان، تازه گردد
    جان
    چشمه ها پر آب میگردد، رخت می بندد شب و مهتاب میگردد، شادمانی باز می خندد، بر قساوت راه می بندد
    دین دیگر خونی نمی نوشد، شیخ دیگر رخت دین بر تن نمی پوشد، چشمه کشتار هم دیگر نمی جوشد
    از همین امروز ، در ره است آن روز، گر به پا خیزیم یک باره، درد بی درمان شود چاره، بر وطن برگردد آواره
    بیست و سوم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و چهار برابر با دوازدهم فوریه دوهزار و شانزده

    دورود زادگاه من
    دورود میهن، ای که کوچه های تو اسیر، اسیر دست عده ای اجیر، اسیر دست مزد گیر
    دورود مردمی که چهره در هم اید، دورود مردمی که در غم اید، مگر شما ز شیخکان کم اید؟
    که اینچنین زیاد رفته اید، به خاک غم به خانه ها نشسته اید، دو دست خویش را به غصه بسته اید
    درود نسل جاری جوان، مخور فریب ناکسان روضه خوان، به قالب نیای خود بمان، سرود فتح را بخوان
    رهان تو میهن از خراب، به بستر سکوت خود مخواب، بشوی دست خویش از این کتاب
    بسان شمس خاوری بتاب، رهان تو میهن از سراب، ز دست جیره خوار دزدلا کتاب
    چهار بامداد سه شنبه چهارم اسپند ماه 1394، برابر با 23 فوریه 2016، کالیفرنیا

    در بودنم
    از این زمانه چه بسیار آموختم
    از عشق کودک کار به نوشتن مشق در کنار پیاده رو ارزش دانش را به من آموخت.
    رویش گل نرگس آمدن نوروز را به من آموخت.
    گلفروش خرد سال، گل خریدن را به من آموخت
    باران، خانه کارتن خواب را ویران کرد.
    به بیراهه رفتن دیگران راه درست را به من آموخت.
    من از ظلم ستم دیگران مهربانی را آموختم
    در کویر زندگی ارزش آب را شناختم.
    قلب مادرم از حرارت تب من آتش گرفت.
    از نگاه دختر گلفروش دریافتم که باید از او گل بخرم.
    کاسه مهربانی همسایه شکم گرسنه ای را سیر کرد.
    زنی میگفت برای استخدام رفته بودم که نگاه کار فرمای مرد را به زنان شناختم.
    مهمانی که میزبان به اکراه به خانه راهش داده بود از صاحب خانه میخواست که برایش جشن تولد بگیرد.

    پرنده مرا به یاد پرواز انداخت.
    قفس پرنده ای کوچک مرا به یاد زندانی بزرگ انداخت.
    گاهی زندان میتواند به اندازه کشور باشد.
    سگی را لقمه نانی دادم، او به من وفا داری را آموخت.
    از آن روزی که بی وطن شدم ارزش وطن را دانستم
    جوانی را دیدم که دست و پایش را در میدان جنگ گم کرده بود.
    دست هر کس را گرفتم تا از زمین بلندش کنم مرا به زمین زد.
    پیری را دیدم که پشتش از بار زندگی خمیده بود.
    آیینه تمام قد خانه ام بهترین دوست من است.
    به دنبال گل قاصدک بودم که به تو رسیدم
    کشاورز با پای برهنه باغ را آبیاری میکرد تا پای خودش هم آب بدهد.
    دیوار دین تا ثریا کج رفته است.

    مُفت خور ترین آدم ها روحانیون ادیان هستند که هیچگاه کار نمی کنند.

    خون آوران
    گلهای سرخ خون آوران، روییده از اشک چشم مادران، در پهنه خاک خاوران
    دشت کربلای خاوران، آرامگاه نسل جوان ایران، نشانه کشتار بی حساب شیخان
    شیخان بی ایمان در خوزستان، آتش زدند سینما رکس آبادان، سوزاندند مرد و زن و کودکان
    این است دست آورد دین و ایمان، که بر ایران رفته به دست شیخان روضه خوان

    آش و جاش
    سالهای پیش خواندم در کتاب، از علی آموز تو اخلاص ناب
    بشنو از من این زمان اندرز من، حاصل آن شعر باشد این سخن
    از علی ناموز هرگز تو عمل، سید علی چون هست استاد دغل
    سید علی قتا ل و هم مکار هست، فکر و ذکرش دزدی وکشتار هست
    دشمنی در ذهن خود پرورده است، دشمن فرضی به هر جا برده است
    از همان روزی که گردیده ولی، بس ستم کرده است بر ما سید علی
    کرده ویران کشور ایران ما، او چه میخواهد دیگر از جان ما
    فکر کرده مجتبی رهبر شود، قبل از اینکه سید علی پرپر شود
    کرده چون ویرانه ایران شیخنا، باید از نو مملکت گردد بنا
    مردمان ما گرسنه بی غذا، شیخ فکر جمکران و سامرا
    زیر سرنام خدا و نام دین، هرچه میخواهد کند شیخ لعین
    تا که ما در خواب دین در بستریم، تا به دنبال خدا پیغمبریم
    آش را با جاش شیخان می برند، در دیار غرب ویلا می خرند
    تا سر ما بر زمین تَه بر هواست، تا امید ما به دین و یا خداست
    روزگار ما شود بدتر از این، شک نکن باشد خطر اندر کمین

    پاسخ

  149. Alex Rafi
    آوریل 11, 2016 @ 01:57:16

    انتصابات آخوندی ، نه انتخابات
    باز گاه انتخابات آمده ، نی ، زمان انتصابات آمده
    شد زمان مکر و نیرنگ و ریا، می رسد بر ما بلا از کربلا
    جعبه و صندوق هم نیرنگ باز، در تقلب جعبه باشد کار ساز
    تا که بر ما حاکم است این شیخ پست ، باز مکر دیگر اندر راه است
    رای دادن مملکت ویران کند، شیخ نتواند که آبادان کند
    تا که بر تخت است این قوم جَمَل ، رای ما هر گز نخواند این دغل
    رای دادن بیخود و بیهوده است، چونکه دست شیخها آلوده است
    دستشان آلوده خون گشته است، چونکه بسیاران جوان را کشته است
    گر نشیند شیخ بر پشت حمار، بر کِشد از گُرده آن خر دمار
    بر حذر باشید از این قوم دون، تا نگردد کارگر مکر و فسون
    روز رای در خانه مان و شاد باش، دست کم یک روز هم آزاد باش

    موسیقی در دانشگاه حرام شد
    موسیقی اعلام گردیده حرام، غم مخور ای خوش خرام ای خوش مرام
    تو به آوا و به آهنگ ات بخوان، رقص کن تا میتوانی خوش خرام
    خاک ایران خاک فرزندان ماست، رقص و خنیا در همه ایران ماست
    مردمان ما گریزان از عزاست، خنده و شادی به هر دردی دواست
    می رود در زیر زمین خنیا گری، پای کوبان دختران بی روسری
    هر پسر یا دختری دانشگهی است، هر کسی را دانش و هم آگهی است
    می روند ایرانیان در راه خود، می رسند بر اوج و هم بر جای خود
    هرکه میخواهد بگوید حرف مفت، هیچکس هرگز نخواهد آن شنفت
    هست شادی در روان و جان ما، کعبه آمال ما ایران ما
    رویا
    چه همایون شب نیکویی بود، چه معطر گل خوشبویی بود
    با شما بودم و در جمع شما، شادی و هلهله هر سویی بود
    بزمی آراسته و خنده کنان، ساحل رود چو آمویی بود
    همگی شاد در آنجا بودیم، خبر از هایی و نه هویی بود
    ساعت دو چو گشودم دیده، یکه این دایی و خالویی بود
    لذتی داشت که با هم بودیم، گرچه مانند سر مویی بود
    دوش در خواب شما را دیدم، کار ما شادی و گل گویی بود
    جنگ ؟
    به یقین بدانید که جنگ ننگ است ، حتا اگر با چوب و سنگ است
    آنکس که به هر دلیلی می کشد انسانی را، دیوانه و گیج و منگ است
    نخستین کار زورگویان دوران ما ، دزدی، و آدم کشی و جنگ است
    در میدان نبرد حلوا پخش نمی کنند ، در نبرد هماره تیر و تفنگ است
    آنجا برای کسی خنیا گری نمیکنند، موسیقی آنها بنگ و بنگ است
    در این زمانه بیشتر جنگ افروزی، کار حاکمان زورگوی فرنگ است
    کار آنها با دیگر کشورها ی صاحب معدن ، پر از مکر و هم نیرنگ است
    دروغ آنان به راحتی باور میکنند، آنها که جهلشان بیش از فرهنگ است
    دیکتاتورها نیز مردم را می کشند، هر جا که قافیه برایشان تنگ است
    هرکس که مردم خود را می کشد، به راستی که احمق و الدنگ است
    امروز اگر او با شما یک رنگ است، فردا چون طاووس رنگ به رنگ است
    یادتان باشد که جنگ همیشه ننگ است، حتا اگر بدون چوب و هم سنگ است

    پاسخ

  150. baba
    آوریل 26, 2016 @ 07:29:23

    جناب شهریاردستان شماوهمکارانتان رامیبوسم کارتان درحدسپیده صبح روزبعدازشب یلداست،ایکاش 30یا40پیش امکان خواندن این کتابهاراداشتم،ایکاش… خوشبختانه بازحمات ولطف شماامروزپسر13ساله ام به این گنجینه دسترسی داردوبسیاری ازکتابهارامیخواند.نگاهمان به زندگی دگرگون شده واقعا مدیون وسپاسگزارتونیم.تندرست شادوسربلندباشید.

    پاسخ

  151. ناشناس
    آوریل 26, 2016 @ 08:50:43

    با سلام من در این کانال تلگرام تبلیغ وبلاگ شما را کردم و برنامه‌های رضا فاضلی را برای روشنگری هموطنانم گذاشتم. @RezaFazeli

    پاسخ

  152. رضا
    ژوئیه 01, 2016 @ 20:09:26

    حامد جان تماسی با من بگیر

    پاسخ

  153. amir
    ژوئیه 08, 2016 @ 11:54:20

    درود خداوند دانا بر آنان که دانائی را ترویج می کنند

    پاسخ

  154. اميد
    ژوئیه 11, 2016 @ 09:03:26

    با درود فراوان

    ابتدا سپاسگذارم از گردانندگان اين سايت كه در اين خفقان فرهنگي و اجتماعي ، دريچه اي رو گشوده اند تا هواي آگاهي اي كه توسط روشنفكران به بدن جامعه دميده ميشه رو استنشاق كنيم و همچنين درود مي فرستم به اهالي فكر و انديشه اين مرز و بوم كه با تمام مرارتها ، كاستيها و ناملايمات حتي تاپاي جان هم براي روشنگري و آگاهي اين جامعه كه در حال برخواستن از خواب ١٤٠٠ ساله خود است از پاي ننشسته اند.

    پاسخ

  155. اميد
    ژوئیه 11, 2016 @ 16:49:09

    دوست ديگري انگ وطن فروشي به نويسندگان زدن و پرسيدن چرا در كشور خودشون يعني ايران كار نميكنن، در كشوري كه براي يك كاريكاتوريست حكم زندان آن هم دوازده سال و براي دگرانديشان ديني طبق حكم الله شان و احاديث حكم ارتداد و مرگ صادر ميشه اين سوال بسيار مزحك و بچه گانه است ، دوست ديگري فرمودند كه كتابها رو مي خونن تا عقيده و ايمانشون محكمتر بشه، فقط به اين سوال من جواب بدين، اگه به گفته پيغمبرتون قرآن كلام الله ست و هيچ تحريفي هم در اون صورت نگرفته ، چرا بايستي به كلام الله تون و پيامبرتون و امامان به اصطلاح معصومتون شك داشته باشين كه حال با خوندن اين كتابها بخواين پيچ و مهره هاي شل شده ايمانتون رو سفت كنين؟
    نفر بعدي گفتن كه بريم و به كتابهاي ديني رجوع كنيم ، آقاي به اصطلاح روشنفكر تمامي كتابهاي ديني شما بر اساس قرآن و سنت و احاديث جعلي پايه گذاري شده كه در اونها تنها چيزي كه نمي توان پيدا كرد زبان علم و منطق ست ، يك نمونه فقط نوشته هاي دروغ گوي بزرگ شيعيان ( مجلسي) كه تا توانسته از بالا و پايين خود حديث جعل كرده تا جبران سكه هاي و طلاهاي دريافتي از شاهان آدمخور صفويه را كرده باشد

    پاسخ

  156. اميد
    ژوئیه 11, 2016 @ 16:58:19

    نميدونم چرا حتي يك محقق ديني( آخوند و ملا) نمياد و پاسخي عقلاني و منطقي به اين مطالبي كه در كتابهاي ضد ديني نميده ( البته كاري رو كه اجدادشون در زمان جنگها شون انجام ميدادن كه همون توهين و فحاشي ست رو به درستي انجام ميدن تا ريشه و فرهنگ دين مبين الله عربي شون كه نمايان شده رو هويداتر كنند)

    درود بر غيرت مردان و زنان آگاه و آزاد كشورم كه با فداكاري و پايداري هنوز هم دمي دست از روشنگري و نماياندن چهره اين مادون حيوانات بر نميدارند.
    سپاس

    پاسخ

  157. اميد
    ژوئیه 14, 2016 @ 08:38:46

    با درود دوست گرامي
    اين سومين پيغام اينجانب است كه درخواست كردم تا يك جيميل به من بدهيد تا كتابهايي را كه به صورت صوتي درآورده ام را برايتان ارسال كنم ( ايميل ياهو به علت امنيت پايين مناسب نيست) ولي شما تا به حال حتي يك مرتبه هم به من پاسخ نداده ايد كه جاي تاسف و دلخوري داره.
    لطفا اين پيغام رو در سايت نمايش ندين.

    با سپاس

    پاسخ

  158. فردی نگران
    سپتامبر 04, 2016 @ 16:59:32

    با درود
    من مطالعه های متوستی در باره شیطان پرستی داشته ام و بنظرم بهتر است اطلاعاتی را راجع به بعضی مساعل برای افراد نا اگاه تند رو بدهم که با مطالعه کاملا قابل اسبات است (افرادی که رهبری را قدیس و جمهوری اسلامی ایران را مدافع اسلام می گویند):
    جمهوری اسلامی ایران نه اسلامی بلکه شیطان پرستانه است:
    1.پرچم ایران تشکیل شده از چند نماد درهم شیطان پرستانه که بی شباهت به سیک ها نیست.شامل صلیب برعکس ودر بند که به معنی خداپرستان دربند واثیر(بخخش میانی و به طور وازه پایین نماد)برج شیطان که به معنی سرزمین شیطان یا سرزمین فرمان بران شیطان(لام ئوم به اعتقاد عامه) نماد شیطان (تشتید)پرنده شیطان که به معنی فرمان برانشیطان است که در حال اثیر کردن انسان است.(کل نماد)؛که در مخموع میشود؛شیطان پرستان برهبری شیطان این سرزمین را فتح و خدا پرستان را اثیر کرد.
    2.ساختمان ها و معسسات بزرگ ایران که در نماد ها غرغ اند.(اینجا نمی گنجد)
    3.مجلس؛هرم است.ساختار داخلی اش که خود دارد وباید گفت که جای بحث دارد.
    4.میله ها و دیوار های مرزی ایران که بسیار نامحسوس سرزمین شیطان را خوشامد یا مژده میدهند.
    5.دکل ها ودیگر موارد عمومی ایران که اغلب سرزمین شیطان را اعلام می کنند.
    .
    .
    .

    خاهش مندم فکر و مطالعه کنید و این رانیز بدانید فرمانسونری بشدت نماد گرایند تا جایی که مقدس ترین مکان های مسلمانان و مسیحیان دارای بسیاری نماد های شیطانی اند.

    پاسخ

  159. yousef
    نوامبر 08, 2016 @ 19:30:10

    بادرود. تشکر فراوان از زحماتتون. لطفا کتابهای جدید بزارید . بارها اومدم بروز رسانی نیست وبلاگتون

    پاسخ

  160. سیاوش از تبریز
    نوامبر 21, 2016 @ 16:04:08

    درودهای گرم و زمستانی از پیر شهر ایرانمان از خاستگه سرخ جامگان و مشروطه خواهان و از زادگه کسروی مظلوم ره دموکراسی ..باری از قوجا تبریز ایرانمان ..هم میهنان فرزانه وطن به داشتن فرزندانی همچو شمایها بر خود می بالد ..و به عشق و امید داشتن فرزندانی همچو شمیهاست که سر افراز بر بلندای پر پیچ و خم تاریخ خم بر ابرو نمی آرد به امید دیدار درایرانی دموکراتیک ..خرد هماره یارو نگهدارتان و پاینده ایرانمان

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: